| انگلیسی | آلمانی | ترکی | عربی| کردی

          HPG  ضامن تحقق آزادی و کنفدرالیسم دمکراتیک می‌باشد                 

 

 

 
 

شهیدان ما گلهای کردستان آزاد هستند

14 جولاي 1982

حقيقت 14 جولاي تجلي مقاومت و عمليات پيروزمندانه نهفته در حقيقت PKK است
ظهور PKK در صحنه پرتلاطم سياسي و اجتماعي تركيه و كردستان اواخر دهه هفتاد ميلادي، نقطه‌ عطفي است در تاريخ مبارزات خلقي كه در انتهاي محو همه آثار هويت ملي و تاريخيش قرار داشت و دچار از هم‌پاشيدگي و گسيختگي‌هاي فرهنگي و اجتماعي خود شده بود. پيدايش PKK پاسخ رستاخيز‌گونه‌اي بود به سياست به زنجير كشيدن و به تسليم‌واداشتن و نابودي خلق كرد و عصياني بود عليه جهل و تاريكي و خيانت پيشگان و نوكران ميهن‌فروش.
PKK با مبارزه بي‌نظير پيشاهنگان خود بود كه توانست به سطحي از پيشرفت و انهدام همه ذهنيت‌ها و قالب‌هاي فرسوده و فسيل شده دست‌وپاگير جامعه دست‌يابد و شخصيت كرد نوين و آزاد را خلق كند.
در چنين شرايطي دشمن با احساس خطر از زايش دوباره خلق كرد و تزلزل پايه‌هاي اقتدار خويش در سال 1980 براي سومين بار دست به كودتاي نظامي زد. هدف نيز مشخص بود؛ قتل عام آزادي‌خواهان و ميهن‌دوستان و از ميان برداشتن PKK به هر نحو ممكن. از اين رو دشمن با استفاده از تجارب و آزمون‌هاي چند‌هزار ساله در به تسليم واداشتن و مطيع ساختن كردها درصدد تصفيه و نابودي PKK برآمد. بطوريكه 70% از كادرهاي پيشاهنگ و نيمي از اعضاي مركزي PKK را دستگير و روانه زندان كرد. زندان و در راس آن زندان دياربكر مركزي جهت درهم شكستن اراده و عزم راسخ خلق كرد بود كه در شخصيت انقلابي نخستين پيشاهنگان PKK تجلي يافته بود. به تسليم واداشتن اين انقلابيون در چنين مقطعي به معناي قطع اميد خلق در تداوم مبارزه آزادي كردستان و تحميل بردگي و ذلت و درماندگي دوباره بود. در اين راستا رژيم فاشيستي 12 ايلول با ايجاد فضايي بسيار خوفناك و بكارگيري انواع متدهاي روحي و رواني شكنجه، فشار، تهديد و ترور، همه امكانات و عوامل خود را بسيج و به مقابله با پيشرفت‌ جنبش در كردستان و نابودي آن در زندان پرداخت. طرح و برنامه اين رژيم در زندان‌ها بر اين اساس بود؛ وضعيتي كه در كردستان پديد آمده و سطح آگاهي و شعوري كه خلق بدان دست‌يافته خطري براي تماميت ارضي تركيه بوده و لذا بايستي تمامي آثار متاثر آن را از ميان برداشت و سركوب نمود.
بديهي است كه بدون شناخت سياست‌ها و برنامه‌هاي رژيم 12 سپتامبر نخواهيم توانست كه معنا و مفهوم 14 جولاي 1982 را درك نماييم. اسعد اوكتاي شكنجه‌گر معروف زندان دياربكر اذعان مي‌داشت كه در اينجا (زندان دياربكر) حتي يك نفر هم باقي نخواهد ماند، همه ترك خواهند شد.
