|
14 ژوئیه, خشم تمامی خلقهای سرکوب شده است!

ارزيابي رفيق مصطفي قرهسو بمناسبت سالگرد مقاومت
14 ژوئيه
باید سیاست دشمن در زندان دیاربکر را در 14 ژوئیه
درک نمود. اگر این سیاستها درک گردند, میتوان
گسترهی عملیات 14 ژوئیه را از این بعد مورد بحث
قرار داده, ارزیابی نموده و ارزش لازم را به آن
داد.
هدف کودتای 12 سپتامبر 1980 سرکوب و نابودی حرکت
رهایی ملی کردها بود. میخواست تا PKK و حرکت
رهایی ملی را در حد توان در بیرون سرکوب نموده و
از هم فرو پاشد، دستگیر شدگان را نیز در زندانها
نگه داشته و از بین ببرند. بر آن بودند تا زندان
را به صورت جایی در بیاورند که مبارزهی رهایی ملی
را در آن دفن نموده، شکست داده و آن را به صورت "سمبل
شکست" مبارزهی رهایی ملی در آورند. مثالهایی از
این دست در تاریخ کردستان فراوان هستند. جنبشهای
کردها ـ که جهت رهایی ملی بر پا شده بودند ـ را
سرکوب کرده, بازماندگان را به حبس انداخته, قسمتی
از آنها را در زندان وادار به تسلیمیت نموده و
قسمتی دیگر را نیز اعدام نمودهاند. انگار تاریخ
را وادار کردهاند که بگوید "اگر اینچنین شورش
نمایید, اینچنین مجازات خواهید شد."
نقشی که برای زندان دیاربکر در نظر گرفته بودند,
اینچنین بود. میخواستند PKK و جنبش رهایی ملی را
در بنیان از صحنهی روزگار محو نمایند. به همین
دلیل حملهی بسیار گستردهای بر زندانها انجام
دادند. هدف آنها تنها شکنجهی انسانها و به تسلیم
واداشتنشان نبود بلکه میخواستند در زندان
دیاربکر جنبش رهایی ملی را نابود نمایند. در نتیجه
در زندانها شکنجه, ظلم و فشاری بسیار شدید و بی
قاعده روا داشته شد.
دوران قبل از 14 ژوئیه تاریکی جهنم بود.
کودتای 12 سپتامبر به محض برقراری, با قتل عامها و
فشاری همه جانبه, خلق ما را تحت ستم قرار داده,
دهها هزار تن از آنها را دستگیر نموده و دهها هزار
تن را نیز در زندانها حبس نمود. قشری که در مبارزهی
رهایی ملی شرکت و در این مورد تلاش قابل توجهی
داشتند به زندانها انداخته میشدند. از این لحاظ
تودهای که در زندان دیاربکر بسر میبردند، همچون
ماکتی از مبارزهی رهایی ملی و طبقات اجتماعی خلق,
اقشار مختلفی نظیر کادر, طرفدار و سمپاتیزان (علاقمندان)
را در درون خود جای داده بود. حمله به این اقشار
به شکل حمله به PKK و مبارزهی رهایی ملی، خود را
نشان میدهد. باید امروز دوباره این را تکرار نمود.
وقتی 14 ژوئیه را بر این اساس ارزیابی میکنیم,
معنای آن به صورت بهتری درک میگردد.
در دورانی که اینهمه به زندانیان زندان دیاربکر
حملهور میشدند و شکنجه و فشار ایجاد مینمودند,
در بیرون نیز روستاها را میسوزاندند, مدفون میکردند
و خلق را تحت ظلم و ستم قرار میدادند و بدین
ترتیب یک ناامیدی را ایجاد نموده و حتی محیطی بیباورانه
و بنبست را ایجاد مینمودند. در این سالها زندگی
خلق کرد را درست به صورت یک جهنم تاریک درآوردند.
مقاومت 14 ژوئیه در چنین دورانی رخ داد.
در این دوران که خلق کرد دچار یک ظلم و ستم عمیق
بود, عملیات 14 ژوئیه رخ داد. قبل از 14 ژوئیه نیز
مقاومتهایی ایجاد شده بود. مقاومتهایی نظیر جرقهی
مقاومت مظلوم دوغان و خودسوزیهایی نظیر مشعل
آزادی"چهار یاران" بر پا شدند اما اینها نتایج
بسیاری مانند 14 ژوئیه به دست نیاورده و آنقدر
تاثیر گذار نبودند. باید گفت که نقش این عملیاتها
نیز در تاثیرگذاریهای بزرگ 14 ژوئیه وجود داشت.
