مصاحبه با رفیق نوژین عفرین از اعضای کوردیناسیون
YJRK به مناسبت شهادت زیلان پهپوله، نخستین شهید
این اتحادیه
•
شما این فشارهای رژیم اسلامی ایران را بر حرکت
آزادیخواه به چه شیوهای به دست میگیرید؟
نوژین عفرین : در مقابل فشار و حملاتی سیاسی ـ
ایدئولوژیک که در قرن بیست و یکم علیه همه زنان
بوقوع میپیوندد، لازم است که زنان در راه آزادی
گامهایی اساسی برداشته و طبیعی است که در مقابل
این گامها ممانعت و مشکلات زیادی نیز بوجود آمده
و خواهد آمد.
این ممانعتها به اشکال مختلفی در مقابل زنان
بوجود میآید اما در حالت کلی میتوان گفت که به
سه شکل در مقابل آزادی و نقش زنان در جامعه و در
داخل سیستم مانعسازی وجود دارد. اول از لحاظ
حقوقی و حق آزادی زن، دوم از لحاظ سیاسی،
ایدئولوژیک و سوم اینکه از لحاظ ذهنیتی و فرهنگی
که وضعیت کنونی زنان در سیستمهای جهانی بخصوص در
خاورمیانه و کردستان میباشد.
زنان در حال حاضر در دو وضعیت جداگانه بهسر
میبرند؛ زنانی که از لحاظ فکری ـ فرهنگی
عقبمانده و با محدودیتهای بسیار جدی روبرویند و
قشری دیگر که در راستای مفاهیم منحرف کننده آزادی
واقعی زن گام برداشته و به زنانی مردگونه مبدل
شدهاند که در حال حاضر زنان در هر دو وضعیت ذکر
شده با چالش و تضاد روبرو میشوند. این تضاد و
چالشها موجب پیدایش حرکتها و جنبشهایی
ایدئولوژیک ـ سیاسی زیادی شدهاند که ارزیابی
گسترده در باب گام برداشتن آنان در راستای آزادی و
چگونگی فعالیت آنان و برنامهیشان از اهمیت خاصی
برخوردار است. امروزه در کشورهای غربی تا حدی زنان
از آزادی برخوردارند ولی تابحال نیز بکارگیری زنان
و حتی ابزارگونه آنان وجود دارد و به لحاظ مفاهیم
آزادی و ارادی مشکلات عدیدهای موجود است. در
خاورمیانه نیز زنان به رباتی تبدیل شدهاند که از
هیچ گونه حقوق و آزادیای برخوردار نمیباشند که
این وضعیت در شرق کردستان بشکلی بسیار جدی تداوم
دارد. در این باره YJRK لازم است که در مورد وضعیت
زنان خاورمیانه و بخصوص شرق کردستان و ایران
ارزیابیایی ریشهای نموده متدهای چارهیابی را
ارائه دهد.
هر چند که در شرق کردستان و ایران مبارزات و یا
طلب مبارزهای وجود دارد اما این مهم به شکلی
بسیار محدود بوده و بدون سازماندهی است؛ بدان علت
که ارادهای جمعی بوجود نیامده است اعتراض آنان در
مقابل سیستم و ذهنیت مردسالاری به اشکال
غیرسازماندهی شده جلوهگر میشود. میتوان زنان
ایران و بخصوص شرق کردستان را به سه دسته تقسیم
کرد، گروهی که بیشتر سعی در پیشبرد فکری و
روشنفکری دارند که تابحال از چارچوب سیستم حاکم پا
فراتر ننهادهاند. عدهای دیگر که تنها به
خانهداری و پرورش فرزندان و خدمتگذاری به مرد
خانه میپردازند و عدهای دیگر که خود را با شرایط
هر دو دسته دیگر مطابقت داده و در صورت نیرومند
بودن هر کدام از آنها، آنان نیز خود را با همان
وضعیت وفق میدهند. لذا جهت سازماندهی زنان در شرق
کردستان لازم است که این مسائل را بخوبی ارزیابی
نموده و بخصوص در گذار زنان از ذهنیت و سیستم
مردسالار از برنامه و پروژهای معین برخوردار
باشیم. زیرا بایستی این موضوع را بخوبی درک کرد که
آزادی زنان تنها از این راه گذار نموده و آزادی
جامعه نیز به آزادی زن بوقوع میپیوندد.