عمق و ژرفاي مقاومت 14 جولاي در اينجا نهفته است. رفقا با علم به اينكه دشمن درصدد سلب اراده و شخصيت آنهاست و در شخصيت آنها "بعنوان نمايندگان راستين خلق " خواهان محو همه آثار و ارزش‌هاي مبارزه ملي‌ ـ دموكراتيك است، با ايفاي رسالت تاريخي و ملي خويش به مقاومت در برابر اعمال وحشيانه زندان‌ها برآمدند. مقاومت حماسه‌سازان PKK كه در تاريخ كردستان بي‌نظير و داراي جايگاه ارزشمندي در تاريخ مبارزات اين خلق مي‌باشد با شعار "برخودان ژيانه" رفيق مظلوم دوغان در نوروز 1982 شروع، با رفيق فرهاد كورتاي، محمد زنگي، اشرف ايناك، و نجمي اونرم در 18 مي اوج و با اعتصاب غذاي رفقا كمال‌پير، محمد خيري دورموش، عاكف يلماز و علي‌چيچك در 14 جولاي همان سال به پيروزي انجاميد. به عبارت ديگر حيات و پشتكار و خط‌مشي آپوئيسم در نخستين آزمون بسيار سخت شخصيت انقلابي آپوئيسم در 14 جولاي به موفقيت رسيد.
اين رفقا با اعتصاب غذاي خود كه نزديك به 70 روز طول كشيد نمونه‌اي از جسارت، تعهد، پشتكار، عزم و اراده را به نمايش گذاشتند و راه‌ مبارزه PKK و نيروي مبارزه خلق كرد را به جهانيان نشان دادند. چنانكه در 45 مين روز اعتصاب رفقا چشم‌هاي رفيق كمال كور شد و دكتر در حين معاينه وي به او گوشزد مي‌كند كه حال اگر دست از اعتصاب برداري امكان معالجه وجود دارد؛ رفيق كمال نيز در جواب مي‌گويد: " چيزي كه براي من حائز اهميت است فكر و اراده ماست. شما چشم‌هاي كمال را ميخواهيد،‌ فقط بدون فكر و اراده. شما چنين كمالي را مي‌‌خواهيد اما من چنين كمالي را دوست ندارم" بدون شك چنين موضعي بيانگر اينست كه فرد انقلابي چگونه زندگي مي‌كند، داراي چه احساس و عاطفه‌اي بوده و چگونه به هر لحظه معني مي‌بخشد. اينچنين، مقاومت زندان توانست كه از طرفي خيانت اعتراف‌كنندگان امثال دونماز ـ يلدرم را در هم بكوبد و خط‌مشي مقاومت و پايداري مظلوم دوغان را تحكيم بخشد و از طرف ديگر بسياري از مفاهيم غلط ناتواني مبارزه در كردستان را پشت سر بگذارد. 14 جولاي شيوه‌ و فلسفه‌اي از مبارزه مي‌باشد كه در همان اوايل ظهور PKK و پيدايش تفكر آپوئيسم بنا نهاده شد. به عبارت ديگر مي‌توان گفت كه 14 جولاي اين واقعيت را اثبات نمود كه شرايط چه اندازه دشوار نيز باشد اين انقلاب است كه پيروز مي‌شود. رفقاي مذكور با اعتقادي عظيم به PKK و انقلاب كردستان چنين مقاومت بي‌نظيري را به نمايش گذاشتند. چنانكه روزي اسعد اوكتاي پيش رفيق كمال مي‌آيد و به او مي‌گويد كه از اين به‌بعد خود را با افراد ضعيف مشغول نمي‌كنم، بلكه با بزرگتر‌ها مشغول مي‌شوم. رفيق كمال نيز در جواب مي‌گويد: ماهي‌‌هاي بزرگ استخوان‌هاي بزرگي دارند و در گلوي انسان گير مي‌كند". مي‌خواهد به او بگويد كه او فاقد توانايي مي‌باشد كه اراده وي را در هم بشكند و همچنين مي‌خواهد به او بفهماند كه شخصيت‌هاي انقلابي كساني نيستند كه به آساني اعتراف و تسليم شوند. اين موضع و برخورد انقلابي از تمايل و تمناي بسيار قوي نسبت به زيستن و حياتي آزاد و عاري از بردگي و خفت نشأت مي‌گيرد. دستيابي به چنين حيات آزادانه‌اي نيز بدون رنج، شهامت، پشتكار، اميد و ايستادگي و دادن بدل‌هاي بزرگ غير ممكن است.