البته در دورانی که خلق را دچار نا امیدی و
بیچارگی کرده بودند و در عرصهای که در وحشتناکترین
سالها هیچ ابزاری جهت مبارزه نداشتند؛ در حالیکه
دشمن هر نوع وسیلهی جنگی در اختیار داشت و تماما
بر منطقه حاکم بود, مقاومت فرزندان کرد در زندان
بسیار با معنا است. معنایش این است: بر پا کنندگان
این مقاومت دارای اندیشهی ایدئولوژیک و سیاسی,
ایمان و قدرت روحی هستند، در حالیکه غیر از آرزو و
ارزشهای روحی خود هیچ چیز نداشتند و در جایی که
دشمن بیشترین حاکمیت را داشت، در برابر ظلمت دشمن,
روشنایی بزرگی برای همهی خلق شدند. برخورد رهبری
در چنین دوران سختی ـ که مبارزان داوطلبانه
عملیاتهایی را انجام میدادند، به پیروزی رهنمود
میگشت, التبه که در خارج از زندان و در میان خلقی
که از امکانات بیشتری برخوردار بوده, امید, ایمان
و عواطف سمپاتی عظیمی را ایجاد نمود. 14 ژوئیه
چنان عملیاتی است که میتوان از این نظر آن را
موشکافی کرده و ارزیابی نمود.
14 ژوئیه طرز تفکر انقلابی نوین است
14 ژوئیه در واقع مطرح کردن یک طرز برخورد و طرز
تفکر انقلابی نوین و یا وضعیت نوین مبارزهی رهایی
ملی کردهاست. این طرز نشان میدهد که هیچ سختی و
فشاری یارای مانع شدن از قدرت دیدن پیروزی و ایمان
به آن در صعبترین شرایط را ندارد. این ملموس شدن
PKK و شیوهی رهبری در زندان است. یافتن امید و
ایمان برای تبدیل کوچکترین امکانات به پیروزی در
بی امکاناتترین شرایط است. البته که این حائز
اهمیت است. نتایج حاصله از این مورد به طور قطع در
بالاترین سطح خواهد بود. اوایل سالهای 1970 دورانی
بود که خلق کرد را "با بتون پوشانده" بودند و از
حقوق سیاسی خود برخوردار نبود، ناامید بود و به
جای مقاومت و پیروزی, تسلیمیت و مزدوری را پیشه
كرده بود. همانگونه که PKK در چنین شرایطی ایجاد
شده و همچون یک شیوهی هویدا شدهی رهبری جای خود
را با ایمان و عزمی راسخ باز کرد, مقاومت 14 ژوئیه
نیز همچون تقابلی قوی به طرز رهبری PKK در تقابل
با سیاست حمله به خلق که بعد از کودتای 12 سپتامبر
که یکی از مهمترین دوران تاریخ کردستان و بویژه
مهمترین دوران سدهی بیستم بود, مطرح شده و خویش
را اثبات نمود. ثابت کرده که این طرز بر صحنهی
تاریخ ظاهر شده, این طرز , اصلوب و آهنگ در مبارزهی
رهایی ملی جای خود را باز کرده است. از این نظر
تعالی اراده , ایمان و روحیه را که در سایر
شورشهای کردی به صورت نقصی دیده میشد، در حرکت
تازه آفریده شدهی رهایی ملی دیده میشود.
یک نکتهی مهم در این خصوص وجود دارد؛ آنهم تعالی
ارزشهای معنوی که باید در هر جنگی دیده شود. اساسی
ترین نکته در پایدار کردن شکست ناپذیری یک جنگ,
یک نیرو, حزب, تشکیلات, ارتش, جنگ رهایی بخش ملی,
یک دولت, بالا بودن ارزشهای معنوی است.
