14 ژوئیه اثبات رهبری حزب بود
وقتی از 14 ژوئیه بحث میشود، ایمان را به یاد میآورد.
سخن معروف رفیق محمد خیری دورموش که میگفت: "بر
سنگ مزار من بنویسید: این شخص مدیون از دنیا رفت"
و سخن کمال پیر که میگفت: "ما چگونه میتوانیم
بلندتر ندا برآوریم، این جنگ ادامه پیدا خواهد کرد،
این رهبر این جنگ را ادامه خواهد داد، به این مورد
ایمان داریم" ، بیانگر ایمانی عظیم نسبت به حزب و
رهبری حزب بود. چیزی که سبب ایمان آنها به پیروزی
در آن شرایط میشد، این بود که مطمئن بودند رهبری
در بیرون، این مبارزه را تا آخر ادامه خواهد داد.
اعتقاد آنها به اینکه پایان زندگیشان، پایان
مبارزه نبوده، بلکه برعکس گسترش بیشتر مبارزه را
به دنبال خواهد داشت، انجام راسخ این عملیات را
سبب شد. از طرف دیگر این رفقا کسانی بودند که
همگام با رهبری این مبارزه را آغاز نموده و اولین
کسانی هستند که در این مبارزه مشارکت نمودند.
رفقایی هستند که همراه با رهبری با این خلق عهد
مبارزه بستند. این رفقا در دشوارترین شرایط به
عهدی که با خلق، حزب و رهبری بسته بودند، عمل
نمودند. ماهیت پایبندی رفیقانه را نشان داده و
پایبندی عظیم به رفاقت و عهدی که در رابطه با
رفاقت بسته بودند را تحقق بخشیدند. به اقتضای
رفاقت و عهدی که بسته بودند، زندگی خویش را در
مقابل تسلیمیت و شکست تحمیلی دشمن داده و قدرت
انجام عهدی که با رفقای خود و خلق بسته بودند، را
نشان داده وثابت نمودند که مقاومت آنها بیهوده
نیست.
از این نظر PKK ملموسترین افادهی رفاقت نیرومند
و تحقق آن در دشوارترین شرایط است. همچنین نشان
دادند که بر سر عهدی که با خلق بستهاند، بوده و
این عهد خویش را فراموش نخواهند کرد. بر اساس عهدی
که با خلق بسته بودند، در مقابل تسلیمیت و خیانت
تحمیلی، به حمله دست زده و پیروز گشتند. بنابراین
شهادت این پیشاهنگان به معنی حمله به دشمن و کسب
پیروزی است.
در زندان تزلزلی وجود داشت. این عملیات، تزلزل
مورد نظر را درهم شکست. همهی قوا با این اتحاد به
قدرت PKK ایمان آوردند و بر ایمانشان افزودهتر شد.
میتوان این را نیز افزود: این مقاومت اثبات
رهبریت حزب بود. مقاومت کمال پیر این است. آنها
در اصل برای نشان دادن و اثبات مقاومت حزبی و شکستناپذیری
رهبری آن، پایداری نمودند. یعنی این مقاومت دلیل
بر اثبات رهبری است. همان گونه که در بالا بیان شد،
عملیات کنندگان به ویژه رفیق کمال پیر ایمان
داشتند که رهبری این کار را به آخر خواهد رساند.
میدانستند که رهبری شهادتشان را به صورت صحیح و
بجا ارزیابی خواهد نمود. به همین دلیل وقتی به سوی
شهادت میرفتند، کمترین تردیدی از خود نشان ندادند،
برعکس دچار هیجان و شوق پایبندی به خلق، رهبری و
حزب بودند. همچنانکه وقتی شهادتشان نزدیک شد، دچار
هیجان شده و بر شوقشان افزوده شد. زیرا رهبری و
پایبندی به رفاقت را اثبات میکردند و عهد بسته
شده با خلق را برآورده مینمودند. به همین دلیل
شهادت در شخص آنها همچون هیجان و شوقی عظیم
نمایان گشت. میتوانیم بگوییم هر عضو شهیدPKK هرچه
به شهادت نزدیکتر میشود، بر هیجان وشوق وی
افزوده شده، مقاومتش بیشتر گشته و برایش آن لحظهی
امیدبخش، لحظهایست که به شهادت نزدیک میشود. ما
این را در کسانی همچون کمال پیر و خیری دورموش
دیدیم. شهادتهای به وقوع پیوسته در 14 ژوئیه چنین
معنایی دارند.
