| |
|
| |
|
ای زمان یا با
تو نخواهم زیست یا تو را با آزادی خواهم آراست |
|
|
|
مهر مالكيت را از جنسيت
ميزداييم!
|
كسي
كه ميگويد "من مبارز خواهم شد و در اين مورد مصمم هستم"
بايد اين بحث ما را ـكه با معنا و داراي ويژگي
توسعهدهنده استـ تحمل نمايد. بايد به قدرتي برسد كه
بتواند آن را اداره نمايد. وقتي پراكتيك بسياري از شما را
كه بر اساس رفتاري سنتي است، مينگرم، ميبينم كه در
انجام، به بحرانهايي سوق داده ميشود. اگر فرصتي به وجود
آيد، اشتياق و احساسات آزادي زنِ موجود در بسياري از رفقا،
به كانالهاي غلطي خواهد افتاد. ممكن است به حاكميت
بينجامد. ممكن است حاكميت مرد باشد ممكن است احساسات زن
برده. همچنين ممكن است بسيار خصوصي باشد. مهمتر اينكه
ممكن است با وظايف اساسي مرتبط نبوده وبه شكل بسيار
اغراقآميز آشكار شود و يا اصلا جنبهي زيبايي نداشته
باشد. يا جنبههاي اجتماعي، ملي و ميهن پرستانهي آن در
مرحله دوم بماند. همچنانكه تمامي آنها تا حدودي اينگونه
هستند.
همهي اينها را به نقد ميكشيم. اجازه نميدهيم در ميان
حزب به ويژه در ميان ارتش به اين روابط زياد جاي داده شود.
درست بپيونديد و آزاد شويد. وقتي آزادي تحقق يافت، روابطي
با معني ميتوانند توسعه يابند. اما روشن است كه اين چه
اندازه مشكل است و احتياج به چه كار سختي دارد. ميدانيم
كه در حال حاضر بسياري از مبارزان ما اين عرصهي ارتباط
آزاد را انكار نموده، آنرا سربسته نگه داشته، به احساسات
عالي فرصت نداده و برخي نيز آن را منحرف كردهاند. اينها
تماما بي معني ميباشند. كار خود را ادامه ميدهم. البته
بايد به زني كه به خويش اعتماد دارد فرصت بدهيم. اگر
ميخواهيد در خطمشي آزدي منسجم بمانيد، بايد به آزادي زن
جاي بدهيد. بگذاريد به يك زمينهي آزاد متكي و به يك
شيوهي بيان آزاد و يك امكان ترجيح آزاد برسند. از نظر من
تحميل ازدواج و احساسات بيبها خيلي خطرناك ميباشند. چه
از زن و چه از مرد نشات گرفته باشد. مهم اين است كه با
مهارت به اين مسائل مجال نداد. اين بيشتر از هر چيز شانس
پيشرفت حركت آزادي زن را به همراه دارد.
بهويژه در اين مورد بايد بيشتر تفكر كنيد. بايد اعتماد به
آزاديتان بيشتر شود و قدرت اداره و شناسايي خويش را
بهدست آوريد. البته اين شما را به موضعگيري و موقعيتي
نيرومند هم در مقابل مردسالاري و هم در برابر فرومايگي زن
خواهد رساند. روابطي كه بر اين متكي باشند ميتوانند معني
و اهميت داشته باشند.
البته سعي شده اين موارد در پيشنويس رمان، درحد سرنخ
توضيح داده شوند. همچنين در رابطه با اين موضوع، در
تحليلات سرنخهايي وجود دارند. عدم استفادهي رفقا از آن
ناشي از بيمسئوليتي آنها است. در اين مورد فاقد هوشياري
و نيروي ارزيابي همهگير رهبري ميباشند.
پرسش یکی از رفقا: رهبرم! نگرش آزادي، در منطقهاي كه ما
ازآنجا آمدهايم درك نگرديده است. ما هم درك نكرده بوديم.
