کردی|ترکی|عربی|انگلیسی|آلمانی |فارسی

          HPG  ضامن تحقق آزادی و کنفدرالیسم دمکراتیک می‌باشد                 

 

 

 

 

مصاحبه

 

 دو پرسش درباره PKK

مصاحبه‌ای با مصطفی قره سو، يکی از بنيانگذران PKK و اندام کميته‌ی علم و روشنگری

مبارزه ملي‌ـ دموکراتيک به پيشاهنگي PKKچه تحولات سياسي، اجتماعي و فرهنگي را آفريده است؟

مصطفی قره سو: مبارزه ملي‌ـ دموکراتيک کهPKK در کردستان، ترکيه و خاورميانه پيشاهنگي آن را برعهده دارد, راه را بر بسياري از تغيير و تحولات گشوده است. PKK بسان جنبشي در سطح کردستان در زمينه‌‌هاي فکري عملي و حياتي تحولات بزرگ و ريشه‌اي را سبب گشته و در عين حال تاکتيک‌هاي عمليش نيز در حد و قواره نوآفريني و تحول بوده‌اند. قبل از هرچيز ، به خاطر اينکه در تاريخ کردستان اولين بار است که جنبشي سياسي بنام خلق قدم به ميدان مي‌گذارد لذا اعتماد جوانان و خلق‌کرد را موجب گشته و سرآغاز جديدي را رقم مي‌زند. از اين منظر، اگر فقدان اعتقاد بنيادين در ميان کردها را مدنظر قرار دهيم و همچنين اتخاذ موضع در برابر آغاهاي کرد از سوي PKK و نيز تصميم‌گيري برای مبارزه‌اي فراگير در برابر مقتدرترين دولت‌نظامي‌ـ سياسي در منطقه را از نظر بگذرانيم، مشاهده مي‌کنيم که از منظر موجوديت کردها گامي تاريخيست. خلق کرد از داشتن چنين رهبري که هميشه در انتظارش بود، مسرور بوده و هميشه در فکر اين بوده که با او به همبستگي برسد که البته در مدت زمان کوتاهي اين مهم به حقيقت پیوست و مردم با PKK يکي گشتند.

PKK با پشتوانه جوانان و خلق دستاوردهاي آنچناني آفريده که نه چپ ترک و نه چپ‌کرد و حتي فراتر از همه دولت و خلق انتظار چنين پيشرفتي را نداشتند. در جو سياسي و اجتماعي سرآغاز جنبش، مبالغه نخواهد بود؛ اگر بگوييم آن پيشرفتها معجزه‌وار بودند. اين تغيير و تحولات که در اولايل دهه هفتاد تاکنون در نتيجه مبارزه‌اي 35 ساله بدست آمده‌‌اند، دگرگوني‌هاي بزرگ و حايز اهميتي در تاريخ کردستان‌ هستند. همچنان که رهبري اشاره مي‌کنند:« از خلقي که در نهايت بي‌ارادگي و تسلیم بودن بسر مي‌برد، خلقي پيروز و مظفر آفريده شد». امروزه به شيوه‌اي نيرومند، واقعيت خلق‌کرد دموکراسي‌خواه از هر لحاظ نمايان مي‌گردد و چه بسا حقيقت یک خلق دموکرات هم به معناي يک خلق مظفر مي‌باشد. از احساس عملي و سازماندهي‌هاي کردها گرفته تا برسد به عمليات‌هاي دموکراتيکش، مسائل فوق نمود يافته‌اند. معيارها و قوانين قبل از دهه 70 تا اندازه‌ بسيار زيادي تغيير يافته‌اند. بعضي از ارزش‌هايي که تا ديروز بسيار پراهميت دانسته مي‌شدند، امروزه بي‌ارزشند و برخي ارزش‌ها و هنجارها که مخرب تلقي شدند, امروزه به ارزش‌ها و هنجارهاي والا و پراهميت تبديل شده‌اند و همانا مستمرا در حال اوج‌گيريند. خلق کرد امروزه صاحب احساس، عشق عقليتي گشته و به معيارهاي معاصر نيز دست يازيده. حتي جهت معاصر شدن و ايجاد پيشرفتي معاصر، فراتر از پيشاهنگي‌کردن به سطحي ازمعیارهای پيشرفت معاصر دست يافته است. به عنوان مثال در گذشته ، در بيشتر مناطق شمال کردستان ، آنهايي که با مسئولين دولت ترکيه در ارتباط بودند و يا با مسئولين رده‌بالاي دولت نشست و برخاستي ‌داشته و گفتگويي صورت مي‌دادند و يا سر يک سفره مي‌نشستند، انسان‌هايي عاقل و با تجربه قلمداد مي‌شدند. ولي امروزه آن اشخاص ، ارگانها و موسساتي که چه در سطح بالا و چه در سطح پايين با دولت در پيوند مي‌باشند، خيانتکار و مزدور خوانده مي‌شوند. تغيير يافتن اين معيارها و قوانين در چنين سطحي، دگرگوني ريشه‌اي و تحولي انقلابي مي‌باشد. در گذشته، جامعه کرد موضع‌گيري خود را متناسب با برخورد آغا‌ها و رييس‌عشيره‌ها و يا يک شيخ طريقت مشخص مي‌کردند و آنها پيشاهنگ و تعيين‌کننده سرنوشت جامعه بودند و غير از گفته‌ها و نظريات آنان، بر سر وجود حرکت و جنبشي اجتماعي هيچ بحثي صورت نمي‌پذيرفت.