معنی دیگر 14 ژوئیه این است که خلق کرد نابودمعنی
دیگر 14 ژوئیه این است که خلق کرد نابود نشده و
نابود نخواهد شد. 14 ژوئیه امکان, پتانسیل و
موجودیت مقاومت در میان خلق کرد را مطرح نمود. گذر
انسان کرد به مقاومت در سختترین شرایط و در محیط
فاقد کمترین امکانات، علیرغم تمام حملات و
سرکوبهای دشمن است. این مقاومت به بهترین وجه نشان
داده است که وعدهی موجودیت و مقاومتشان نیرومند
است. اگر چنین مقاومتی در مقابل این ظلم و سرکوب
نمیبود,شاید میتوانستیم بگویم: پتانسیل مقاومت
کرد و علائم زندگی وی باقی نمانده است. 14 ژوئیه
نشان داد که علائم زندگی خلق کرد نیرومند بوده و
علیرغم تمام سرکوبها و ظلمها و تمام حملات نابود
کنندهی صدها ساله, در حال حاضر همچون یک ملت
موجودیت خویش را تداوم میبخشد. 14 ژوئیه از این
نظر نشان داد که پتانسیل مقاومت بسیار قوی و پر سر
و صدا است. همچنین به معنای اثبات قدرت خلق کرد در
برابر سرکوبهاست و از این نظر یک ارزش معنوی
محسوب میگردد. انسان و خلق کرد و نیروهای رهایی
ملی سر چشمه روحیه و امید و ایمان به آینده شدند.
از این نظر نیز باید ارزشهای تاریخیای که 14
ژوئیه به آینده تسلیم نمود را نیز دید.
همچنان که 14 ژوئیه نیرومندی علائم حیات خلق کرد,
سلولهای زنده, پتانسیل مقاومت خلق کرد را در میان
نهاد, اثبات کرد که این علائم زندگی و پتانسیل
مقاومتPKK است. از این نظرPKK همچون جنبهی سر
زنده, قابل اعتماد و پیروز کردها در برابر دشمنان
بر صحنهی تاریخ ظاهر شد. 14 ژوئیه این را نشان
داد. بنابراین 14 ژوئیه نشان داد که در جنگ دو طرف
وجود دارند یکی ترکیه و دیگری PKK نشان داد که
طرفهای اصلی مبارز و کسانی که دارای قدرت و ظرفیت
جنگ هستند, اینها بوده و سایر قوا در میان مانده و
قدرت، سر زندگی و پتانسیل انجام چنین جنگی را
ندارد. همچنانكه در زندان دیاربكر انسانهایی از
خلق كرد و سایر طبقات بودند، اعضای سایر تشكیلات
نیز وجود داشتند. وقتی عملیات 14 ژوئیه در چنین
محیطی متحقق شد، نیروی سر زنده و در حال حیات و
دینامیك خلق كرد را نشان میداد. البته وقتی 14
ژوئیه نشان داد كهPKK نیرو و دینامیسم سرزندهی
خلق كرد است، خود یك رویداد تاریخی دیگر است. یعنی
معنای متفاوتتری از آن است.
گفته بودیم كه 14 ژوئیه در مبارزهمان پلی است بین
سالهای 84 - 1980 در عین حال 14 ژوئیه تاثیر مثبتی
در آماده شدن كادرهای این دوره برای جنگ و تعالی
روحی معنویشان داشت. مشاركتی كه در مبارزهمان
رفیقانه در راستای تلاشهای رهبری شده مقاومت 14
ژوئیه چنین جوابی در برابر تلاشهای رهبری در
راستای تقویت زندانها داد. همچنین جوابی به پیروزی
رهبری و كادرها بود. یك معنی دیگر 14 ژوئیه دعوت
كادرها و كسانی است كه وارد اتمسفر 14 ژوئیه و دست
به مقاومت زدند. باید این مورد را اینچنین دید.
14 ژوئیه جای خویش را در تاریخ باز كرد.
14 ژوئیه یك عاملی تاثیرگذار در بر طرف كردن با
روشی ذهنی، تسریع ورود رهبری به میهن و آموزش
كادرها است. 14 ژوئیه جوابی است به مقاومت و
تلاشهای رهبری و ورود به میهن. اگر چه در جاهای
متفاوت، شرایط متفاوت، جاهای دور از هم بوده و در
آن لحظه همدیگر را نمیدیدند و رابطهای هم
نداشتند. به هم رسیدن همان برخورد ایدئولوژیك، طرز
رهبری، شیوهی تفكر و رفتارPKK است در دو جای
متفاوت و از این نظر اثبات میكند كهPKK و عضویت
در آن، تلاشهای رهبری و مقاومت 14 ژوئیه در زندان
بوده و هر رفتار غیر از این در زندان، تسلیمیت،
سرخم كردن و در خارج نیز، فرار از كارها، خارج
ازPKK است. البته كه این دعوت 14 ژوئیه همچون دعوت
به مقاومت بازتاب یافت. از این نظر دعوت 14 ژوئیه
با دعوت كادرها برای بازگشت به میهن یكی گشت. 14
ژوئیه با رستاخیز و تلاشهای كادرگرایانه كه در
مبارزهی رهایی ملی ایجاد گشته یكی شده و به
مقاومتی نیرومند تبدیل شده است.
