کردی|ترکی|عربی|انگلیسی|آلمانی |فارسی

          HPG  ضامن تحقق آزادی و کنفدرالیسم دمکراتیک می‌باشد                 

 

 

 

ای زمان یا با تو نخواهم زیست یا تو را با آزادی خواهم آراست

در صدد رهای انسانیت...

درصدد رهايي انسانيتم و هرگز تسليم سرمايـه‌داري نمي‌شويـم!

 

 

امروزه انقلاب كردستان، مركز انترناسيوناليسم دنيا گرديده است. اين وضعيتي نيست كه به خودي خود تحقق يافته باشد بلكه عواملي اساسي در اين امر دخيل‌اند.
بيش از هر چيز، بعد از فروپاشي رئال‎سوسياليسم و عدم موفقيت كامل انقلابهاي رهايي بخش ملي پس از سالهاي 1980، همه‌ي نگاهها به انقلاب كردستان خيره شد. همچنين لازم است، همراه با واقعيت بين‌المللي، تاثير عظيم استثمارگري تركيه مورد توجه قرار گيرد. موقعيت تركيه در ناتو و همچنين نقش مهمي كه در خاورميانه بدان واگذار شده است، اهمیت به سزاي مبارزات ما را آشكار ساخته است.
پيشرفت انقلاب كردستان به معناي پيشرفت انقلاب در ميان كشورهاي خاورميانه مي‎باشد. انقلابي است كه به اندازه‎ي انقلابهاي اكتبر و فرانسه، تاثير گسترده‌اي را در سطح بين‌المللي دارمي‎باشد.
ما عوامل فروپاشي رئال‎سوسياليسم را نه تنها از لحاظ سياسي و جغرافيايي، بلكه از لحاظ محتوايي نيز تحليل كرده و سپري نموده‌ايم. سوسياليسمي كه شكل گرفت نتوانست شخصيتي سوسياليست و دمكراسي سوسياليستي را بنا نهد. به همين دليل انقلاب كردستان به سطح انقلابي با ويژگي جهاني تعالي يافت، مسلماً اگر طبق مباني كلاسيكي انقلاب و به مفهوم حزبي كه رئال‎سوسياليسم اساس گرفت عمل مي‎كرديم، نمي‎توانستيم به پيروزي دست يابيم. پيروزيهايي كه پس از فروپاشي رئال‎سوسياليسم به آن دست يافته‌ايم و پيشرفت بسيار منسجم فعاليتهاي سياسي، نظامي و ديپلماسيمان از ايجاد مدلي نوين از حزب و رهبري، سرچشمه مي‎گيرد.
ما حاضريم (محتواي) انساني‎مان را با جهان، جنبشهاي انقلابي و تمام انسانيت قسمت كنيم. سرزمينمان مزوپوتاميا(بين‎النهرين)، جايگاه تعيين‎كننده‌اي در نوزايي انسانيت داراست. تمدنهاي اصلي و اساسي از اينجا پراكنش يافته‌اند. انسانيت بسيار مديون اين سرزمين است. ظلمتي كه امروزه بشريت در آن مي‌زيد و توام با آن، ويرانگريهاي اجتماعي و تبديل شدن دنيا به حالتي غير قابل زيست، همگي احساس نياز شديد به يك افق نوين رهايي، فلسفه و اراده‎ي انقلابي لازم براي آن را ايجاد مي‎كنند. همچنين، پيامبران و فلاسفه‌ي بسياري در اين خاكها ظهور كرده‌اند. جهت آنكه انقلاب كردستان نيز بدان شيوه توسعه يابد، انگار تاريخ دگر باره مي‎گردد.