با توجه به انجام چنین حملهای 14 ژوئیه علی رغم
ظلم, فشار و تاریکی دشمن؛ میتوانیم بگوییم مبارزهی
رهایی ملی به سطحی از ارزشهای معنوی رسیده که حتی
در نخستین شرایط به خود ایمان و اعتمادی پیدا کرده
که هر گونه ظلم, فشار و تسلیمیت را بی تاثیر مینماید.
این بر بی تاثیر کردن تمامی سیاستهای دشمن در
دوران بعدی استمرار رهایی ملی دارای تاثیر بوده
است.
بالاترین سطح بیان این مورد در رهبری حزب، تجلی میشود.
دلیل عدم شکست ارادهی رهبری حزب و وارد میدان
کردن قدرت خود در هر دورانی, عدم تحلیل رفتگی
تعادل ارزشهای معنوی است. شکست ناپذیری ایمان و
مقاومت هویدا شدهی این ارزشهای انقلابی است. وقتی
به شرایط سخت تحقق 14 ژوئیه بنگریم, معنی دیگری از
این مقاومت مهم ـ مقاومت و عزم در این سطح از
ارزشهای معنوی را ـ میتوانیم نشان دهیم. ارزشهای
معنوی از یک نظر از قدرت ایدئولوژیکی و سیاسی PKK
سرچشمه میگیرند. این دلیلی میشود بر قوی بودن
ایمان به PKK و اینکه اگر PKK در جایی اندکی ریشه
برویاند, جای بگیرد و فعالیت نماید, دیگر ممکن
نیست که او را از آنجا بیرون راند.
حال در چنین سطحی قدرت ایدئولوژیک, معنوی و
تشکیلاتی دیده میشود. 14 تموز دلیل قاطع این مورد
است.
میبینیم که در نتیجهی فعالیت شش ـ هفت سالهی
PKK یك شكست ناپذیری اینچنین هم در جامعه و هم در
فرد ایجاد شده است. 14 ژوئیه چنین معنایی نیز دارد.
14 ژوئیه پل ارتباطی بین خروج از کشور و ورود به
آن 14 ژوئیه دستیابی PKK به پیروزی در زندان است.
ثابت شد که پیروزی در زندان سبب پیروزی حتمی در
خارج میشود. از این نظر 14 ژوئیه سبب افزودن
ایمان به پیروزی در خارج از زندانها شد. نشان داد
که هوای پیروزی در زندان در برابر جمهوری ترکیه,
پیروزی در خارج زندان و در جایی که امکانات بیشتری
فراهم است, پیروزی حتمیتر و واضحتر خواهد بود.
یعنی 14 ژوئیه تجلی واقعی ریشهدار شدن و شکست
ناپذیر شدن مبارزهی رهایی ملی شد.
عملیات 14 ژوئیه در دوران بسیار مهمی به تحقق
پیوسته است. رژیم ترکیه درآن دوران حرکتهای سیاسی
را سرکوب نموده, خلق را تحت خفقان قرار داده،
سازمانهای مخالف را وادار به عقب نشینی نموده و
یا شکست داده بود. در چنین محیطی خلق ناامید بوده
و از مبارزه گریزان بود. روند پناهندگی به صورت
گرایش همهگیر در جریان و در حال توسعه بود. برای
مشروع کردن آن نیز فعالیتهایی وجود داشتند.
عملیات 14 ژوئیه چنان عملیاتی است که در چنین
محیطی علامت توقف را به این گرایش منفی نشان داده،
پناهندگی را محکوم کرده و به همه اثبات نمود که نه
تنها در خارج بلکه در داخل زندان نیز امکان جنگ
وجود دارد. از این نظر ضربهای است بر پیکر شکستی
که میخواستند. در درون PKK نفوذ دهند. خلاصه 14
ژوئیه کمکی میشود برای PKK تا هر چه زودتر ضرباتی
بر گرایشات پناهندگی وارد آورده و کمک معنوی بود
برای برداشتن گامهای انقلابی و یا به معنی بر سر
گذاشتن تاج پیروزی حتمی مبارزهی حزب و رهبرمان بر
ضد پناهندگی در درون جنگ توسط 14 ژوئیه است. از
این نظر 14 ژوئیه مبارزهای بر ضد پناهندگی است.
حزب و رهبرمان چنین مبارزهای را بصورت همه جانبه
انجام داده است.