در زندان یك مرحلهی كامل مقاومت و در مقابل آن
سركوب و ظلم وحشیانهی دشمن وجود داشت. یا هردوی
اینها تو در تو ایجاد گشتند. یعنی مقاومت و خیانت
متقابلا ظهور كردند. عناصر بسیاری كه از سیستم 12
سپتامبر متاثر شده، رها گشته و با افكارمنحرف شده
در این مرحله ظاهر شدند. همچنین از این نظر میتوان
اشكال گوناگون حقیقت پشت پردهی ایدئولوژی گروههای
سیاسی متفاوت را دید. البته باید خاطرنشان كرد كه
مقاومت همه جانبهای در مقابل این مورد وجود دارد.
زندان دیاربكر را میتوان اینگونه توضیح داد:
مقاومت 14 ژوئیه و مقاومت و ظلم دولت تركیه. سایر
موارد، تسلیمیت، خیانت، هستند، اینها عناصر اساسی
و تعیین كننده نیستند. به همین دلیل وقتی بحث از
دیاربكر میشود باید آن را همچون مقاومت 14 ژوئیه
و وحشیگری دشمن كرد. سایرخصوصها؛ تسلیمیت، خیانت،
فرار از مسائل، پناهندگی، دوری از خویشتن و نابودی
خویش، فاسد شدن و منحط شدن است. بنابراین اینها
همچون نیروها و شخصیتهایی كه تحمل جنگ و نشان دادن
اراده را ندارند، تداعی شده و 14 ژوئیه نیز تداعی
خواهد شد.
همچنان كه وقتی از زاویهی تاریخی نیز مینگریم،
وضعیت اینگونه است. جنبهی تعیین كننده در مبارزهی
رهایی ملی نیز این است. این جنبهی مقاومت،PKK را
نیرومند كرده، توسعه داده و در مبارزهی رهایی ملی
به پیشاهنگی PKK ایفای نقش نموده است. افراد مقابل
این مقاومت نیز كسانی هستند كه به شكست افتادهاند.
یعنی باید چنین تعریفی در این موضوع ارائه داد و
مقاومت 14 ژوئیه را در چنین وضعیت و سطحی مورد
ارزیابی قرار داد. در زندان دیاربكر مقاومت 14
ژوئیه ملموستر گشت، از نظر معنایی، خود را به شكل
رهایی ملی، آزادی و استقلال در تاریخ به ثبت رساند
و اینچنین در تاریخ جاوید گشت. باید از آفرینندگان
14 ژوئیه، شهادتها و شخصیتهایش نیز بحث نمود. بیان
خلاصهای از ویژگیهایشان، بیانگر معنایی دیگر از
14 ژوئیه خواهد بود. میتوانیم بدینوسیله بهتر درك
كنیم كه شخصیتهای خالق مقاومت 14 ژوئیه چگونه به
مبارزه مینگریستند و خصوصیات رفقایی كه در مقاومت
14 ژوئیه به شهادت رسیدند بعدها چگونه در مقاومت
ملموس گشت.
محمد خیری دورموش شخصیتی بود كه به تصمیمشان
ایمان داشت و به افكارشان ارزش میداد.
باید خصوصیات متفاوتتری از رفیق خیری را دیده و
توضیح داد. رفیق خیری بیانگر تكامل، نتیجه و
خونسردی بود. این شخصیتی است كه به عنوان طرز
رهبری آنهم از نظر پیشاهنگی به هر كس اعتماد میبخشید.
بسیار خونسرد و دقیق بود. رفیقی بود كه هنگام
تصمیمگیری به اطرافیان خود اعتماد میبخشید، به
تصمیمشان ایمان داشت و به افكار شان ارزش میداد،
همیشه؛ هر كس به سخنان وی علاقه نشان میداد و میخواست
سخنان و ارزیابیهای وی را در موضوعات مختلف
بیاموزد. هیچ وقت عكسالعمل خویش را بیرون بروز
نمیداد و در درون خویش نگه میداشت. مثلا رفیق
كمال با هیجان و شوق احساسات خویش را نشان میداد
اما رفیق خیری عكسالعملها و آلام خود را در درون
خویش نگه میداشت و از این نظر عمیقتر بود. اما
وقتی لازم میشد كین، خشم خود را بروز میداد.