امپرياليسم چنان انسان ـ ابزاري آفريده كه با جوهر انسانيت در تضاد بوده و حتي نقطه‎ي مقابل سرشت و ويژگي انسان است. ما اين را كاملاً رد مي‌نماييم. اساسي‌ترين درسي كه ما مي‎توانيم بدهيم درس انسانيت اصيل است.
ما همچون جنبش PKK به خود اعتماد داريم. وعده‌هاي ما بر پايه‎ي ثروت و تكنولوژي نيست و نيز نمي‎گوييم: "چنين توسعه‌ي اقتصادي‌اي صورت مي‌دهيم و با چنين ثروتهايي زير ‎زميني و رو ‎زميني، در رشد اقتصادي مشاركت خواهيم نمود". آنچه كه مي‎توانيم بگوييم اين است كه براي انسان شدن زندگی مکنیم و هرگز از آن منصرف نمي‌گرديم.
وضعيت كنوني، يك بربريت معكوس مي‎باشد. ما در برابر اين بربريت پايداري خواهيم كرد و بي نهايت به پيروزيمان ايمان داريم. شايد كساني باشند كه نمي‌خواهند سطح كنوني پيشرفتهاي ما را ببينند. آنان مي‎توانند ما را به جاي بربريت و تروريسم بي‌رحمانه خودشان، تروريست اعلام كنند.همين ديروز بود كه ايالات متحده‌ي آمريكا هيروشيما و ناكازاكي را ـ نمي‎گويم به ترور ترسناكي بلكه با سلاحي بسيار وحشيانه ـ نابود ساخت.
در اوضاع كنوني در پشت تمامي جنايات و قتل عامها كدام سيستم قرار دارد؟ بزرگترين تروريسم را كدامين سيستم مرتكب مي‎شود؟ از سوي كدام دولت اعمال مي‎شود؟ نمي‎توانيم از ارزيابي اينها دست برداريم. مصرانه مي‎گوييم كه اينها بزرگترين تروريستند.
نظم نوين جهاني، در حقيقت بزرگترين بي‎نظمي‎اي مي‎باشد كه بشريت تاكنون به خود ديده است. نظمي در كار نيست بلكه چنان عدم توازني مطرح است كه بتدريج با انواع بي عدالتي‌هاي بي حد و مرز، به هم خوردن توازنات طبيعي، پوسيدگي و انحطاط اجتماعي رو به ازدياد مي‌نهد. از هم اكنون هر كس مي‎تواند نتايج اين بي‎ثباتي را تا حدودي بهتر رويت نمايد. روند پوسيدگي و بحرانها وخامت يافته است. در حال حاضر توسل به مبارزه با عملكردهاي كلاسيك و يا به شيوه‌ي جنگ خلقها، باعث تكرار شده و يا صحيح‌تر آنكه بگوييم از مد افتاده‌اند. قطعاً براي نيل به يك سيستم نوين بشري، چاره‌يابي مشكلات اساسي انسانيت با ديدگاه سوسياليسمي پيشرفته‌تر و روزآمد، هم از لحاظ "فلسفي ـ معنوي" و هم از لحاظ علمي، نيازي اجتناب ناپذير است. از اينرو تشكيل انترناسيوناليسمي نوين در برابر بي‌نظمي و عدم توازن ناشي از سيستم امپرياليستي اجتناب ناپذير است.