از اين لحاظ ظهور تاريخي PKK ، براي خلقمان بسان تولدي دوباره است و به جاي ملاک گرفتن ذهنيتي منفعت‌طلبانه، طبقاتي، سلطه‌گرا و اقتدارطلب، ظهور جنبشي که بتواند جوابگوي خواسته‌هاي ملي باشد را اساس مي‌گيرد. اينها همه از طبقات بالاي جامعه هستند که در طول تاريخ بوسيله نيروهاي حاکم بر دشمن خلق کرد، اراده شان شکسته و تسليم گشته‌اند. به همين دليل از دستاوردهاي مبارزه آزادي‌خواهي و ‌ دموکراتيک خلق و نيز حيات آزادانه، ارزشها و هنجارهاي فرهنگي و اجتماعي عدول کرده‌اند و بلعکس به خاطر شکست‌هاي پي در پي و فقدان اراده، کماکان به مانعي در برابر مبارزه دموکراتيک و حقوق برحق خلق تبديل ‌شده‌اند. نيروهاي استعمارگر و مقتدر اين اقشار را تحت کنترل خود در آورده و از اين طريق بر جامعه فرمان مي‌راندند. همگام با گسترش مبارزه ملي‌ـ دموکراتيک، به پيشاهنگي PKKجامعه راکد و بي‌تحرک کرد را که بسان مانعي در برابر مبارزه آزادي خواهانه دموکراتيک ديده مي‌شد، رهاساخته است. از تأثيرات اينها در جامعه کرد کاسته و تفکر کرد آزاد و قيام و انقلاب را در پناه ‌مسيرشدن آن و همچنین حقوق دموکراتيک و ابتدايي خلق را تضمين کرده است.

تظاهرات سالهاي نخست دهه 90 اثبات‌گر اين مدعايند. اگر از حاکميت و تأثيرگذاري آغاها، کدخدايان، شيوخ و طريقت روساي عشاير بر جامعه کاسته نمي‌شد، خلق ستمديده کرد در تمامي شهرهاي کوچک و بزرگ و روستاها به قيام بر‌نمي‌خاستند و لذا رسيدن به چنين سطحي از مبارزه ناممکن می گشت. چه بسا افراد، جناحهاي مختلف و موسسات وابسته و خيانتکار به مانع و سدي دست و پاگير در برابر مبارزه دموکراتيک خلق مبدل مي‌شدند . اما مبارزه آزادي‌خواهانه و دموکراتيک به رهبري PKKبا بي‌اعتبار ساختن و بي‌تأثير نمودن آن عناصر و با درهم شکستن غل و زنجير از دست و پاي خلقمان،آنها را به شيوه‌اي با قيام و انقلاب خود آشنا ساخت که در تاريخ بي‌سابقه بوده و بدين ترتيب سرتاسر شمال کردستان را وارد مرحله‌اي نوين ساخت.