مثلا تحت عنوان آزادي و ارادهي آزاد، نسبت به جنس مخالف
كين ورزيده و آن را رد ميكرديم. رفتارهايي اينگونه وجود
دارد……
رهبر : بله، برخي رد ميكنند. فقط درلواي اين ردكردن، اگر
فرصتي وجود داشته باشد، ضبط كردن و اظهار اينكه: "تو يك
موجود جنسي ميباشي و تو را اينگونه بهكار خواهم گرفت"هم
وجود خواهد داشت. در لوايش يك دورويي پنهان است. بايد در
اين مورد دقت شود. كسي كه بيشتر از همه ردكننده است،
هرلحظه ميتواند خطرناك باشد. در اصل نبايد اعتماد زيادي
به ارتباطي سطحي و پذيرفتن شيوهي ارتباط آسان داشت. موضوع
بايد با ژرفايي كه ما به آن رسيدهايم بررسي گردد. بايد
كمي ماهيت آن را درك نمود. بهويژه زنان بايد قشر مردان را
خيلي خوب بشناسند. اگر وضع موجود به اميد بسياري از شما
رها شود، روابطي كه توسعه خواهيد داد، داراي اشتباهات
بزرگي خواهد بود. زيرا هر كس را كه ادعايP.K.K..
بودن دارد انسان ميپنداريد. وقتي هم كه وارد اينگونه
روابط ميشويد، محو شده و از بين ميرويد. آزمون من بسيار
خوب نشان داد كه وضع چنين نيست. آزمون و مبارزهاي بزرگ در
جريان است. شما احتياج به تعمق، تفكر و درك همهجانبهي
آزادي داريد. بايد قدمبهقدم حزب را وادار به اجراي اين
مسئله نماييد. بايد اين را هم كمي استادانه انجام دهيد.
آيا بايد به غريزهي جنسي كين داشت؟ نخير! در اين مورد
غريزهي جنسي را هم كمي توضيح دادم. تا به حال ميل زيادي
به زدودن مهر مالكيت ازجنسيت نشان دادهام. حتي در شخصيت
دختري كه ادعا دارد: "من منم"، خصويت ارائه غريزهي جنسي
براساس مالكيت، تقريبا هر روزسنگيني ميكند. و يا رفتاري
مبني برلذتي بدوي را انجام ميدهد. به نظر من هر دو همديگر
را تمام ميكنند. يكي منجر به پديدهاي است كه به آن
فاحشگي ميگويند و ديگري خويش را تكهتكه كردن و به
شيوههاي گوناگون فروختن است. من هم درآزمون خويش تا حدودي
اين مسئله را درطرف مقابل ديدم. يعني غريزهي جنسي را ذره
ذره فروختن. در واقع روي ديگر اين مسئله، پديدهي فحشا
است. اين يك نمونه از چيزيست كه به صورت گسترده در جامعه
رواج دارد. يعني بهصورت ملك بسيار خوبي به آن نگاهكردن و
فروختن. يك شكل آشكار شدهي فروش، فحشا است، ديگري با
ازدواج بهوقوع پيوسته است. اگر ازدواج را به عنوان يك
نهاد فحشا تفسير كنم، به شيوهاي غلط درك گرديده، غير قابل
تحمل بوده و ميتواند كار من را سخت نمايد. ولي ميتوانيم
بگوييم كه ازدواج يك فحشاي دونفره است. آنچه خارج از
ازدواج است يك فحشاي عمومي است.
دراصل بايد فحشاي دو نفره و فحشاي عمومي را توضيح داد. بر
اين اساس ميتوان به عشقي بزرگ رسيد. اين نياز به يك نيروي
فكري و يك پراكتيك بزرگ انقلابي دارد. تنها شخصيتهاي
نيرومند ميتوانند به آن برسند. در اين ارزيابي نشان داده
ميشود كه عشق ميتواند با قدرت و يا اعتمادي عظيم مرتبط
باشد. در اين صورت، شايد چيزهايي را كه برشمردم، بتوان پشت
سر گذاشت. بهترين شخصيتها وقتي وارد نهاد ازدواج ميشوند،
بعد از يكي دو سال راه را بر فحشا ميگشايند. هم چشم مرد
هم چشم زن به بيرون است. زن و مرد هر كدام هزار بار فريب
داده ميشوند. اگر اين فحشاي دونفره نيست پس چيست؟ هنوز هم
تشريح فحشا در اين مورد بزرگترين آرزوي من است. براي من
دورويي هر دو طرف غير قابل تحمل است. من هنوز كمي به خود
اطمينان دارم. هنوز در پي عظمت، عشق و نيرومند شدن هستم.