منشا اين مشكلات غول آسا سيستم كاپيتاليست ـ امپرياليستي مي‎باشد

مشكلات متروپولهاي امپرياليستي بيش از پيش حدت يافته است. اكنون شاهد نوعي بربريت در مراكز اروپا و آمريكا مي‎باشيم. كشورهاي عقب نگه داشته شده، به دليل انفجار جمعيت و و شيوع امراض گوناگون حالتي غير قابل زيست يافته‌اند. مشكلات حادتري از سده‌ها‌ي 19 و 20 در سده‌ي 21، انتظار بشريت را مي‎كشند. به جاي جنگهاي خلقي به شيوه‌ي سابق يا انقلاب بر اساس مفاهيم كلاسيكي، نياز به يك نو‌آوري سوسياليستي كه انسان را اساس قرار مي‌دهد، وجود دارد. مبنا قرار دادن سرشت انسان وسطح آزادي او در جامعه و يك نوشدن قطعي سوسياليستي اجتناب‎ناپذير است.
ما قدرت خود را بيش از تلاش براي رهايي ملي، براي تبديل شدن به يك حزب اجتماعي، انساني و انترناسيونال بسيج مي‎كنيم. زيرا افق انسانيت را تيره و تار كرده‌اند و ناگزير بايد پرده‌هاي تاريكي را از روي آن برداشت. هم اكنون بيشتر از هر زمان ديگري مي‎توانيم نمايندگي ادعاهاي انساني را عهده دار شويم. شرايط هر چند كه سخت و دشوار نيز باشد، بايد بر آن اصرار ورزيم. اين امر ما را بسوي انترناسيوناليسم نوين سوق خواهد داد. هر چند هم بسان هر انقلابي به انقلاب كردستان نگريسته شود اما تاثيرات مهم بين‌المللي آن با نگاه به ابعاد توسعه‎ي كنوني‌اش هويدا گشته است. امروزه حملات فشرده‌اي به جانب سوسياليسم صورت مي‎گيرد. پس از فروپاشي رئال‎سوسياليسم نيز، حمله به سوسياليسم ادامه داشته است. اروپاي امروزي نيز براي دفن سوسياليسم تلاش و كوشش فراواني انجام مي‌دهد. همچنانكه پس از انقلاب فرانسه و در مرحله رستوراسيون (مرمت) نيز مشاهده گرديد، اروپا دچار استرس جلوگيري از انقلاب شده است. ارروپا دشمنيهاي بي اماني نسبت به سوسياليسم دامن مي‌زند، اين برخورد امپرياليسم اروپا، نوعي بدبيني در ميان اروپاييان به وجود آورده است؛ اميدشان به انقلاب را تضعيف نموده است، اما بايد خاطر نشان شد كه تضادهاي موجود با سيستم پايان نيافته و حتي ابعاد گسترده‌تري نيز به خود گرفته است.
آنچه كه لازم است صورت گيرد؛ روزآمد كردن سوسياليسم علمي، به مثابه يك علم مي‎باشد. بر اين باوريم كه ما در عملكرد خود، اين مهم را به انجام رسانده‌ايم. در اين معنا آنچه متلاشي گرديد؛ نه اساس سوسياليسم، بلكه خطاهاي تاكتيكي و استراتژي دوره‌ي گذشته بود كه جوابگوي مرحله نبودند.
اكنون بيش از هر زماني طرح ادعاهاي سوسياليستي براي انسانيت لازم است. انسانيت يا با سوسياليسم موجوديت مي‌يابد و يا اينكه در باتلاق بربريت سرمايه‌داري فنا مي‌گردد. اگر خواستار امحاي انسانيت نيستيم، بايستي تا ابد بر سوسياليسم اصرار بورزيم.