زیرا این امر آشکار است که در سیستم رژیم جمهوری
اسلامی زنان ابزار رفاه، زبان رژیم (خواهران
زینب)، نماینده سیستم، و در جاهایی رژیم در سیستم
جای میگیرد در چهارچوب فکری و ذهنیتی مرد حرکت
مینمایند، از جانب سیستم هیچگونه منفذی که زن از
چهاچوب فکری و ایدئولوژیک سیستم خارج شده و فراتر
عمل نماید، وجود ندارد. زیرا رژیم نیز بر این امر
کاملا واقف است که ایجاد زمینه رشد فکری،
ایدئولوژیک و سیاسی زنان موجب سرنگونی رژیم خواهد
شد و بخوبی میداند که نکته ضعیف رژیم نیز همین
مورد میباشد. تحلیل این مورد از جانب YJRK نه
تنها برای زنان شرق کردستان بلکه برای تمامی زنان
ایران و خاورمیانه، جهت آزادی زنان کمک شایانی
مینماید.
همچنان که میدانیم دینامیک تحول در ایران را زنان
و جوانان تشکیل میدهند که آگاهی بر این امر نیز
راه را بر شعارهای تبلیغاتی برخی از محافل باز
نموده است. خاتمی با مخاطب قرار دادن این دینامیک
در شعارهای خود بود که توانست هشت سال دولت خود را
تداوم بخشد اما شعار بودن آزادی زنان، دمکراسی
و... از جانب این دولت وضعیت قبلی را بقوت خود
باقی گذاشت و از لحاظ مادی و معنوی ضربات
سنگینتری بر هر دو قشر وارد گشت.
ارزیابی تخریباتی که سیستمهای مردسالار بر
معنویات و روحیات زن نمودهاند اهمیت شایانی دارد.
دیدگاهی که نسبت به زن بوجود آمده و دیدن این جنس
بعنوان ابزاری جهت رفاه و ارضاء غرایز مرد بر
روحیه و معنویات زن تأثیرات مخربی گذاشته و همیشه
با روحیهای فرودست و به دیدگاهی که خود را حقیر
ببیند و این موضوع را همچون سرنوشت مقدری برای خود
قبول نماید. این مهم سبب شده که مخالفتها و
عصیانهایی که در مقابل چنین سیستمهایی انجام
میگیرد نیز دیده نشود. زیرا همچنان که میدانیم
در تاریخ ایران نیز شخصیتهای زن وجود دارند که در
مقابل این سیاستها مقاومت نموده و فرادستی چنین
دیدگاه و ذهنیتی را قبول نکردهاند. اما بعلت آنکه
این شخصیتها اولا زن بوده و به سازماندهی
نپرداختهاند، تأثیرات چندانی برجای نگذاشتهاند.
همچنان که میدانیم در شرق کردستان خودسوزی و
خودکشی زنان گسترش فراوانی یافته است. خودکشی زنان
را میتوان به دو فاکتور اساسی، سطح فرهنگ اجتماعی
بودن وسیستم آموزشی صحیح مرتبط دانست. محدود بودن
هر دو فاکتور موجب میشود که زنان بعلت فقدان
ابزارآلترناتیو و نیروی مبارزه به خودکشی روی
آورند. سطح پیشرفت ارتباطات در قرن حاضر و گسترش
آن و نگرش باز اقشار مختلف بخصوص قشر جوان و از
طرف دیگر دیدن فقدان و کمبودهایی که نسبت به جوامع
دیگر در جامعه خود میبینند، از لحاظ روحی ضربات
سنگینی را به جوانان و بخصوص دختران جوان وارد
ساخته است. مهیا نکردن امکانات آموزشی برای جوانان
و سیراب ننمودن آنان از لحاظ علمی با توجه به
پیشرفتهای تکنولوژیکی و ارتباطاتی و عدم پیشرفت
از لحاظ فکری عکسالعملهای جداگانهای را در
جوانان بوجود میآورد و در صورتی که نیروی مبارزه
و یا ابزاررآلترناتیو جداگانهای را نیابند، به
حیات خود خاتمه میدهند.