اين شهيدان با وقوف كامل به واقعيت انقلاب كردستان و دولتي تماما انكارگرا و امحاگرا دست به چنين اعتصاب غذاي تاريخي زدند. با وجود ترفند‌هاي اغواگرانه رژيم در منصرف ساختن اعتصابيون زندان دياربكر ولي اين انقلابيون با پايبندي بسيار قوي به آرمان‌ها و ارزش‌هاي انساني كه در وجود خلق كرد دجار سقوط و انحطاط شده بود و اعتقاد به واژگون ساختن نظام‌هاي فاسد و مستبد متكي بر دروغ و خدعه و اميدوار به ساختن فردا‌هاي بهتر و انساني‌تر، تا آخرين نفس‌هاي حيات نيز بدون هيچ‌گونه تردد و حسابات جداگانه‌‌اي مقاومت و اينگونه نماد مقاومت خلق‌هاي ستمديده و مستضعف جهان و بويژه به رمز شرف خلق كرد تبديل شدند.
اين مقاومت تاريخي نشان داد آنهايي كه خواستار مبارزه هستند بايستي داراي جوانب جسارت و فداكاري و براي خلق و ارزش‌هاي ملي ـ دموكراتيك چنين مبارزه و مقاومتي را سرمشق قرار دهند. چرا كه خارج از اين راه‌ ديگري وجود ندارد. از اينروست كه رهبر آپو مقاومت 14 جولاي 1982 را به " مقاومت‌گران كاوه معاصر " تعبير كرده است.
مقاومت، ريشه حياتي هر جنبشي است. روح كلام اينكه تحقق يك انقلاب در مقابل ظلم و چپاول تنها با اتكا به اين مفهوم بنيادين و همه جانبه‌نمودن محوريت هويتي اين نظام ارزشي ممكن خواهد بود. اگر در ادبيات انقلابيون، ظلم و ستم به‌عنوان واژه‌هايي برخوردار از ماهيتي منفور تعريف مي‌شوند، نقطه مقابل آن مقاومت، زيباترين كلمه در روح و لبّ پاكي و شرافت است. دو كلمه اما دو تاريخ به تمام معنا مغاير هم. ظلم هويت ايدئولوژيكي نظام طبقاتي و موجد جامعه‌اي با ذهنيت و اخلاق طبقاتي، اما مقاومت هويت ايدئولوژيكي جامعه طبيعي و نظام خلق‌ها و خلاق قطب مخالف جامعه فوقاني است. اگر رژيم ظلم و بيداد با نابودي اخلاق سياسي و اجتماعي و توسل به انواع ميل و متد و ابراز منافي پاكي، جهت استثمار روح، هويت، اخلاق، ذهنيت، شخصيت و اميد فرد و جامعه بر ارزش‌ها مي‌تازد، رژيم مقاومت به‌واسطه آميزش اخلاق با سياست و اجتماع و امتزاج ذات و سرشت پاك با روح عمل و كردار در راه تحصيل دوباره روح، هويت، اخلاق، ذهنيت، شخصيت و اميد فرد و جامعه و سوق‌يابي آن به سطح پيشاهنگي مبارزات دموكراتيك خلق‌ها، با اتكا به زيباترين ابزار‌ها مبارزه مي‌نمايد.