امروزه انقلابيون جهان با ديده‎ي ترديد به خود نگريسته و خود را مجرم مي انگارد. اين به هيچ وجه برخورد و موضع‌گيري‌ صحيحي نيست. آنانكه بايد نسبت به خود گمان برده و شرمگين گردند انقلابيون نيستند، بلكه امپرياليستها هستند. ما همچون جنبش PKK مي‎توانيم تا ابد نداي عظيم انقلاب را سر دهيم. در حاليكه اين ندا را سر مي‌‌دهيم، آن را همچون تكبري پوچ و گامي صرفاً متكي بر اراده و فاقد پايه‌هاي تئوريك، ارزيابي نمي‌نماييم.
ما سرشت انسان را به شيوه‌اي بسياردقيق ارزيابي نموده‌ايم. ما احترام زيادي به خصوصيات اساسي انسان قائليم. برآنيم تا انساني را رهايي بخشيم كه سيستم سرمايه‌داري ـ امپرياليسم او را نابود ساخته است. هرگز در مقابل اين سرمايه‌داري، سر تسليم فرود نخواهيم‌آورد. حتي اگر تمام دنيا نيز عليه ما متحد گردد و تمام انقلابها به خاموشي گرايد، با ادعاههاي انساني خود تا آخر در برابر زندگي تحميلي سرمايه‌داري، پايداري خواهيم نمود. انقلاب كردستان يك انقلاب محدود ملي نيست، انقلاب به ظاهر ملي، اما درگوهر انساني است. اگر اين انقلاب به پيروزي برسد، فراتر از يك انقلاب جمهوري ملي، انقلاب جمهوري انساني است.
مرزها براي ما چندان مهم نيستند، حتي مشكلي همچون تعيين خطوط مرزي هم نداريم. با اين وجود از ابزاري خارق‌العاده در راستاي استقلال انسانيت و خلقها و همچنين توان برپاكردن جنگي شديد براي دستيابي به آن برخورداريم. ما نماينده‌ي انساني فاتح و خلقي نيازمند آزادي هستيم كه اين يك، براي علم سوسياليسم، پشتوانه و دستاوردي عظيم مي‎باشد.
امروزه اگر به روابط ميان خلق كرد و ترك بنگريم، تضادهايي را مشاهده مي‎كنيم. امپرياليسم با اتكاء بر مزدورانش به شيوه‌هاي مختلف يك سيستم پيچيده‎ي فشار و استثمار را بر هر دو خلق حاكم ساخته است. حاكمان ترك اكنون خواستار نابود ساختن خلق كرد و كهنترين فرهنگي كه تاريخ به خود ديده، مي‎باشند. منافع محدود و استراتژيك دولتهايي چون آمريكا و آلمان چنين ايجاب مي‎كند كه براي جلوگيري از باز‎آفريني اين گنجينه‌هاي انساني و فرهنگي، آنرا در ظلمت تاريخ دفن كنند.
وضعيتي كه ما در آن به سر مي‌بريم يك استعمار معمولي و صرفاً سركوبي سياسي نيست، حتي وضعيتي نيست كه بتوان از آن بعنوان سركوب ملي نام برد. به عنوان مثال؛ يك سياست نسل‌كشي بي سابقه بر خلقمان اعمال مي‎شود. امپرياليسم نمي‎خواهد اين واقعيات را ببيند. اما وقتي بحث از" بوسني" به ميان مي‌آيد، فرياد سر مي‌‌دهد و يا وقتي از" چچن" ياد مي‎شود، عصيان مي‎كند. هر روز درصدد است كه با مسائل پوچ و پيش پا افتاده، افكار عمومي را به خود مشغول سازد. در عين حال، در ارتباط با مسئله‎ي كرد ضمن همكاري با منافق‌ترين و فاشيست‌ترين رژيم [تركيه] هرگز حاضر نيست نتايج اين نسل‌كشي را ببيند. در اين رابطه لازم است كه شخصيتهاي دمكرات و سوسياليست غرب حتماً دورويي و نفاق دولتهايشان را ببينند. اين براي خلق ستم ديده كرد و خلقهاي جهان، معنادارترين همكاري انترناسيوناليستي است.

