رفيق زيلان با مبارزه ملي كرد و تاريخ مبارزه سي
ساله PKK در همان اوان زندگي خويش آشنا شده است.
در سنين كودكي با تغيير و تحولاتي كه PKK در بافت
جامعه خلق كرد و بويژه در ساختار منحرف شده تاريخ
موجوديت و هويت زن برجاي گذاشت، آموزش ديده و با
مفاهيم آزادي، برابري و عدالت پرورش مييابد.
زيلان شاهد برداشته شدن و شكافته شدن خاكهاي مرده
و خط سكوت كشيده شده بر جامعه كردستان به رهبري
PKK شده و احساس روشنايي در عمق تاريكي را زيسته
است. با مشاهده و درك تغيير و تحول در پديدههاي
اجتماعي، فرهنگي و سياسي بزرگ ميشود. يكي از
پايههاي اساسي اين تحول اجتماعي زن ميباشد و
بزرگترين قشر تأثيرپذير از اين مبارزه نيز زن است.
زيرا زن به تباهي كشانده شده و با تباهي يك جنس
خلقي به همان وضعيت در آمده است. سختترين مبارزه
در اين عرصه صورت پذيرفته و زن كرد بايستي در اين
مبارزه از سويي در قبال حاكمان و از ديگر سو نيز
در قبال سنتهاي عقبمانده مردسالار و بافت "زن
شده يك خلق" به مبارزه ميپرادخت. بيگمان اين
مبارزه از سويي نبرد در ميدان گرم جنگ و از ديگر
سو مبارزه در قبال رفتارهاي حاكمانه، تحقير كننده،
طرد كننده مردسالار و برجاي مانده از فرهنگ حاكميت
مرد بود. زن كرد اين مبارزه بيامان را به جان
خريده و به پيشرفتي انكار ناپذير دست يافت.
بيگمان اين مبارزهاي ساده و جانبي نبود كه با
سخنراني در سالنها، فعاليتهاي آكادميك، نشستها
و همايشهاي سالانه در مورد زن انجام گرفته باشد.
اين مبارزه بايستي قبل از هر چيز در قبال فرهنگ
حاكميتي كه از آغاز شكلگيري جامعه مردسالارـ
طبقاتي استثمارگر پايه ريزي شده بود، انجام
ميگرفت. حال اگر مكان آن جغرافياي كردستان و
ميزوپوتاميا باشد، منطقهاي باشد كه اولين بذرهاي
شكلگيري جامعه در آن روييده و نيز در اين عرصه
بافت اجتماعي و زندگي فردي تخريب شده باشد؛ آن
هنگام مبارزه مذكور بايستي مبارزهاي سخت و فشرده
باشد. به تعبيري ديگر چنين مبارزهاي نه در پشت
درهاي بسته، بلكه بايستي بصورتي باز و در ميادين و
عرصههاي عمومي انجام پذيرفته و زن در لابهلاي
صفحات تاريخ به جستجوي هويت خويش پرداخته، به اين
نيز بسنده ننموده و از هويت خويش دفاع كرده، براي
تضمين آينده هويت خود با ايجاد سازماندهي مستقل زن
در جامعه موجوديت هويت و نيروي سياسي و اجتماعي
خويش را در آينده تضمين نمايد. اينجا بود كه با
تلاشهاي رهبر آپو زن در صفوف PKK به نيروي مبارزه
دست يافته و با درك اين كه رسيدن به چنين هدفي
آسان نخواهد بود، به سازماندهي خويش پرداخته است
بيگمان هيچ گامي در راه آزادي بيبدل نبوده است،
بيش از هر چيز دستاوردهاي حاصله از شهادت شهيداني
مانند روناهي، بريتان، زيلان، سما و دهها شهيد
گمنام را تضمين و به موفقيتهاي اجتماعي متحول
ساخت. اين تعبير اجتماعي صرفا به بخشي از كردستان
محدود نمانده، بلكه با تأثيرگذاري بر هر چهار بخش
ميهن زنان عرب، فارس، ترك و.... را نيز متأثر
نمود.
