اگر به نخستين خوني كه در راه اين مبارزه ريخته
شده پايبند باشيم و حتي اگر عاقبتمان به امحاي
كامل ختم شود باز بايد مبارزه كرد؛ مبارزهاي كه
بخاطر آن خون ريخته شده است فراگير خواهد شد.
زندگي كردن در كردستان خود يك نوع مبارزه است.
مبارزه كردن مقاومت است؛ مقاومت نيز اصرار و ادعا
است. اصرار و ادعا ماهيت زندگي در كردستان است. "
شهيد" اوج حياتي آزادانه و محترمانه است. نگسستن
از ارزشهايي است كه به خاطر آن ايثار و فداكاري
خواهد شد. در اين معنا شهيد عزم راسخ و بزرگي
ادعاي زيستن است. " حقي قرار" نخستين نماد عزم
راسخ ادعاي زيستن است. PKK نماد پايبندي به خاطرات
و آرزوهاي نخستين شهيد يعني"حقي قرار" است. ماهيت
PKK در شخصيت شهدايمان انعكاس يافته است. هويت PKK
را از همان آغاز، كادرهاي پيشاهنگ و راهبر با تحمل
سختيها، فداكاري، تعمق در ايدئولوژي و رفتار و
اخلاقشان در زندگي شكل بخشيدند و PKK را حقيقا به
PKK ي واقعي تبديل نمودند. و به قول رهبري " شهادت
رفيق "حقي قرار" براي من و جنبش آزاديخواهي كرد
همچون از دست دادن نصف وجود و پيكر بود" شهادت
رفقاي مظلوم دوغان، كمال پير، حقي قرار، محمد خيري
دورموش، عاكيف ييلماز، علي چيچك در نتيجهي عمليات
قهرمانانهشان به صورت عمليات روزهي مرگ با شعار
" يا يك زندگي آزادانه يا هيچ" در شرايط سخت زندان
كه هر لحظه خيانت و تسليميت تحميل ميشد و غير از
انجام اين عمليات هيچ راهي براي زندگي كردن باقي
نمانده بود حياتي نوين آفريد و مرحلهاي جديد براي
آزادانه زيستن رقم خورد. در نتيجهي اين اقدامات و
عملياتهاي بزرگ با گذار از گرايشات منحرف و
تحميلي بر نخستين مرحلهي تحزب، گام بزرگ 15 آگوست
1984 بعنوان دومين مرحلهي تحزب با پيشاهنگي
فرماندهي بزرگ رفيق عگيد و در سايهي رهنمودهاي
رهبر آپو برداشته شد. پاسخ به شهادت نا به هنگام
رفيق عگيد نيز اقدام به تاسيس ارتش بود. رفيق
زيلان با اصرار بر تحزب و پايبندي راسخ به خطمشي
رهبري و با انجام شايستهترين عمليات زندگي به
توطئهي 6 مي 1996 عليه رهبري پاسخ داد.
PKK به عنوان حزب شهدا داراي فرهنگي است كه با
تقديم شهدا به مراحل مختلف زندگي و مبارزه، خود را
بسط و گسترش ميدهد و بدين شيوه در مبارزه پيروز
گشته است. ريشهي تمامي اين شهادتها را بينش وسيع،
و ارادهاي پر معنا و شرافتمندانه، پايبندي به
رهبري و درك عميق ايدئولوژي و آپوئيسم تشكيل ميدهد.
بنابراين خطمشي آزادي رهبر آپو با اين شهادتهاي
بزرگ، شفافتر شده و هويت PKK در نتيجهي اين روند
به سنتزي خلقي مبدل شده است. PKK با همت كادرهاي
آپوئيست با الهام از ميراث غني شهيدان و پايبندي
به ياد و خاطرات نخستين شهيد و با انعكاس دادن
ارزشهاي مقدس و بزرگ آن در آينده، بر اساس
پارادايم «جامعهي دمكراتيك- اكولوژيك و مبتني بر
آزادي جنسيتي» خود را بازسازي نموده و پايبندي
گسستناپذير خود را به اصول مذكور با شهادت بسيار
پر معناي رفيق "شاهو" تبيين نمود. برای اولين بار
رفيق شاهو را در زمستان 2004 در ارتفاعات زاگرس،
ميان مترها برف و در هنگام فعاليت برای دوباره
بازسازی PKK را انجام ميداديم، شناختم. رفيق شاهو
نمونهي يك مبارز انقلابي آپوئيست بود كه موفق شد
ارزشها و دستاوردهاي انقلاب را در طول عمر و
زندگي كوتاه اما پر معنايش برجسته سازد. ايشان با
به وجود آوردن سنتزي ميان ميهن دوستي عميق شرق
كردستان و شور و شوقي كه از اين پيروزي گرفته،
بودند فراخوان رهبر آپو را با جان و دل پذيرفت و
بر همين اساس يكي از نخستين رفقايی بود که بعد از
اسارت رهبری به صفوف مبارزه ملحق شد. " رفيق شاهو