در بطن استبداد نظام‌مند و عمق ظلم هزاران ساله رژيم‌هاي خاورميانه و حاكم بر كردستان كه به مثابه خنجري است بر نظام‌ ارزشي و مولفه‌ و مشخصه‌هاي جامعه خلق‌ها معنويت، اخلاق، هويت ايدئولوژيكي و اراده آن‌، در جغرافيايي كه يكبار مجال و عرصه بر نمود هر نوع تفكر، عمل و حقيقت به تنگنا كشيده شده، PKK بازسازي دوباره حيات ارزشمند، اراده‌مند و متعالي با فرماسيون مجدد ذهنيت، شخصيت و هويت جامعه، مقاومت و تاريخ مبارزه عدالت است. PKK نقش و ميسيون بنيادين خويش را در چارچوب فرهنگ‌سازي و نهادينگي مقاومت تعريف نموده و در اين مسير به دستاورد‌ و نتايج ارزشمند و تاريخي دست‌ يافت و با‌ آفريدن شخصيت و كاراكتر عجين گشته با اين فرهنگ و ادبيات، پيوندي ناگسستني مابين هنر و انقلاب ايجاد نمود. مقاومت خدايان مقاومت در برابر بزرگ‌ترين دروغ و تحريف تاريخي و در برابر عمق و كينه بيداد و استثمار، هويت ايدئولوژيكي جنبش خلق كرد را شكل بخشيد كه 14 جولاي (14 جولاي 1982) در رأس و پيشاهنگ اين تاريخ و روح PKK است.
در سرزميني كه زنجير استبداد و استعمار روان، روح و هستي شخصيت را به يوغ كشيده و در ليتراتور و ذهنيت خود غير از اطاعت، بردگي و تسليميت، روزنه‌اي براي نفس‌‌كشيدن باقي نگذاشته است؛ جايي كه رمق ابراز هويت را از فرد و جامعه سلب نموده است، جايي كه حيات و شرف و هستي تنها از سوي نظام ظلم تعريف شده است، 14 جولاي و ايستار علمي مقاومت در آن، باز آفريني روحي است كه شخصيت انقلابي با اعتماد به نفس و شكوه مقاومت به آن رسيده است. 14 جولاي شكوه و ابهت مقاومت است. ايستاري بزرگ است در برابر همه مفاهيم و عملكرد‌هايي كه شخصيت را بي‌ارزش، پوچ و تخريب نموده‌اند. 14 جولاي در تاريخ و فرهنگ مقاومت،‌ نماد مقاومت است.
14 جولاي را همچون تجلي واقعه‌اي تاريخي با آفرينندگانش كه با شخصيت‌ها و مليتان‌هاي پيشاهنگ جنبش آپوئيستي بودند بايستي بهتر بشناسيم. كمال پير، محمد‌ خيري دورموش، عاكف‌ يلماز و مليتان جوان علي‌چيچك. كمال پير شخصيتي كه در ويژگي‌هاي شخصيتي انقلابي نماد PKK بود و خواهد بود، شخصيت انترناسيونال كه مانند يك ارتش بود. محمد خيري دورموش ميليتاني در سطح يك رهبر كه مي‌گويد: پس از شهادت بر روي مزارم بنويسيد كه "مديون خلق كرد است" و اين گفته تجلي حقيقت يك انقلاب است. گفته‌‌ايست كه در تاريخ مقاومت و فرهنگ مقاومت جاودانه گرديده‌ و پيكر غول‌آساي ظلم و جور تحميل شده بر خلق كرد را متلاشي نمود و به گفتمان آزادي‌خواهي و مقاومت‌طلبي اين خلق مبدل گرديد. عاكف‌يلماز، شخصيتي كه اسطوره مقاومت نام گرفت و جاودانه گرديد. علي‌چيچك، شخصيتي جوان، تعريف جوان و ويژگي‌هاي جوان انقلابي، نماد جوان در فرهنگ مقاومت خلق‌ها، علي‌چيچك پايان مفاهيم بردگي ساز و به بندگي كشاندن جوان؛ نمونه عملي جوان نوين. علي‌چيچك سرفصل هويت ايدئولوژيك جوان معاصر و آغاز هويت‌يابي جوانان در باتلاق استبداد خاورميانه و كردستان.