اساسي‌‌ترين ضعف در تاريخ کردها، ضعف سازماندهي است. زيرا خلق به شکلي مضاعف تحت تأثير نيروهاي استعمارگر و سلطه‌طلب بيگانه قرار گرفته و نتوانسته از لحاظ سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي به سازماندهي منظم دست يابد. خلق‌کرد که بدور از عرصه‌هاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي نگاه داشته شده، در اين عرصه‌ها نيز متحمل فشارهاي نابودگر بوده است. اين عوامل خواسته یا ناخواسته جامعه‌اي بي‌بهره از پرنسيب‌هاي شخصيتي آزاد و بدون سازماندهي را مي‌آفريند. در نتيجه اين ضعف سازماني و به سبب بهره‌گيري از آن در قبال رويارويي با نيروهاي بيگانه و استعمارگران مبارزه‌اي منسجم صورت نگرفته است. اين مهم زمينه کنترل و فشار بر خلقمان شده است. هرچند که بخشهايي از کردستان جهت قيام و تحقق انقلاب به دور همديگر هم جمع شده باشند، اما در کل تمامي قيام‌ها و عصيان‌ها در حين مبارزه، منطقه به منطقه و يا بخش به بخش به شيوه‌اي ناهمگون و بدور از قواعد نظامي و انضباطي روي داده‌اند. در اين چنين وضعيت‌هايي قيام‌ها در مدت زمان کوتاهي سرکوب شده‌اند. درحين چنين واقعيت اجتماعي، ما به پيشاهنگي PKK و همسو با قیامهای مردمي, خلقمان را از تأثير آغاها شيخ‌ها؛ کدخداها و طريقتها رهانيديم و ديدگاه‌ها، سازماندهي‌ها و علمياتهاي دموکراتيک را پيشبرد بخشيديم. اين را نيزعميقا درک کرده‌اند که سازماندهي يک لازمه مي‌باشد و درآن خصوص هم به آگاهي دست يافته و براي تأسيس چنين نهادها و موسساتي در تلاش هستند. دگرگوني و پيشرفتي اين چنين گسترده واضح است. در حقيقت ضعف سازماندهي که بزرگترين ضعف کردها بوده در حال پشت سرنهادن است و خواسته‌‌ها و آزمونهاي سازماني بيشتر و گسترده تر مي‌شوند و چه، براي پيشرفت اين گونه سازماندهي‌، فداکاري و تلاشي بي‌وقفه نشان مي‌دهند؛ اين پايگاه اجتماعي هم نتيجه مبارزه و سعي مداوم مي‌باشد. از نمونه آشکار آن يعني HEP( حزب زحمتکشان خلق) گرفته تا آن احزابي که تا امروز هم رودرروي فشار و سرکوب قرار مي‌گيرند. و لي مستمرا باوجود این همه فشارها حزبي نو تأ سيس شده و در عرصه سازماندهي جامعه‌مدني ( خلق کرد هم ) مستمراً بر سازماندهي و مبارزه دموکراتيک سياسي پافشاري مي‌‌نمايد و با تمامي اينها اهميت سازماندهي را درک کرده و خود را صاحب اراده سازماني دانسته و به همکاري هاي خودبا PKKو گريلا ادامه مي‌دهد و بدين طريق از آن پشتيباني و حمايت کرده است. با وجودي که هزاران کادر اين سازمان روانه زندانها شده‌اند به خاطر اينکه مسئله هستي و عدم هستي اين سازمان بنيادين است، خلق کرد، درک کرده که چگونه از سازمان پيشاهنگ خود، PKK، حمايت و پشتيباني نما يد. به اين خاطر هم بيشتر زنداني‌شدنها, زخمي و مجروح شدنهاو معلوليت‌ها و فداکردن زندگي هزاران جوان و حتي خالي‌نمودن روستاهايشان را که با رنج هزاران ساله بدست آمده، هميشه در نظر داشته‌اند. البته دست‌يافتن خلق کرد به روح فداکاري يکي از دگرگوني معاني عظيم آن مي‌باشد.