ولي هنوز بسياري از رفقا حتي در حد اصطلاح هم ما را درك
نميكنند. كسان بسياري چه مرد و چه زن حتي شناخت صحيحي با
اين مسئله ندارند. ولي باز هم انقلاب اميد و اميد هم رو به
سوي پيشرفتهاي بزرگ دارد. راهحل كم ارزش وجود ندارد.
رفتار جنسي بدوي حقيقتا احترام را از بين ميبرد. من اين
را لايق خود نميدانم. چه ازدواج، چه رابطهي خصوصي و
عاطفي اينگونه را براي خود قبول نميكنم. توجه كنيد، در
واقع علاقهي زيادي به زن نشان ميدهم و ميخواهم به
تعالياش برسانم. در اين مورد براي اينكه زندگي متفاوتي
را به وجود آورم تلاش كرده و ايمان دارم كه عرصهي
بينالمللي را هم كمي تنگ و متاثر كردهام. اما هنوز آن را
به صورت يك وظيفهي جدي ميبينم. اين مشكل نه با انكار، نه
با خشونت و حاكميت مرد و نه با نگرش بيارزش "احتياج دارم"
حل ميشود. اگر تا بهحال در مقابل دولت ضر بهاي
نخوردهام ناشي از عدم ضربه خوردنم دربرابر زن و موفقيتم
در اين مورد است. جمع شدن اينهمه زن آزاد در اطرافم
نشانگر آن است چيزهايي دارم كه به آنها بدهم. اگر من
ميتوانم حركت زن را به اندازهاي كه در توان هيچ مردي
نيست، پيش ببرم، ناشي از نيرويي است كه به آن رسيدهام. در
بنيان اين تشكيلات هم، انقلاب و آزادي وجود دارند. و گرنه
چرا من اينگونهام؟ چرا ديگران اينچنين نيستند؟ كسي را
هم با زور، قدرت تشكيلات و يا نيروي اتوريتهي خويش يه
اينجا نياوردهام. بحث بر سر عميقكردن و گسترش دادن حركت
آزادي زن است. اگر احساس علاقه داشته باشيد، سعي خواهيد
كرد كه پيشرفت نماييد.
پرسش یکی از رفقا: رهبرم! اين حركت، تركيه را هم متاثر
نموده است. حتي نخست وزير شدن تانسو چيلر هم نتيجه
متاثرشدن از ماست.
رهبر: البته! 49 دولت در ردهاي بالا با "تانسو چيلر"1 به
حركت عظيم آزادي زن ما جواب داد. دولت هم با تانسو چيلر
ميخواهد زن را به عرصهي رهبري ضد انقلاب بكشاند.
همچنانكه جلب بسياري از زنها، به حوزهي آموزشي خويشدر
كردستان، با اين مسئله در ارتباط است. تانسو چيلر با تاثير
مستقيم ما ظاهر شد. همچنانكه شكست قشر مرد دركنگره
D.Y.P. 2
نتيجهي كار ماست. ديگر اينكه توسعهي آزادي زن، به تركيه
جسارت داده است. چيزهاي ديگري هم وجود دارند. بحث و گفتگوي
گستردهي روشنفكران بر اساس اين تحليلات است. تاثير حركت
آزادي زن در تركيه شديد است. اين در ارگانهاي مطبوعاتي هم
منعكس ميشود. اما اين را با منحرف و تهي كردن از جوهرش
انجام ميدهند. براي خدمت به ضد انقلاب و يا يك زندگي
معمولي از آن استفاده ميكنند. اين مسئلهي جداگانهاي
است. البته آشكار است كه بسيار موثر ميباشد.