وقتی 14 ژوئیه با این مبارزه یکی شد, پناهندگی
تماما دچار شکست شد. میتوان گفت 14 ژوئیه
پناهندگی را تماما شکست داد, پاكسازی نمود و اگر
هم باقی ماند، دیگر بیتاثیر گشت. یکی از معناهای
مهم دیگر 14 ژوئیه نیز این است. در محیطی که تمام
سازمانها با پناهندگی پاكسازی شده و نابود گشتند,
این جنبه از 14 ژوئیه , میتواند بخشی از جواب
سوال" 14 ژوئیه چیست" باشد.
کودتای 12 سپتامبر در 14 ژوئیه شکست خورد.
14 ژوئیه نام مقاومت حزبی در مرحلهی نوین زمان
خود است. همچنین 14 ژوئیه بیانگر دوران بین 1980
تا 1984 است و از این نظر پل ارتباط بین عقب نشینی
به خارج از کشور و بازگشت دوباره به میهن است. نام
ملموس و مطرح شدهی مستمر مبارزهی حزبی و رهبری
حزبی است. همچنین بیان اثبات شکست ناپذیری حزب و
رهبری حزب میباشد. اعلان جنگ PKK در مقابل ستمهای
12 سپتامبر جمهوری ترکیه است. این نشان داد که PKK
در مقابل کودتا هرگز جنگ را رها نخواهد كرد و میتواند
تحت هر شرایطی جنگیده و پیروز گردد. از این لحاظ
کودتا نه اکنون بلکه در 14 ژوئیه شکست داده شده
است.
کودتا وانمود میکرد که هر طرف باغ و گلستان است,
بر هر طرف حاکمیت تمام عیار دارد و مبارزهی رهایی
ملی را سرکوب نموده است. هنگامی که اینچنین احساس
امنیت میکرد, ضربه خوردن از 14 ژوئیه و شکست
ایدئولوژیکی و معنویش, برایش شکست بزرگی محسوب میگردید.
و 14 ژوئیه تاریخی است که تمامی طبقات جامعه و
تودههای خلق و خلق کرد را که میخواهند در برابر
کودتا مبارزه نموده, از کودتا راضی نبودند و از آن
احساس ناراحتی میکردند را جسارت بخشید و خویش را
نیز تجهیز نمود.
از این نظر 14 ژوئیه تاریخ دورانی است که بر ضد نا
امیدی که محتملا در میان خلق توسعه مییافت, در
مقابل کودتا مبارزه کرده, کودتا را بی تاثیر نموده,
شکست داده و خلق را دوباره به صحنهی جنگ کشانده و
جنگ را در نظر گرفت.
مهم ترین ویژگی 14 ژوئیه نیز شیوهی کار PKK اصلوب
و رویهی آن بود. یک جواب و مهمترین مثال برای این
سوالات است. عضویت درPKK به چه معناست, در هر جا
چگونه باید کار کرد, چگونه باید شرایط را ارزیابی
نمود؟ به سبب اینکه حتی در سختترین شرایط شیوهی
کار, رویه و اصلوب آن را یافته, بر سر پا مانده
است. 14 ژوئیه با عملیاتی که در سختترین شرایط
ایجاد نموده بود, با شیوه, رویه و برخوردی که دشمن
را مفلوک مینمود, یك نمونه گشت. این شیوهی
بخشیدن اعتماد به آینده بود. این از نظر دادن
اعتماد به مردم و داشتن اعتمادی عظیم در خود نیز
باید مورد ارزیابی قرار گیرد. یعنی مقاومت 14
ژوئیه روزمره نیست, بلکه عملیاتی است که بسیاری از
برخوردهای ارتباط با تاریخPKK و آیندهی آن را
نشان میدهد. جوابی برای سیاست نابودی همه جانبهی
خلق کرد و دفن کردن وی در مزار است.
هنگامی که دشمن در پی توسعهی اعتراف گری بود و میخواست
شکست و سوق دادن به سوی خرابی را در زندانها توسعه
دهد و هدفش پیروزی در چنین حملهی نابود کنندهای
بود, 14 ژوئیه همچون ضد حملهای بر ضد آن پیدا شد.