زیرااگر خلقي بداند که چگونه جان فدايي کند؛ آنوقت ديگر سيستم‌هاي استعمارگر نمي‌توانند حقوق دموکراتيک و ابتدايي‌ترين حق او را پايمال نمايند. خلق کرد امروزه اين را دريافته‌اند و شهداي بسياري تقديم نموده‌اند و براي دست‌يابي به آزادي و دموکراسي حاضر به تقديم شهداي بيشتري هم مي‌باشند. بخصوص تحولاتي که در زندگي خلقمان در شرق کردستان روي داده خيلي با ارزش‌اند. خلق کرد با مبارزه‌اي که صورت داده و با تحولاتي که ایجاد نموده امروزه به مرکز ثقل پيشاهنگي آزادي و دموکراسي مبدل شده است. شمال کردستان به شيوه‌اي طبيعي از لحاظ جمعيت و جغرافيا در طول 35 سال مبارزه پيشاهنگي خود را اثبات نموده و عملکردها و کارکردهايي که انتظارش را داشتيم از نو نشان داده و امروزه هم به پيشاهنگ مبارزه آزادي و دموکراسي ديگر بخش‌هاي کردستان تبديل شده و اين هم بسان لازمه‌اي طبيعي مي‌باشد. اگر شمال کردستان به بخشي پيشاهنگ تبديل نمی شد و چنانچه از لحاظ پيشاهنگي؛ براي ديگر بخش‌ها پيش‌قدم نمي‌گردید, البته که رسيدن به چنين سطحي از مبارزه کافي نمي‌بوده و قابل قبول نبود. اگر هم اين امر تحقق نمي‌يافت, مبارزه در ديگر بخش‌هاي کردستان به شيوه‌اي صحيح پيشرفت نمي‌کرد. امروزه کردستان هم از لحاظ جمعيتي و هم از لحاظ جغرافيايي و نیز سطح روشنفکري به آن درجه رسيده که اثبات‌ نموده که نيروي پيشاهنگ‌است و براي عملي‌سازي اهدافش در تلاش است. اين را در تاريخ کردستان بايد مبناي پيشرفتي بزرگ در راه رسيدن به آزادي و دموکراسي قلمداد کنيم. نمونه پراهميت اين دگر‌گوني که اين مبارزه آفريده, دگر‌گوني اي بزرگ، همانا راديکال بودن زنان کرد مي‌باشد. گفتگوهای در مورد عقب‌ماندگي و بدور ماندن زنان کرد در عرصه‌هاي اجتماعي و سياسي صورت گرفتند، با ظهور PKK واقعيت زنان هم آشکار گشت و آن ديوار‌ آهنين درهم شکست. امروزه زنان کرد به درجه‌اي رسيده که بتوانند رکن اساسي پيشاهنگي مبارزه را بر عهده بگيرند. پايگاه مبارزه زنان کرد نه تنها در برپايي قيامهاي اجتماعي بلکه در عرصه‌هاي ذهنيتي هم دستاوردهاي با ارزش و مهمي آفریده. دختران جوان کرد با آمدن به کوهها گفتند: همه مسائل و مشکلات ميهن يک طرف و مسئله زنان، آزادي و دموکراسي در طرف ديگر و اين بيشتر از همه به ما مرتبط است و با مبارزه‌اي فداکارانه با شهادت خويش به شيوه‌اي عميق نه‌تنها زنان بلکه تمامي جامعه را متأثر ساختند و همراه با تغيير در وضع زندگي زنان، حيات آزادانه اجتماعي را نيز ميسر ساختند. امروزه اگر بخواهيم زنان کرد را با زنان فارس، عرب و ترک در خاورميانه مقايسه کنيم، مي‌بينيم که وضعيت ذهنيتي زنان کرد در خصوص زندگي اجتماعي و سياسي از لحاظ پيشرفت و میزان فعال بودن در زمینه قیامها، بهتر از همه آنها است. احتمالا همه زنان کرد به چنين سطحي نرسيده باشند اما از لحاظ کميت و کيفيت به چنين سطح مهمي رسيده‌اند. زن کرد از سازماندهي‌هاي نميه‌تمام سياسي و ايدئولوژي برخوردار بوده و تاکنون مشارکتي فعال نداشته ، اما در قيامها جايي به خصوص و نقشي فعالانه داشتند. در مبارزات مشارکت جسته‌اند و در پيشرفت مبارزات به شيوه‌اي ارزشمند نقش عمده‌اي داشته‌اند. در هر سطحي مشارکت داشته و پشتيبان گريلا بوده و هميشه در سالم‌ سازي روح و فکر خلق‌کرد نقش خود را ايفا نموده و مي‌نمايد. نتيجتا نقش زنان کرد در مبارزه آزادي و دموکراسي خلق پايگاهي قانوني داشته و امروزه به سطحي از پيشاهنگي دست يافته. امروزه زنان کرد در تمامي نهادها و موسسات نقشي تأثيرگذار دارند. نصف بيشتر اعضای مديريت جنبش PKK زن هستند. اين هم سطح پيشرفت و رشد سازماني زنان را نشان مي‌دهد.