وجود بیحرمتی و عدم ارزشدهی به زنان و از سوی
دیگر همچون خدمتگذار دیدن مرد و ابزاری بودن در
چهارچوب خانواده علیه این قشر جامعه تحت لوای دین
در جامعه شرق کردستان به وضوح دیده میشود. هرچند
که در جهان امروزی، دیگر چنین مسائلی عقبمانده و
واپسگرا دیده میشوند و بیشتر زندگی اشتراکی
بوجود آمده، اما در این جامعه وجود این مسائل بقوت
خود باقی است. وجود تبعیضات و نابرابریها و
معضلات سبب میشود که عکسالعملهای جداگانه به
شیوههای متفاوتی بهوقوع بپیوندد. مشکلات
اقتصادی و اشتغال اجباری و از سویی نیز بیکاری و
رفتارهایی که در مقابل اشتغال زنان نیز وجود دارد
به معضلی عمیق برای قشر زن مبدل گشته است.
بکارگیری زنان از جانب رژیم و اتمسفر ایجاد شده بر
جامعه موجب گسترش سطح فحوش، اعتیاد، فروش مواد
مخدر و... در این قشر گشته است. از طرفی وضعیتی که
سیستم برای زنان ایجاد کرده و موجب کشانده شدن
زنان به خط فساد و فحشا میشود و از سوی دیگر نیز
بنا به قوانین رژیم زنان ناگزیر به همان عملکردها
میشوند که در مقابل این اعمال مورد مجازات واقع
شده و سنگسار و اعدام در مورد آنها اعمال میگردد:
در این جا نیز زنان که اجبارا به دام فساد کشانده
شدهاند دست به خودکشی میزنند.
در مقابل این وضعیت یگانه راهحل ایجاد سازماندهی
و اتحاد در بین همه زنان کرد، آذری، بلوچ، فارس و
... میباشد و بخصوص لازم است YJRK پیشاهنگی چنین
سیری را بر دوش بگیرد. بایستی به شکلی گسترده در
مقابل معضلات موجود در جامعه و بخصوص مزدور شدگی
زنان که از جانب رژیم تحت عنوان خواهران زینب
انجام میگیرد، جلوگیری نموده و این مشکلات را
چارهیابی نماید.
•
شهادت نخستین زن در YJRK که به گونهای وحشیانه به
شهادت رسید، چگونه ارزیابی میکنید و موضعگیری
شما در برابر آن چیست؟
در این اواخر علیه اتحادیه زنان شرق کردستان و
ایجاد ممانعت بر سر راه این جنبش رژیم اسلامی دست
به تاسیس "زنان سپاهی" نموده است. هر چند که جای
خوشحالیست که زنان بتوانند در امور سربازی مشارکت
نمایند، اما از سویی نیز بایستی اینکار باهدفی
درست انجام شود نه با قصد "از بین بردن زنان توسط
زنان" و استفاده ابزاری از زنان برای تداوم حیات
سیستم مردسالاری جمهوری اسلامی.
این مباحث، مباحثی گسترده میباشند که لازم است
مدتی طولانی بر آن بحث شود و با توجه به ارزیابی
آن به برنامه و پروژههای معینی دست یافت. مهم این
است که بتوان سازماندهی و اتحاد زنان را در شرق
کردستان گسترده نمود و زنانی ارادهمند و مبارز
خلق نمود. لذا ما بعنوان YJRK از زنان دعوت بعمل
میآوریم که در مقابل فشار و حملات رژیم و بخصوص
در مقابل سیستم مردسالار حاکم، به مبارزه و
سازماندهی بپردازند و به اتحادی منسجم دست یابند.