هيچ جرمي به اندازه‌ي ژینوسايد غير قابل بخش نيست!
در كردستان جناياتي روي مي‌دهند كه تمام كشورهاي سرمايه‌داري در آن سهيمند. بي سبب نيست كه ما را به عنوان خطرناكترين جنبش تروريستي دنيا معرفي مي‎كنند. آنها به مثابه آن دزد ترسناكي‎اندكه هم فجيع‌ترين جنايات بشري را صورت مي‌دهد و هم ما را به عنوان مسبب و مجرم اعلام مي‎كند. به همين خاطر در اروپا دسيسه‌هاي بزرگي عليه ما طرح‎ريزي شد. بعنوان مثال؛ جنايت "اولف پالمه" در مرحله‌اي صورت پذيرفت كه قدرتهاي مرتجع بر سازمان ناتو حاكم بودند؛ "ريگان" و" هلموت كهل" قدرت را در دست داشتند. اين جنايت از همان ابتدا براي تروريست نشان دادن PKK و تشديد دشمنيها در برابر سوسياليسم طرح‎ريزي شد. جنبش ما را بعنون تنها جنبش فعال و زنده‌ي ماركسيستي ـ لنينيستي و خطرسازترين جنبش در جهان ارزيابي مي‎نمايند. ما از اين امر صرفا مي‎توانيم احساس غروركنيم. موضع‎گيري آلمان عليه ما به دليل انجام عملياتهاي خشونت‎آميز نيست، بلكه آنها از ما و سوسياليسم در هراسند. مي‎خواهد با از بين بردن ما، سوسياليسم را از بين ببرند. ولي از آنجائيكه در اين كار به موفقيتي دست نيافته‌اند، خشمگين مي‌شوند. ما از خود به عنوان حزب سر بلند و پايبند به اصول سوسياليسم در اوج قهرماني احساس غرور مي‌نماييم.
انقلاب كردستان يك انقلاب ملي محدود نيست، بلكه در عين حال انقلاب تركيه نيز مي‎باشد. انقلاب موفق كردستان، انقلاب پيروز تركيه است. اين انقلاب، انقلاب خاورميانه، قفقاز و بالكان نيز مي‎باشد.
هر لحظه آماده‌ايم كه روابط خود را مجدداً با خلق تركيه از سر بگيريم. حتي بدون آنكه مشكل مرزها را مطرح سازيم، حاضريم در درون جغرافيايي واحد و يكپارچه، از نو روابطمان را بر اساس يكساني و آزاديهاي سياسي، فرهنگي و تاريخي خلقها تنظيم نماييم. خواسته‎ي اساسي ما، پايان دادن به ريشه‌كني نژادي خلق كرد و پيوند دادن او با سرزمينش به شيوه‎ا‌ي انساني‌ترمي‎باشد. رژيم استثماري تركيه، اكثراً باجنايت و خشونت فاشيستي به اين خواسته‌ي ما پاسخ مي‎دهد. خلق ترك تحت تاثير موجي از شوونيسم قرار داده شده است. عليرغم آنكه ما داراي نگرشي انترناسيوناليستي هستيم، اما شوونيسم ترك ـ كه داراي تاثير فراواني است ـ مانع از پيشرفت اين جنبه از مبارزه‎ي ما در ميان خلق ترك شده است. اما تلاشهاي مصرانه‌ي ما، خلق ترك را به اين نقطه‌ي صحيح خواهد آورد.
ما درصدد پيشبرد انترناسيوناليسمي نمونه با خلق ترك هستيم. دچار مرض ملي‌گرايي‌اي محدود نخواهيم شد. اجازه نخواهيم داد كه مسئله‌ي مرزي به مانعي مبدل شود. وارد مباحثاتي بي ارزش همچون "اين اندازه زمين از آن تو و اين انداز از آن من" نخواهيم شد و يا به گفته‌ي خودشان "حتي دانه‌اي ريگ به او نمي‌دهيم و همه چيز را ازش مي‌ستانيم"( سخنان تانسو چيللر نخست وزير اسبق). براي ما معنادارترين انترناسيوناليسم، پس از دستيابي خلقها به آزادي‎اشان تحقق مي‌يابد. اين، نوگرايي است و به پيروزي آن اعتقاد داريم.
انقلاب كردستان به مرور زمان به امكانات پيشرفت و پيروزي بيشتري دست مي‎يابد. نشاني از شكست در كار نيست. خلق كرد، به خلقي مبارز (سلحشور) تبديل شده است.
براي نابودي سيستم بين‌المللي امپرياليستي ـ به سان هدفي نخستين كه بايد از بين برود ـ در حال مقاومتي سخت و دشوار هستيم. اگر پشت امپرياليسم را در جبهه‌ي كردستان به زمين بندازيم، در آن صورت قدرت انقلاب ما به سطح انقلاب اكتبر مي‎رسيد و حتي از آن نيز موثر‌تر خواهد بود.
انقلاب كردستان به اندازه‌ي تحقق گام‎به‎گام رهايي و شكست‎ناپذير ساختن آرزوي رهايي خلق كرد، به انقلابي نمونه براي خلقهاي منطقه و به تدريج براي بسياري از خلقهايي كه در وضعيتي مشابه به سر مي‎برند، تبديل مي‎شود. همچنين در سطحي بالاتر، به امكان باز‎آفريني سوسياليستي، به ثمر رساندن انقلاب زن و انقلاب معنوي دست مي‌يابد. از اين راه نيز امكان رشد فلسفه‌اي نوين را فراهم مي‌سازد. شايد نتوانيم به پيشرفت مطلوب دست يابيم، اما بوضوح مي‎توان ديد كه ارمغان ما براي انسانيت، خلقمان و همه‌ي دوستانمان دستيابي به پيروزي‎اي افتخارآميز است.


برگرفته از تحلیلات رهبری
اصرار بر سوسیالیسم اصرار بر انسانیت


 

 

 

 

 

[صفحه اصلی]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

صفحه‌ اصلی

خبر

تحیلات رهبری

گالری رهبر آپو

رهبر آپو

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
   
 
 

سايت رسمی HPG ( نيرو‌های مدافع خلق) .
اين سايت توسط مرکز ارتباطات HPG حاظر شده است.

تمام حقوق  اين سايت محفوظ می‌باشد.