از اين به بعد زنان کرد يک آفرينش‌‌گر گمنام نمي‌باشند بلکه آشکار و پيدا و حاضر هستند. همانا به سطحي از کيفيت انتخاب و آزادي درجامعه کردها رسيده‌اند. در حالی که نقشي اينگونه در مبارزات آزادي‌خواهانه خلق کرد و کردستان دارند، در عين حال نيز در عرصه‌هاي سياسي، اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي‌ و نظامي همانند يک اهرم بوده و مبارزه‌اي که در اين زمينه صورت داده اند را مي‌توان مبارزه‌اي افسانه‌اي ناميد. خصوصيات مبارزه افسانه‌اي در نتيجه پيشرفتهاي بزرگ ميسر مي‌گردند. اگر نتايج مثبت نمي‌بودند رهبري از آن به عنوان مبارزه‌اي افسانه‌اي اسم نمي‌برد. پيشرفتهايي که در تمامي عرصه‌ها در شمال کردستان بدست آمده‌‌اند تنها و تنها به آنجا محدود نشده‌اند، بلکه بر بخش‌‌هاي ديگر هم تأثير‌گذاشته‌اند. اگر امروزه خلق کرد را در عرصه‌هاي سياسي خاورميانه و جهان جدي مي‌گيرند و به سطحي رسيده که خيلي از نيروها در سياست‌هاي خويش آنرا به حساب بياورند آن، بدون شک به سبب موجوديتPKK مي‌باشد.

اين مبارزه آزادي‌خواهي و دموکراتيک PKK مي‌باشدکه با وجود تمامي موانع و مشکلات انقلاب را پيشبرد بخشيده. همگام با اين هم مبارزه بخش‌هاي ديگر را انکار نمي‌نمايد و اگر وضعيتي که در آن بسر مي‌بريم تحليل کنيم چيزي که اثبات مي‌شود, اين است که اگر مبارزات PKK وجود نمي‌داشت، آن وقت پيشرفت‌هاي سرتاسري کردستان حتی مورد بحث هم قرار نمی گرفتند.