ما فعالیتی را شروع نموده و در این راستا آمادگی
خود را اعلام کردهایم و برای هرگونه حملات و
فشاری تدارکات لازم را انجام دادهایم. اما
همچنانکه متذکر شدم در راستای آزادی زن، تغییر و
تحول در شخصیت و ذهنیت موجود در زنان امری حیاتی و
محور فعالیتهای ما را تشکیل میدهد.
با وجود نواقص و کمبودهایی که وجود داشته YJRK در
مدت دو سال فعالیتهای خود، پیشرفتهایی را ایجاد
نموده و با تشویق خلقمان روبرو گشته است. بخصوص با
شهادت رفیق زیلان بعنوان اولین شهید YJRK و شهید
زن در شرق کردستان، کین و نفرت زنان از سیستم
موجود رو به فزونی نهاده است.
شهادت رفیق زیلان در وضعیتی که سکوت مبارزاتی زنان
در شرق کردستان و بویژه شهادت زنان در راه آزادی
وجود داشت را میتوان همچون احیای دوباره روح زنان
و نقطه عطفی در تاریخ مبارزات زنان، ارزیابی نمود.
لازم به ذکر است که شهادت رفیقمان "زیلان پهپوله"
ادعای مبارزات ما را بیشتر نموده و موجب شده که با
روحیه و معنویات و ارادهای قویتر مبارزه نماییم.
همچنین این شهادت موجب حیاتی جدید و صفحهای تازه
در تاریخ مبارزات زنان شده و این مهم ضربه سنگینی
را بر رژیم وارد ساخته است.
لذا از این طریق خطاب به رژیم چنین میگوییم که در
این راه تا تحقق آزادی رنج و زحمات بیشتری نیز
متحمل میشویم و در راه آزادی بدل آن را نیز
خواهیم داد. شهادت رفیق زیلان در حالی که ایشان
برای گرامیداشت سالروز شهادت رفیق "زیلان(زینب
کناجی)" مشغول تدارک جلسات در مناطق روستای مریوان
بود، برای ما از معانی خاصی برخوردار بوده و این
شهدا را همچون پیشاهنگان خود دیده و اصرار و
پافشاری ما را در انجام این فعالیت مقدس بیشتر
مینماید. از سویی دیگر رفیق زیلان به ما آموخت که
در مورد مستحکمتر نمودن رفاقت و ایجاد صمیمیت
بیشتر در میان کادرهایمان بیشتر تعمق نموده و بر
اهدافمان اصرار ورزیده و در ایجاد تحول در
شخصیتها و ذهنیت خود کوشا باشیم.
بعنوان YJRK از همه زنان دعوت بعمل میآوریم که
علیه سیاستهای رژیم و ذهنیت حاکم، از موضعی منسجم
برخوردار باشند و با ایجاد اتحادی پایدار در مقابل
معضلات و هرج و مرجهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی
موجود در شرق کردستان و ایران در مبارزات خود
اصرار ورزیده و صاحب ارادهای قوی باشند.
همچنان که رهبر آپو میگوید"زن حقیقت زندگی است"
بایستی بتوان این حقیقت را از لحاظ فلسفی تفهیم
نمود و نه تنها در حد سخن بلکه در میادین عمل نیز
بتوان آن را اجرا نمود. لذا بر همه زنان کرد و
دختران جوان واجب است که خطمشی مبارزاتی شهید
زیلان را اساس گرفته و با پیشرفت سطح آگاهی علمی
خود به سازماندهیای نیرومند دست یابند. لذا از
همه جوانان و بخصوص دختران جوان دعوت بعمل
میآوریم که جهت نیرومند ساختن سازماندهی و
مبارزاتمان به صفوف گریلا بپیوندند.
