زيلان پهپوله، دختري بيست ساله، دختري شرقي،
زاده شهر اروميه. سركش و عاصي در قبال فشار و
خشونتهاي رژيم ايران كه عليرغم سن جوانش همه
مرزهاي ترسيم شده در پيرامونش را درنورديده است.
گاهي در هيبت يك نقاش، گاهي نويسنده، جنگجو قهار
و يا در نقش يك كمدين.
آري زيلان پهپوله! روز اول ماه حزيران در ركاب
همرزمانش مهمان سفره تير و آتش ارتشيان ايراني ميگردد،
به استقبال شهادت ميشتابد؛ آن هم شهادتي كه در آن
سميم مقاومت سرسختانهاي هويدا است. او از اجتماع
جلسهاي بر ميگشت كه به مناسبت گرامي داشت يادبود
شهيد زيلان (زينب كناجي) در يكي از روستاهاي شهر
مريوان ترتيب داده بود. زيلاني كه نامش را از او
به امانت گرفته بود. صداي صفير تير و گلوله سكوت
شبانگاهي را شكست، زيلان مجروح و زخمي در چنبر
دشمنان قرار گرفته بود. بايستي ارتشيان ايراني نيز
به پيروي از هم پيمان ترك خويش، همه قواعد و
مقررات جنگي و نظامي را در قبال آزاديخواهان به
كناري مينهادند! تن مجروح زيلان را به ماشين بسته
و روستا به روستا ميگردانند، سرو انگشتان نقش ساز
و طراحش را بايستي ميخراشيدند، بايستي بدن ظريفش
را كه بر صحنههاي تئاتر آهنگ تبسم را مينواخت،
اين بار در نقش درامي زنده در ذهن خلقش حك ميساختند!
شنيديد مگرنه؟ مرگ هنرمند را!؟ اسمش زيلان پهپوله
... پهپوله يعني پروانه همان پروانه ظريف، زيبا،
كم عمر اما شرافتمند... آنگونه كه پروانه نيز
هيچگاه عليرغم سوختن پر و بالش در شعلهاي آتش از
شعلههاي نور دوري نميجويد.
هنرمندان شرقي گمنامند، به سختي ميتوان نامشان را
در مجلات هنري و يا روزنامههاي فرهنگي ـ هنري
يافت. صحنه نمايشگاه و مناسبات هنري هنرمندان
كوهستاني، برخي اوقات سايه درختي، گاها بلنداي
كوهي و يا بر لب يك جويباري است. نمايش و نمايشگاههايشان
رنگ و بوي صحنههاي عصر عتيق را ميدهد، ساده
پرمعنا، تاريخي و مشحون از اصالت. در اغلب اوقات
صدايشان پرامواج طبيعي كوهها به موج مينشيند. همه
چيز براي هنرمندان كوهستان ساده است و طبيعي و آن
گونه معنا مييابد. آنچه كه هنرمندان را جاودان ميسازد
نيز اثرات هنري است كه از خود به يادگار ميگذارند.
شهدايي همچون غربت آيدين (مزگين)، گلناز قرهتاش (بريتان)،
نورشان اينجه (ساريا)، باران و زينارين از مبارزين
انقلابي هستند كه در مبارزه آزادي خلق خويش در
كنار اثرات گرانبهاي هنري، فلسفه و روح انقلاب و
آزاديخواهي را به ماندگار گذاشته و جاودان گشتهاند.
بزرگترين شاخصه يك انقلابي و بويژه يك زن هنرمند
انقلابي نيز همين است. هنرمند است اما همزمان
مبارزه نستوه و جنگجوي ميادين نبرد. درست مانند
زيلان!