اگر PKK نه تنها براي بخش‌هاي کردستان بلکه براي تمامي کردها ي خارج از ميهن هم پيشرفتي اين چناني نمي‌آفريد، بدون شک وضعيت روحي و مبارزاتي بخش‌هاي ديگر در چارچوبي محدود باقي مي‌ماند و احساس اعتماد به نفس تقليل مي‌يافت و به اين خاطر هم فرصت ابراز وجود و موضع‌گيري با اراده و پيش قدمي برایش دست نمی داد. اگر امروزه اعتماد به نفس خلق کرد در تمامي بخشها بيشتر شده و بعضي نيروها بيشتر از گذشته به فکر استقلال اراده افتاده اند، بايستي قبول کنيم که PKK آفريننده اينهاست. «خلق‌آزادي» که PKK آفريده، اکنون تضمين کننده آزادي و دموکراسي خود مي‌باشد. با زدودن افکار منطقه‌گرايي، تفکري ملي و همه‌گير بوجود آورده است. امروزه ديگر نمي‌توان بخشي از کردستان را از ديگر بخش‌هاي آن جدا فرض کرده و مبارزه آن بخش را از ميان برداشت، زيرا ديگر شانس اضمحلال مبارزه آزادي‌خواهي و دموکراتيک خلق‌کرد از دست دولت‌هاي اقتدارگرا و سلطه‌طلب گرفته شده است. آن دولت‌هايي که از آنان بحث مي‌شود، براي از بين‌بردن جنبش‌هاي کردي که بر اساس اراده خلق‌کرد ظهور کرده‌اند موقعيت‌شان را از دست داده‌اند. از اين به بعد مبارزه آزادي خواهانه کرد در هر بخشي از کردستان، از ديگر بخش‌ها تغذيه مي‌نمايد بدين شيوه توانايي و شانس موفقيت براي از بين‌بردن کردها از جانب هريک از نيروهاي سلطه‌گر را از آنها سلب کرده‌ايم. دست‌يابي به چنين وضعيتي با توجه به واقعيت کردستان, پيشرفت و نيرويي انقلابي عظيم در مبارزه ملي‌ـ دموکراتيک مي‌باشد. اين پيشرفت حياتي مي‌باشد. همراستا و همسوي با اينها, پيشرفت ايدئولوژيک و تئوريک PKK در تمامي بخش‌هاي کردستان تأثير بسزايي بر جاي گذاشته است. اگر چه هنوز هم در جنوب کردستان سيستم عشيره‌گرايي و فئودالي و حرکت‌هاي ملي‌گراي کلاسيک به موجوديت خود ادامه مي‌دهند، ولي در شرق و جنوب‌غربي کردستان موضعي ايدئولوژيک, تئوريک و پايگاه سياسي و سازماني PKK و شيوه مبارزاتي در اين بخشها وجود دارد. مبارزه در جنوب کردستان متعاقب حرکت‌ها و سازمانهايي که در تلاش براي پيشاهنگي خلق مي‌‌باشند، در سطحي گسترده تحت تأثير مبارزه PKK قرار گرفته‌اند. اگر PKK و دستاورهايي که در تمامي بخش‌ها آفريده, وجود نمي‌داشتند، وضعيت امروزه احزاب و سازمانهاي جنوب کردستان خيلي عقب‌مانده‌تر مي‌بودند و از لحاظ حیات اجتماعي و سياسي هم در وضعيتي بحراني به سر مي‌بردند. تلاش و مبارزه ايدئولوژيک و تئوريک PKK در اين بخش از کردستان تأثيري بر مبارزات و تلاش سازمان‌هاي سياسي منطقه گذاشته تا خود را باز‌آفريني کرده و بيشتر به خلق نزديک شوند و نيز تا حدودي به موضعي ايدئولوژيک و سياسي معاصر اهميت بدهند و در سطحي گسترده دست‌بردار منافع تنگ‌نظرانه و مرتجعانه بوده و در رسيدن به جامعه‌اي باز نزديک و نزديک‌تر شوند. محتملاً بعضي از نيروها حتي به آن هم فکر نکرده باشند: اما حقيقت مسئله چنين است. زنان کرد در شمال کردستان و ديگر بخشهاي آن به پا مي‌خيزند، اما زنان جنوب نه. موجوديت سيستم کنوني جنوب زنان را تحت تأثير قرار مي‌دهد؛ چنين چيزي محال بوده و زمينه بحث و گفتگو را هم فراهم نمي‌آورد. نه تنها از اين لحاظ, بلکه در ديگر ابعاد هم چنين‌اند. هر تحولي در يکي از بخش‌ها بر ديگر بخش‌ها تأثيرگذار است و جنوب کردستان هم از اين بي‌بهره نمي‌باشد. اگر انقلابي بسان فرانسه مي‌تواند بعضي از اجتماعات جداگانه که مشتمل از يک خلق نمي‌باشند و در جهاني بدور از ارتباطات و تکنولوژي بسر مي‌برند را به لرزه در آورد و حتي هر چنداز جامعه روسيه که در برابر آن جنگ مي‌کرد دور بود اما بر آن تأثیر مي‌گذاشت. آن وقت در عصرحاضر که تا اين اندازه تکنولوژي اطلاع‌رساني و علم و صنعت پيشرفت نموده، نمي‌توان تصور کرد که جنوب کردستان از تأثيرات مبارزه آزادي‌خواهي و دموکراتيک خلق‌مان در امان نماند. اگر از اين ديدگاه پيشرفت‌هاي جنوب کردستان را محاسبه و بررسي کنيم، لازم است که همه ميزان تأثيرگذاري اين پيشرفت‌ها بر ديگر بخش‌هاي کردستان را مدنظر قرار دهند. اگر امروزه PKK از بين مي‌رفت و ترکيه خود را نيرومندتر مي‌ساخت, مسلماً بسان صد سال گذشته بر خاورميانه سايه مي‌افکند و موقعيت استراتژيکي و سياسي خويش را به کار مي‌گرفت و خود را ميانجي‌ کردها و آمريکا مي‌ناميد و لذا اينگونه موجوديت جنوب کردستان را بيشتر تضعيف مي‌ساخت و نيروي خود را در منطقه افزايش مي‌داد.