از همه زنان فارس، آذری، بلوچ و .... نیز دعوت
بعمل میآوریم که با زنان کرد همصدا شده و به
اتحاد و همفکری دست یابند و دینامیک خود را
کانالیزه خطمشی مبارزاتی و سازماندهی نمایند.
زیلان پهپوله، دختری بیست ساله، دختری شرقی، زاده
شهر ارومیه. سرکش و عاصی در قبال فشار و خشونتهای
رژیم ایران که علیرغم سن جوانش همه مرزهای ترسیم
شده در پیرامونش را درنوردیده است. گاهی در هیبت
یک نقاش، گاهی نویسنده، جنگجو قهار و یا در نقش یک
کمدین.
آری زیلان پهپوله! روز اول ماه حزیران در رکاب
همرزمانش مهمان سفره تیر و آتش ارتشیان ایرانی
میگردد، به استقبال شهادت میشتابد؛ آن هم شهادتی
که در آن سمیم مقاومت سرسختانهای هویدا است. او
از اجتماع جلسهای بر میگشت که به مناسبت گرامی
داشت یادبود شهید زیلان (زینب کناجی) در یکی از
روستاهای شهر مریوان ترتیب داده بود. زیلانی که
نامش را از او به امانت گرفته بود. صدای صفیر تیر
و گلوله سکوت شبانگاهی را شکست، زیلان مجروح و
زخمی در چنبر دشمنان قرار گرفته بود. بایستی
ارتشیان ایرانی نیز به پیروی از هم پیمان ترک
خویش، همه قواعد و مقررات جنگی و نظامی را در قبال
آزادیخواهان به کناری مینهادند! تن مجروح زیلان
را به ماشین بسته و روستا به روستا میگردانند،
سرو انگشتان نقش ساز و طراحش را بایستی
میخراشیدند، بایستی بدن ظریفش را که بر صحنههای
تئاتر آهنگ تبسم را مینواخت، این بار در نقش
درامی زنده در ذهن خلقش حک میساختند!
شنیدید مگرنه؟ مرگ هنرمند را!؟ اسمش زیلان پهپوله
... پهپوله یعنی پروانه همان پروانه ظریف، زیبا،
کم عمر اما شرافتمند... آنگونه که پروانه نیز
هیچگاه علیرغم سوختن پر و بالش در شعلهای آتش از
شعلههای نور دوری نمیجوید.
هنرمندان شرقی گمنامند، به سختی میتوان نامشان را
در مجلات هنری و یا روزنامههای فرهنگی ـ هنری
یافت. صحنه نمایشگاه و مناسبات هنری هنرمندان
کوهستانی، برخی اوقات سایه درختی، گاها بلندای
کوهی و یا بر لب یک جویباری است. نمایش و
نمایشگاههایشان رنگ و بوی صحنههای عصر عتیق را
میدهد، ساده پرمعنا، تاریخی و مشحون از اصالت. در
اغلب اوقات صدایشان پرامواج طبیعی کوهها به موج
مینشیند. همه چیز برای هنرمندان کوهستان ساده است
و طبیعی و آن گونه معنا مییابد. آنچه که هنرمندان
را جاودان میسازد نیز اثرات هنری است که از خود
به یادگار میگذارند. شهدایی همچون غربت آیدین
(مزگین)، گلناز قرهتاش (بریتان)، نورشان اینجه
(ساریا)، باران و زینارین از مبارزین انقلابی
هستند که در مبارزه آزادی خلق خویش در کنار اثرات
گرانبهای هنری، فلسفه و روح انقلاب و آزادیخواهی
را به ماندگار گذاشته و جاودان گشتهاند. بزرگترین
شاخصه یک انقلابی و بویژه یک زن هنرمند انقلابی
نیز همین است. هنرمند است اما همزمان مبارزه نستوه
و جنگجوی میادین نبرد. درست مانند زیلان!