بايد جسور بود. به طور حتم به اندازهي يك ساختار و منطقي
سالم، ديدن حقيقت بنياديني كه جدا از مبارزه نيست، با
نيروي تمامعيار احساس يعني توسعهي نيروي احساس و محبت
براساس ميهنپرستي، تاريخ، خلق، حزبيشدن و به سطح تشكيلات
رسيدن و بدون تضاد با تكيهگاههاي انقلابي، مهم است.
البته بايد تحريفكنندگان را نيز ديد. در ابتدا زن تا
حدودي با جسارت و آزاد ميشود. اما مردان و نگرشهاي
مردسالارانهي بسياري خواهان سوء استفاده از آن هستند.
بيتجربگي و سياسينشدن شما دراين مورد سبب ميشود كه ضعيف
مانده و اشتباهات بسياري انجام دهيد.
بايد با آموزش برخوردي هوشيارانه داشت. بايد به پيشرفت و
تحول شخصيت ارزش والايي بدهيد. تا ميتوانيد بايد از زمينه
و امكانات حزب استفاده نماييد. هميشه بايد بررسي كنيد و
پسماندههاي ذهني را دور بيندازيد. بايد نوگراييها را
كسب كرده و بايد دانست كه اين كار با انتظارات و حسرتهاي
بيبها توسعه نمييابد. اينها ميتوانند باعث پيشرفت شما
و شخصيت مبارز آزاد زن شوند و قدرت آزادكنندگي حركت زن را
گسترش دهند. در كنار وظايفتان در توسعه دادن پايبندي
عمومي انقلاب، ميتوانم بگويم چنين وظيفهاي را نيز داريد.
يعني كسي كه معني همهجانبهي مبارزه براي آزادي را درك
نكرده است، فكر نميكنم بتواند در حزبيشدن و مبارزه سهمي
داشته باشد. چنين ميانديشم كه دراين مورد ايراداتي به
وجود خواهند آمد. اگر به خودتان اعتماد داشته باشيد،
ميتوانيد عاليترين چيزها را ديده، شنيده و باهم بودن را
در يك زمينهي واقعگرايانه تجربه نماييد. اين مورد را
ميتوانيد همراه با پايبندي به ادعا، ميل مفرط، اشتياق و
انقلابيبودنتان انجام دهيد. اما وقتي اين را انجام نداده
و دچار بحرانهاي بيارزش شويد و موانعي را ايجاد نموده و
بر آن پافشاري كنيد، اين نوعي تصفيهگري محسوب ميگردد.
اگر بر آن پافشاري بيشتري شود، "مانعشدن" محسوب گرديده و
دور انداخته ميشود. بدون افتادن به اين وضعيت بايد راه
تعالي را ـ عليرغم دشواري آن ـ در پيش بگيريد.
رهبري
P.K.K.
در اين راستا است. مشاركت در پيشرفت با خواستهاي بزرگ و
دارا بودن سير دقيق و هوشيارانه در رابطه با آزادي، موردي
است كه انتظارش را داريم. مشي ما نيز بر همين اساس است.
رهبري حركت، سعي بر آن دارد كه بر اين اساس طيطريق را
قويتر كرده وآن را به تمام ساختار حزبي و كمكم تمام خلق
بدهد. از اين نظر نميتوان از خواستهي وي مبني بر تقويت
طيطريق آزادي چشمپوشي كرد.
بحث امروزمان ژرفاي مطلب را كمي بيشتر كرد. سعي ميكنيم به
صورتي ملموستر گوش فرا دهيم. خود را دوباره بررسي كرده و
پرسشهايتان را گستردهتر نماييد. جوابها نيز حتما بايد
نتيجهگيرنده و بهويژه داراي كيفيت خدمت به آموزش و
پراكتيك شما باشد. در گذشته هرچه روي داده باشد، نبايد عزم
پيروزيتان را بشكند. گمان ميكنم با اين كمكها ميتوانيد
سرآغازي را براي پيشروي رقم بزنيد. اينگونه ميتوان لايق
بريتان بود.
23 ژوئيه 1993
برگرفته از تحلیلات رهبری
[صفحه اصلی]