ای زمان یا با
تو نخواهم زیست یا تو را با آزادی خواهم آراست
به عنوان يك طرف زندگي،
سرنوشت خود را آزادانه
تعيين نماييد!
االبته كه شما ميتوانيد مباحثي را انجام دهيد.چيزي كه
ميتوانيد از ما بخواهيد، آزادي بحث است. فشار محيط وجود
نخواهد داشت. اما شما هم بايد برخورد صحيحي در مقابل
ديسيپلين تشكيلاتي، پافشاري و نگرشهاي اشتباه در اين مورد
داشته باشيد. مهمترين چيز اين است كه بايد يك طرف
انتخابكننده و مبارز در يك زندگي مطلوب باشيد. زبانتان
بايد باز شود، مغزتان بايد كار كند و قلبتان بايد بتپد.
بايد در اين مورد خلاق و قوي شويد. شما يك طرف زندگي
هستيد. به نظر من بايد به آساني و يا همخوان با مرد تنظيم
نشويد. بلكه بايد مطابق خود تنظيم شويد. هر چيز كه جهت
سلامتي، آزادي و به عنوان جنس جهت تعيين سرنوشت شما لازم
باشد، آن را انجام دهيد.
رفتار آزادانه اين است. مشكلات شخصي در اين چارچوب
ميتوانند حل شوند. شايد در گذشته روابط مختصري داشتهايد.
نه آنها را براي خود همچو مشكل درآوريد و نه در آرزوي
آنها باشيد. دنيايي جهت از دست دادن نداريد. اما دنيايي
براي بهدستآوردن وجود دارد. اگر اينگونه باشد بدون
اينكه تحت تاثير گذشته قرار بگيريد، با احساس كين نسبت به
آن پيمايشي باشكوه به سوي آينده را ميتوانيد آغاز كنيد.
همچنانكه تئوري آزادي خلق ما نيز اينگونه ايجاد شد.
پراكتيك آزادي شخصي ما هم از اين شاخصها نيرو گرفت.
شيوهي رابطهاي را انتخاب كنيد كه تمام اينها را مبنا
قرار دهد. هر اسمي كه ميخواهيد بر آن بگذاريد. اين معقول
و با ارزش است. شيوهاي كه اين چارچوب را قبول نميكند و
طرد مينمايد هر اسمي كه ميخواهيد بر آن بگذاريد، معقول
و با ارزش نيست.
آيا ميتوانيد در اين چارچوب حركت كنيد؟ در اين مورد در
تلاشم. آيا ميتوانيد اين را درك كرده و مطابق آن پشرفت
نماييد؟ در مباحث به خطاي متد دچار نشويد. در گذشته چه شد،
بين من و فلان مرد چه گذشت و غيره. به اين نقاط مشغول شدن،
پايينآوردن سطح مباحث است. حتي ممكن است كه عاشق شده
باشيد و نامزد و يا ازدواج كرده باشيد. اما مشكلات آزادي
باز هم مصداق دارند. وقتي بحث از مشكل زن است، براي هر كس
آسان بودن تداعي ميشود. اما درست برعكس، مشكلي جدي است.
نبايد با "فاسد"ناميدن تمام روابط، از آنها بريد و دور
انداخت. روابط بسيار با ارزشي ميتوانند ايجاد گردند. به
شرط توجه به اصول و چارچوبها. بسيط بودن، واقعيت
غيراجتماعي، غير سياسي و غير تشكيلاتي بودن خود را پنهان
نكنيد. همچنانكه روابط شما با انسانها و مردها ضروري
است، به درستي درك كردن و پذيرفتن اين اصل و چارچوب،
ميتواند شما را بسيار نيرومند نمايد. حتي اين يك وظيفه
است. يعني فقط ضرورت يك بحث تئوريك نيست، بلكه يك وظيفهي
تشكيلاتي جدي است. بنابراين بايد مردها را آموزش دهيد.
بايد بسيار بر روي اين بينديشيد. مشكل شما در اينجا فردي
رفتار كردن نيست. فرديت تشكيلاتي را مورد بحث قرار داديم و
ديديم كساني را كه به خاطر فرديت چه به حال و روز خود
آوردهاند. شما هم دچار فرديتي احساسي نشويد. با سخناني
نظير: "خواستهي خودم، عشق خودم، احساساتم" تشكيلات را زير
و رو ننماييد. بايد احساسات و محبت شما همهجانبه شود.
شيوهي پسنديدن شما نبايد به حالتي باشد كه شخصي را به بتي
مبدل نمايد. اگر اينگونه رفتار ننماييد، هيچوقت
نميتوانيد به شيوههاي ما برسيد. از وضع ملي بحث
مينمايم. همچنان تا زماني كه سطح ملي، جستجوي زيبايي،
درك محبت، پسنديدن و رد كردن زشتي پيشرفت ننمايند، از نظر
فردي هم نميتوانيد به ترجيح صحيحي برسيد. اما رفتارهايتان
بسيار فردي هستند. اگر كسي وجود داشته باشد كه با اشتياق
به وي پايبند شده باشيد، تا سرحد مرگ هم نميتوانيد دست
از او برداريد. حتي اگر خائن باشد هم با او ميرويد. اگر
با وجود فيزيكي هم نرويد، قلب و عواطف شما ميروند. اين را
نه براي متهم كردن شما، بلكه اين براي ديدن حقايق حياتي و
براساس آن، به دستآوردن حلقههاي اساسي بيان ميكنم….
وي نيز ميباشد. فكر ميكنم كه بايد اينها را به صورت
مختلط پيش برد. زيرا وقتي از هم جدا ميشوند ضعف در مبارزه
پيش ميآيد و مبارزه به صورت همهجانبه درك نميگردد.