رفیق خیری دورموش با آن خونسردی، موضع متوازن،
ترتیب دهندگی، افكار و داوطلبی در سوق دادن رفقای
ما به سوی جنگ و ارزیابی تمام امكانات، تداوم
نیرومند ایدئولوژی و سیاست حزب در جنگ، یك نیروی
بزرگ رهبری، یك منشا اعتماد عظیم و مركز قوی جذبكنندگی
بود. وقتی از یادآوری آنها بحث میكنیم و بخواهیم
سخنی از آنان برانیم، اینها به ذهن میآیند. بدون
یادآوری اینها، زندگی همراه با یاد و خاطرهی آنها
و پایبندی به آنها غیر ممكن است. میتوان به یاد
آنها پایبند بود و به یاد زندگی آنها، عملیاتشان و
دستورات و خصوصیات شخصیتی كه آنها ایجاد كردهاند
بود.
كمال یك دنبالهرو نیرومند رهبری بود
فرماندهی بزرگ عملیات 14 ژوئیه رفیق كمال پیر بود.
این فرماندهی بزرگ همیشه موفق، در رفتار همچون یك
فرماندهی بزرگ بود. میتوانیم بگویم احترام و
قدرت والایی كه لازمهی فرماندهی است، در این رفیق
دیده میشد. مسئولیت، عواطف و اندیشههای رفیقانه
لازم در یك جنگ را با خود داشت. مهمترین خصوصیاتش
داشتن عزم و شوق انقلابی بود. یك ساختار شخصیتی
داشت كه هیچگاه ایمان خود به ایدئولوژی و سیاست
PKK را از دست نداد و در این مورد دچار تزلزل نشد
و در هر شرایطی توانست از آن دفاع نماید و اندیشهی
آزاد را همچون خصوصیت مهمی برای خویش در آورد. از
این نظر امروزه بخوبی می دانیم كه رفیق كمال پیر
شوق، هیجان، جسارت و روح حملهگری را در خود داشت
و وی این خصوصیات را به مبارزهی خویش منتقل كرده
است. تنها در زندان اینگونه نبود، همانگونه كه میدانیم
رفیق كمال پیر از همان ابتدا چنین هیجان و جسارتی
را به صورت بسیار مشخصی با خود داشت. درك كمال پیر
به معنی درك قوی بودن روابط رفیقانه است. در كمال
پیر میشد، محبت، عاطفه و گرمی رفاقت را دید.
البته لازم به یادآوری جنبهی انترناسیونالیستی،
دوست داشتن نسبت به خلق كرد و خصوصیات وی در این
مورد به صورت جداگانه نیست. اینها خود خصوصاتی
هستند كه همه از آن آگاه هستند. به همین دلیل
چندان به آن اشاره نخواهیم کرد. کمال پیر دینامیسم
انقلابی رهبری حزب را میدید، از آن حفاظت مینمود
و دنبالهرو مصَر رهبری بود. جنبههای مهم رهبری
را میدید. از این نظر باید گفت که یک دنبالهرو
خوب رهبری بود. باید زندگی و عمل کسانی را که تا
آخر در راه رهبری باقی ماند، را به یاد آورد.
پایبندی تمامعیار به رهبری این است.
از طرف دیگر این را نیز میدانم، میخواهم بدانم:
به راستی هم باید یک کمال پیر اکنون در این کوهها
و در بحبوحهی جنگ میبود. وقتی از آنها میگوییم،
هیجان، شوق، عزم به جنگ، رزمندگی، سرزندگی و پرجنب
و جوش بودن کمال از گرمپ گرمپ صدایش که بلندتر میشد
را حس میکنیم. آن جنب و جوش، تعالی رویه و خواسته
و برخوردی مبنی بر جستن هرچیز نوین باید امروزه در
کوهستانها میبود. یعنی باید گفت که کمال پیر میتوانست
در این کوهستانها کارهای زیادی در مبارزه انجام
داده، آن را مستمر نماید و رفیقی بود تماما در خور
طرز، رویه و اسلوب دوران حاضر. این دوران، دوران
کمال پیرهاست. دورانی است که شیوهی انقلابگری
کمال پیرها میتوانست بزرگترین نتایج انقلابی
بودن را به بار آورد.