موضع جواب دادن حملهی دشمن با حمله است. این شکلی
از روش PKK است. اگر اهمیت حملهی دشمن درک نمیگردید,
اگر ابعاد حملهی نابودی PKK ، دفن آن در مزار, به
تسلیمیت واداشتن همه و سوق به سوی خیانت, همچنین
نتایج آن در آینده و ضررهای احتمالی آن برای
مبارزهی رهایی ملی درک نمیگردید چنین ارزیابی
سیاسی همه جانبه صورت نمیگرفت. و رهبران مقاومت
14 ژوئیه این مورد را نمیدیدند, چنین عملیاتی
متحقق نمیگشت. از این نظر 14 ژوئیه پیگیری دشمن,
درک آنها و تعقیب حملهیشان و جوابی برای آن است.
بنابراین این شیوهی PKK و رهبری به شکل دور
نماندن از دشمن, بی تاثیر کردن تمامی حملات آن,
همچنین تحقق سیاست رهبری پیرامون شناخت دشمن و
تنظیم شیوهی خود مطابق آن در 14 ژوئیه است. این
بسیار مهم, آموزنده و در عین حال اعتماد بخش است.
ضد حملهای در مقابل حملهی هدفمند دشمن در راستای
نابودی, اعتماد بسیاری به زندانیان بخشیده, آنها
را به حزب پایبند کرده و دعوت به مقاومتشان کرد.
توسعهی مقاومت به نوعی جواب به حملات دشمن و شیوهی
بی تاثیر کردن آنهاست.
14 ژوئیه چنین تاثیری در مقاومت زندان داشت. در
خارج از زندان نیز جوابی قوی برای حملهی دشمن در
جهت امحا و دفن خلق بود.
این مقاومت جنبهی دیگری نیز دارد؛ كه باید به آن
اشاره نمود: متوقف کردن حملات غیر انسانی" باشد و
نیست" ملی ـ فرهنگی و دفع حمله به ارزشهای انسانی
و اخلاقی که به هنگام ظهورPKK ایجاد شدند، نیز بود.
زیرا استعمار ترک به این ارزشها حملهور میشد.
14 ژوئیه, خشم تمامی خلقهای سرکوب شده است.
14 ژوئیه معنای جهانی نیز دارد. 14 ژوئیه به
نیرومندترین شکل حاکمان و شئونیستهای ترک را تعریف
مینماید. طبقهی حاکم ترک تنها دشمن کردها نیست،
بلکه دشمن چرکسها, لازها, ارمنیها و رومیها هم
هست. تا امروز با این روشها بدین خلقها حملهور
شدهاند. امروزه نیز همان سیاست را تماما اجرا میکنند.
سیاست سرکوب در مقابل تمام خلقها را حال در برابر
کردها اجرا مینماید. در زندان نیز چنین سیاستی را
بر زندانیان اعمال مینماید. 14 ژوئیه خشمی است در
برابر سیاستی که در مقابل تمامی خلقها، جوامع و
زندانیان به آن متوسل میشدند. آگاهی از پسروی
طبقات حاکم ترک و مقاومت در برابر آن است. مقاومتی
در برابر سرکوب و قتلعامهای رومیان، ارمنیان و
چرکسهاست. درک ماهیت شئونیسم ترک و مقاومت در
برابر آن است. نمایندگی کردن انسانیت است. ثابتکرد
که فرهنگ انسانی و انسانیت شکست نخورده و علیرغم
وجود شئونیسم ترک بالاخره ارزشهای فرهنگی و
مقاومت بشریت پیروز خواهند گردید.
از این لحاظ تنها مقاومت اعضایPKK . و یا چند نفر
نیست، بلکه بیانگر دفاع و پاسداری از ارزشهای
انسانی با تمام وجود از طرف PKK و پیشاهنگان آن
است که مهمترین ارزشهای انسانی را در وجود خویش
آفریدند. یعنی اقدام 14 ژوئیه مسجل کرد که نیروهای
غیرانسانی هراندازه که وحشت را اجرا نموده و هر
اندازه ابزار و وسایل در اختیار داشته باشند، اینها
نمیتواند سبب پیروزیشان گردد و بالاخره فرهنگ و
ارزشهای انسانی پیروز میدان خواهند بود. از این
نظر خشم تمامی خلقهاست.