حقيقت 14 جولاي تجلي مقاومت و عمليات پيروزمندانه نهفته در حقيقت PKK است. در بحراني‌ترين شرايط و در حد‌اقل امكانات، رفقاي شهيد، در چندين مرحله به حفظ و دفاع از ارزش‌هاي انقلابي و خلق كرد پرداخته‌اند. در دادگاه‌هاي تركيه و تحت دشوارترين شيوه‌هاي شكنجه، سعي در اثبات حقانيت اين خط‌مشي نمودند، اما واقعيت نظام ظلم وجور تركيه بر تسليميت آنان اصرار ورزيد. اينجاست كه انتخاب عملياتي جاودانه، مهر خود را بر تاريخ كوبيده و در 14 جولاي تصميم رفقا بر اعتصاب بدون مرز يا روزه مرگ همانند آغاز مقاومتي علمي است. شكل و شيوه اين عمليات فدايي نيز به اندازه ماهيت آن قابل بررسي است، چرا كه در نوع خود بي‌نظير بوده و بعنوان عملياتي مدرن با فلسفه و ديدگاهي نوين صورت پذيرفته است. اين عمليات ليتراتور نظام ظلم كه چنين مي‌پندارد كه با مرگ يا با كشتن همه چيز پايان مي‌يابد را متلاشي نموده و به حيات و جاودانگي حيات در فرهنگ مقاومت و تداوم آن معنايي نوين بخشيد. 14 جولاي اثبات عملي اين موضوع است كه در فرهنگ انقلاب و مقاومت حيات جاودانه است و روح 14 جولاي به كالبد خلق كرد، جاني دوباره بخشيده و در همه عرصه‌هاي حياتي و ذهنيتي اين خلق فرهنگ مقاومت و آزادي‌خواهي را گسترش داد. همه دستاورد‌ها و مبارزات خلق كرد با اين عمليات ارتباطي معنوي و مستقيم داشته و خواهند داشت. نگاهي به تاثيرات عملي عمليات 14 جولاي و شخصيت‌هاي جاودان آن بر خلق كرد در همه مراحل مبارزه آزادي‌خواهي‌اش، در كردستان و در تمام عرصه‌هاي سياسي‌ ـ ايدئولوژيك و سازماند‌هي، همچنين در عرصه‌هاي اجتماعي، فرهنگي و بويژه هنري اهميت آن را بوضوح نمايان مي‌سازد. حقيقتا 14 جولاي به عميق‌ترين و دامنه‌‌دارترين عمليات مقاومت‌طلبي خلق كرد به عنوان قطب مخالف نظام اقتدار و به تمامي نقطه مقابل تاريخ ظلم و استبداد جامعه طبقاتي و نظام دسپوتيك متكي بر آن مبدل شده است.
در آستانه سالگرد عمليات جاودانه 14 جولاي بايد گفت كه اين عمليات‌ همچون نظام ارزشي خلق كرد در همه عرصه‌ها‌ي مبارزه تداوم مي‌يابد و امروز هم با همان روح و با همان ماهيت خلق كرد و جنبش آزادي خواهي‌اش در مرحله‌اي حساس قرار گرفته و در مقابل همه دشواري‌هايش به مقاومت مي‌پردازند. مفهوم مقاومت امروز بسيار فراگير گشته و بويژه در شرق كردستان تلاشي عظيم جهت پايبندي و اصرار بر اين خط‌مشي به ميان آمده است.
روح مقاومت‌طلبي و آزادي‌خواهي 14 جولاي امروز در شرق كردستان با پيشاهنگي دلبرين، زاگرس، هيرش، زيلان، ئاگري، شيلان و دلخواز و ده‌ها شهيد فدايي ديگر به فرهنگ خلق‌مان مبدل شده است. اين فرهنگ بايستي همگاني شده و فرد فرد خلق‌مان با روز‌آمد‌نمودن آن در حيات و مبارزه خود آن‌را جاودانه‌تر سازد. آزادي خلق كرد و تحقق ملت دموكراتيك تنها از اين راه ميسر خواهد بود.

ادامه >>>

 

[صفحه اصلی]

 

 

صفحه‌ اصلی

»

بیانیه‌ها

»

اخبار

»

گریلا

»

ارتباط با ما

»

رهبر آپو

تحلیلات رهبری

 
 

 

 
   
 
 

سايت رسمی HPG ( نيرو‌های مدافع خلق) .
اين سايت توسط مرکز ارتباطات HPG حاظر شده است.

تمام حقوق  اين سايت محفوظ می‌باشد.