اما ظهور PKK و مبارزاتش مانع از تحقق اين خواسته‌هاي ترکيه شده و بدين شيوه هم فشار وارده بر جنوب کردستان را کم کرده است. و اين در سايه مبارزات و پايگاه مردمي خلق با اراده در شمال کردستان صورت پذيرفته. اکنون ترکيه از دور تنها نظاره‌گر پيشرفت‌هاي جنوب کردستان مي‌با‌شد اگر چنين نمي‌شد تمامي امکانات اقتصادي و سياسي خود را به کار مي‌گرفت تا بدين طريق توجه نيروهاي اقتداگرا در منطقه را به خود جلب کند و براين مبنا هم مي‌توانست به نتيجه‌اي بهتر دست يابد. اما مبارزه آزادي‌خواهانه خلقمان به پيشاهنگي PKK در تمامي بخش‌ها به اين برخورد ترکيه اجازه نداد. اين را بايد به عنوان تحولي بزرگ و حايز اهميت براي تمامي خلقمان به حساب آوريم. تا زمانيکه مسئله کرد حل نشود، نيروها ي استعمارگر ساکت نمي‌نشينند و سياست‌هاي خويش را به اجرا در مي‌آوردند, از طرفي نه تنها از لحاظ اقتصادي , سياسي و اجتماعي بلکه از لحاظ ديپلماتيک هم توانايي عملي‌سازي سياست‌هايشان را نخواهند داشت. PKK اين را نه تنها به ترکيه بلکه به تمامي دولت‌هايي که کردها را به حصار کشيده‌اند نشان داده است. اين هم تغيير و تحولاتي سطحي نمي‌باشند که بي‌توجه از آن گذشت.

