امروز15 فوريه روزسياه خلق وانقلاب است.آخرين
تحليلات سياسی رهبری در" رم" را گوش فرا داديم.
بعدازآن رفقا به مانگا بازگشته وبه تفکر، مطالعه
ونوشتن مشغول شدند. شخصا در هنگام گوش دادن به
سخنان رهبری گريستم ، چرا که رهبری کنج زندان تک
سلولی امرالی و درچنگال دشمن و ما در بلندای
کوههای آزادميهن در عين زمان زندگی ميکنيم.
جای رهبری در جمع رفقا بسيار خاليست...
بعد از بازگشت از مدرسه به نوشتن يک مقاله در
موردانقلاب سوم اسفند و نحوه ی ابراز وفا داری
خلقمان به رهبری مبا درت ورزيده و در مدت 5/1 ساعت
آن را به اتمام رساندم. بعد از آن هم به تامل و
تفکر در مورد رهبری ، سازمان و شخص خودم پرداختم
رد خلال تاملاتم به اين نتيجه رسيدم که بهترين
نحوهی رفاقت با رهبری و پاسداری از دستاوردهای
انقلاب تغييرات بنيادين در ساختار شخصيت خود است.
پس بايد خود را باز آفراند و برای روزهای سخت و
دشوار مبارزه در راه آزادی آماده شد.
در شب هم در مورد مسائل زندگی، مسئلهی شخصيت و
نحوهی چارهيابی آنها صحبتهای مفصلی صورت پذيرفت.
در روزهای اخير با يکی چند از رفقا صحبتهای مفصلی
در باب شخصيت و پيشرفت داشتهام . سطح ارتباطم با
رفقا از هردو لحاظ کمی و کيفی توسعه يافته و اکنون
بسيار راحت تر از گزشته می توانم ارتباط برقرار
نموده وآن را گسترش دهم.
تصميم اتخاذ شده در مورد تغيير و تحولات بنيادين
در ساختار ذهنی و منطقی در ساختار شخصيتم جديتر و
داغترمی شود. و به اين نتيجه رسيده ام که تنها
راه موفقيت درمبارزات انقلاب آتی، ايجاد شخصيتی
نوين وآزاد است.