زنان كرد بصورت مستقيم در هر بخشي از كردستان در
مبارزه مشاركت نموده و به اين نيز كفايت نكرده در
گرمترين عرصههاي جنگ و مبارزه شركت نمودند. چنين
مشاركت و تلاشهاي آزادي خواهانه زن بيش از همه
متحجرين و حاكمان بر جامعه كرد را نگران ساخت.
زيرا آزادي زن به معناي آزادي كردستان بود. شهيد
زيلان پهپوله نيز از شرق كردستان به صفوف آزادي
زنان پيوست.
شهيد زيلان پهپوله به هنگام اسارت رهبر آپو در
قيامهاي (سرهلدان) خلق اروميه شركت نموده و در
كنار خلق طعم جسارت، نيرو و بزرگي را چشيده و
بيواهمه در صفوف مقدم سرهلدانهاي خلق جاي گرفته
بود. ايشان به هنگام سخنراني در ميان خلق و در
آخرين گفتههايش قبل از شهادت به رفقايش ميگويد
كه "آن هنگام كه در قيامهاي خلق اروميه شركت
داشتم ميخواستم كه چون زيلان بر تنم بمب بسته و
در ميان دشمنان خود را منفجر سازم، اينك نيز در
حين شهادت ميخواهم كه برازنده زيلان (زينب كناجي)
شده و جنازهام بر دستان انبوه خلق و جماعت به خاك
سپرده شود". و اينگونه زيلان پهپوله با شهادتي
زيلان مانند به هنگام مجروحيت و در جواب بانگ
تسليميت نيروهاي فاشيست رژيم ايران با انفجار بمب
بر دستان خود در ميان نيروهاي رژيم راه زيلان بودن
را انتخاب کرد. دستيابي به آزادي سهل نبود و آن
هم در سيستمي مانند ايران که روزانه شاهد خودکشي و
خودسوزي زنان بوده و هرگونه مطالبات انساني از سخن
و گفتار گرفته تا رفتار و پوشش زن از سوي نظام
مردانه به بنبست کشانده ميشود؛ مبارزه در راه
آزادي سهل نيست. زيلان پهپوله سختترين مسير را
انتخاب كرده بود؛ بهجاي بيچارگي، جستجوي راه
چاره را و بهجاي تخريب و فرسايش و بردگي روزانه
زن در مقابل رژيم و حاكميت مرد، مبارزه براي رهايي
زن و جامعه زن شده (جامعهاي كه به وضعيتش همچون
تنزل يافته و مواجه گشته است) را برگزيده بود. اين
گونه زيلان پهپوله به تأكيد بر خطمشي آزادي،
شهادت و مقاومت به زيلان شرق تبديل شد.
زيلان شرق كردستان با نام الهگي زيلان (زينب
كناجي) كه سال 1996 با عمليات قهرمانهاش در درسيم
براي جنبش آپوئيستي و زن كرد به الههاي ابدي
تبديل شد، هم آوا گشت. زيلان پهپوله نيز با
عمليات، زندگي و فلسفه مقاومتش الهه زنان شرق
كردستان است. زيرا مبارزه زيلان در مسير آزادي و
آن هم در واقعيت زنان كردي كه از لحاظ جسمي، روحي
و اجتماعي از سوي رژيم ايران به مرگ و نابودي
كشانده ميشوند. خطمشي نويني است كه با شهادت خود
در پي يافتن تاريخ راستين زن است. به تعبيري ديگر
زيلان آزادي را در گهواره مزوپوتاميا و آنجا كه
زايش زن به فرسايش كشانده شده جستجو كرد و به
مبارزهاش براي آن پرداخت، از اين رو شهادت زيلان
تاريخچه نويني براي مبارزه زنان ماد ـ آريايي جهت
دستيابي مجدد به هويت زن است.