" با فعاليتهای گستردهی خود در مطبوعات گريلا به
يکی از فداکارترين و دلسوزترين اندامان اين بخش از
فعاليت تبديل شد. او هميشه با برجسته نمودن
خصوصيات آپوئيستي در شخصيت خود ابتدا انقلابيگري
و شخصيت انقلابي آپوئيستي را تحليل كرده و جهت
تجلي هر چه بيشتر آن در خود به تلاش و تكاپو
افتاده بودند. " رفيق شاهو" كه موفق شد ايستار با
وقار خود را در زندگي انقلابي و تواضعشان را در
روابط و رفتار با ديگران و نظم و ديسپلين و
كلكتويسم موجود در شيوهي مبارزاتيشان مطابقت
داده و هماهنگ سازند، همهي اينها را در شادابي و
نشاط جواني و ابتكار عملشان برجسته نمود و بدين
ترتيب، طرز و نحوهي مبارزاتي موفقيتآميز
آپوئيستي را عملي ساخت." رفيق شاهو" كه با تكيه بر
انرژي جوانيش در زندگي لحظهاي بدون تلاش و كوشش
آرام نميگرفت و هميشه با رويي خندان به پيشواز
سختيها و فعاليتهای روزانه ميرفت. . از اينرو
هرچه زودتر ميخواست اعتقادات و ديدگاههاي رهبر
آپو را كه به خوبي درك كرده بودند را به بهترين
نحو به شرق كردستان برسانند؛ مثلا يكي از كارهاي
رفيق شاهو شناساندن ايدئولوژی رهبر آپو و حرکت
آپوجي در مطبوعات و رسانهها بود. همچنين ايشان با
کمک اولين شهيد PKK ی دوباره بازسازی شده يعنی
رفيق زاگرس بريتان ترجمهي اساسنامهي PKK را به
زبان فارسي بر عهده گرفتند و اين فعاليت را با
موفقيت به پايان رسانيدند و اين نشانگر فهم بالاي
آنها از ايدئولوژي رهبري ميباشد."رفيق شاهو" كه با
چنين خصوصيات بارزي با فعالترين شيوه چه در
فعاليتهاي مطبوعاتی و نيز چه در فعاليتهای سربازی
جاي ميگرفت، ايشان با اصرار بر اينکه يک گريلا
در هر بخشی از زندگی لازم است به مجادله وفعاليت
بپردازد براي ادامه دادن فعاليتهايش به صفوف HPG ملحق
شد. او هنگام انجام وظيفه در کوههاي زاگروس و در
هنگامی که برای مقابله با اپراسيونهاي ارتش ترکيه
جهت انجام وظيفه به مقابله با آنها رفته بود با
حملهی هليکوپتر های ارتش ترکيه مواجه ميشوند و
همراه با چهار تن ديگر از همرزمانش به درجهي رفيع
شهادت نائل گشت.
"رفيق شاهو نماد پايبندي به شهيدان و درآميختن با
حقيقت آنها ميباشد. ايشان نه تنها از لحاظ روحي و
فكري بلكه از لحاظ پراكتيكي نيز به مظهر بزرگ
پايبندي به "شهادت و شهيدان" مبدل گشت. رفيق شاهو
درحالي با پرتاب روکتهای هليکوپتر مواجه ميشوند
برای اينکه ديگر رفقای خود را از اين وضع خبردار
کند با اين حملات روبرو شده و اينگونه شهيد ميشود.
بزرگترين پاسخي كه به تجزيه، امحا و پرواكسيون
تحميلي بر مبارزات آزاديخواهيمان داده شد مقاومت
عظيمي است كه پرچم آن را در شخص شهيدان هر چهار
بخش كردستان برافراشتهايم. "رفيق شاهو" كه حقيقت
اين معنا را در شخصيت انقلابي خود متجلي ساخت."
ديگر نه مرگ و نه صرفا مقاومت كافي نيست" زيرا
نخستين شهيدان و ايثارگران اين جنبش در اينباره
آنچه كه ميبايست، انجام داده لذا تنها چيزي كه ميتواند
راه رهايي مطلق باشد سوق و جهت دادن مبارزه بسوي
پيروزي ماندگار و كسب موفقيت و پيروزي چه در
سازماندهي و چه در فعاليتهاي سياسي، نظامي،
پراكتيكي است. انقلاب و مبارزهمان از اين لحاظ از
اهميت شاياني برخوردار است. ما بعنوان همرزمان "شهيد
شاهو" سوگند ياد ميكنيم كه با يك چنين ايده و
بينشي بتوانيم عزم و تعهد خود را در قبال شهادت
اين رفيق بارز و دلاور، بزرگتر و برجستهتر نماييم.
ما بعنوان HPG جهت بسط ايدئولوژي آزاديخواه در
شرق كردستان و الهام از سرچشمه حيات آزاد تلاش
خواهيم نمود. عهد ميبنديم كه شرق كردستان را به
رهبر آپو ـ كه بزرگترين ايدهآل رفيق شاهو بود ـ
برسانيم.