14 ژوئیه نیرومندترین مثال انترناسیونالیسم است
14 ژوئیه همراه با این مورد، خصوصیتی
انترناسیونالیستی نیز دارد. رفیق کمال پیر فرماندهی
معنوی این عملیات بود. فرماندهی در شخصیت این رفیق
ملموس میگردید و مقاومتکنندگان در اطراف این
رفیق متحد میشدند. این بیانگر یکی از خصوصیات
اصلی این مقاومت یعنی انترناسیونالیسم است. در این
مسئله مقاومت در مقابل دولت ترکیه است که نه تنها
علیه خلق کرد موضعی اتخاذ نموده، بلکه بر ضد هر
نوع رویداد دمکراتیک است. وقتی خصوصیات ملی رفیق
کمال پیر را ارزیابی مینماییم، 14 ژوئیه به معنی
این است که خصوصیت انترناسیونالیستی اینچنین دارد،
خلق کرد یک خلق غنی است که ریشه در گذشتهها داشته
و از آن حفاظت مینماید. وقتی رفیق کمال پیر در
راه آزادی خلق کرد مبارزه مینمود با آگاهی از
اینکه حفاظت از زیباییها و عمق فرهنگ خلق کرد و
حفاظت از چنین خلقی، یک دین بشری بوده و مخالفت با
واداشتن خلق به تسلیمیت و نابود کردن آن ، حفاظت
از ارزشهای انسانی است، اقدام نمود.
بنابراین خصوصیت انترناسیونالیست PKK در عملیات 14
ژوئیه ملموس گشته است. این خصوصیت بسیار مهمی است.
در همان دوران ثابت شد که PKK یک حرکت ناسیونالیست
کرد و دور از سایر خلقها نیست. از این نظر شهادت
رفیق کمال پیر در ایجاد محبت و احترام نسبت به
انقلابیون و دمکراتها در میان خلق کرد ـ حال از
هر خلقی که باشند ـ خدمت بزرگی ارائه داد. این در
عین حال اثبات ملموس مقتضیات انترناسیونالیسم است.
این بیانگر خویش در یک عملیات تا زمان آینده است.
خلق کرد با آگاهیای که از 14 ژوئیه کسب نمود،
خصوصیت انترناسیونالیست پ.ک.ک. را بهتر درک نموده
و به عنوان خلقی و تجمع انسانی اینچنینی ایفای
نقش نمود.
تنها مبارزهی رهایی ملی مطرح نبوده و این در شخص
یک پیشاهنگ به صورت ملموس دیده نشده است، بلکه
همراه با 14 ژوئیه در میان یک خلق گسترش یافته است.
14 ژوئیه خصوصیات و تاثیرات تاریخی دیگری نیز دارد.
کودتاگران میگفتند: "PKK . فرار کرد، رفت و شما
را به حال خود واگذاشت." میخواستند اینچنین
فضایی ایجاد کرده و چنین نتیجهای را ببار آورند.
حرکت 14 ژوئیه و مقاومت پ.ک.ک. در زندانها، سیاستهای
کودتاگران را تماما بیتاثیر نمود. این دلیلی شد
بر پاسداری همهجانبهیPKK از خلق. مقاومت 14
ژوئیه سبب امیدواری خلق به PKK شد. همراه با 14
ژوئیه، خلق و PKK به همدیگر نزدیک شدند.
باید گفت که عملیات 14 ژوئیه، در گسترش مبارزهی
ما در کردستان و یکی شدن با خلق نقش مهمی ایفا
نموده و بر این اساس مبارزهی ما را از نظر سیاسی
در میان خلق گسترش داده است. البته که نهتنها در
ترکیه بلکه در جهان ایفا نموده است. شهادت رفقایی
که در اعتصاب غذا به سر میبردند، در خشم تمام
میهنپاسهای کرد در برابر فاشیستهایی که میخواستند
زندان را به حالت مزار درآورند، همچنین یکی شدن
تمام میهنپاسان خشمگین و پاسداری از آن عملیات،
درک اهمیت و معنی آن و برداشتن گام مهم دیگری از
طرف مبارزهای که به پیشاهنگی PKK ادامه داشت، نقش
مهمی ایفا نمود.یعنی بیانگر بیشتر شدن اعتماد خلق
به PKK ، وازدیاد اعتماد تا آخرین حد به ایجاد عدم
گسست PKK و خلق از همان دوران است.
ادامه
>>>
[صفحه اصلی] |