تأثير مبارزه 35 ساله PKK در پيشرفت‌ها و تغيير و تحولات خاورميانه در چه سطحي مي‌باشد؟

ر. قره‌سو: PKK طي مبارزات خود، بر کردستان و ترکيه تأثير‌گذار شد و در عين حال دگرگوني‌سياسي, اجتماعي و فرهنگي در هر دو کشور به معناي دست‌يافتن به همان تغيير و تحولات منطقه خاورميانه مي‌باشد. اساسا گره کور و لاينحل در خاورميانه مسئله کرد و ناکام ماندن در حل آن مي‌باشد. اگر به چاره‌يابي مسئله کرد از طرف PKK توجهي مبذول داشته شود، منجر به باز شدن درهاي سياسي و دگرگونيهاي ريشه‌اي در خاورميانه خواهد شد. PKK با توسعه مبارزات آزادي‌خواهي خلق‌کرد و تلاشهاي بي‌وقفه‌اش توانسته ذهنيت امروزه نيروهاي استعمارگر را متحول و وضعيت خاورميانه را به تمامي دست‌خوش تغيير قرار دهد. بنابراين نه تنها از لحاظ سياسي بلکه در ماهیت ارز‌شهاي اجتماعي و فرهنگي تحولاتي گسترده روي خواهند داد. تمامي نيروهاي منطقه و بين‌المللي که در خاورميانه مشغول سياست‌اند بايد حقيقت خلق‌کرد را مد نظر داشته باشند. درعين حال هم خلق کرد در معادلات اجتماعي, حياتي, فرهنگي و اقتصادي جاي گرفته و مهمتر از اينها هم در تنظيم سياست مشارکت داده شود. خلق کرد که سالهاست ازطرف نيروهاي سياسي از دور خارج گشته و در عين زمان هم از لحاظ اقتصادي , اجتماعي و فرهنگي راکد گذاشته شده و حتي او را مجبور به عقب‌نشيني کرده‌اند که مي‌بينيم امروزه ديگر اين دست تقدیر سياه را بریده است.

خلق کرد از اين به بعد بسان پر قدمت‌‌ترين خلق‌ منطقه در تعيين سياست‌هاي خاورميانه از نقش حايز اهميتي برخودار خواهد بود. من‌بعد، زندگي بدون کرد و کردستان از هر نوعش در خاورميانه غيرممکن خواهد بود. از طرف ديگر و براساس تاريخ انسانيت، خاورميانه قديمي‌ترين مکاني است که خاستگاه ذهنيت دولت و اقتدارگرايي است. همانگونه که خاورميانه خاستگاه با ارزش‌ترين ارزش‌هاي انساني مي‌باشد در عين زمان نيز ذهنيت دولت و اقتدار که امروزه بسان بلايي بر سر خلقها‌ تبديل شده، از اين سرزمين سرچشمه گرفته. اديان تک‌خدايي، مکاتب مهم فلسفي و طريقتها همه زاده اين جغرافيا هستند و يا حداقل از اين منبع تغذيه شده‌اند، به همين خاطر آن قالب‌‌هاي ذهنيتي که بر همديگر انباشته شده‌‌اند، دگماتيسم و محافظه‌کاري را در منطقه تحميل مي‌نمايند. بدين سبب مبارزه با ذهنيت دولت‌گرا و سلطه‌طلب به اين آساني صورت نمي‌گيرد. هرچند که قيامهاي جداگانه‌اي هم روي داده باشند اما نتوانسته‌اند خود را از تأثيرات ذهنيت دولتگرا و سلطه‌طلب بر حذر دارند و حتي از کنترل آنها خارج شوند و يا اينکه آن قيامهايي که ظهور کرده‌اند تا خواسته‌هاي برحق خلق را تحقق بخشند، به شيوه‌اي و حشيانه در هم شکسته شده‌اند. در خاورميانه‌اي که صاحب چنين قدمت ديرينه‌ايست, ظهور خلقي آزاد با خواسته‌هاي دموکراتيک که تابع طبقه سلطه‌طلب کرد نبوده و از تأثير نيرو‌هاي مقتدر منطقه نيز بدور است، خود نشاني از داشتن قدرت و نيروي سازماندهي هم خلق ‌کرد و هم تمامي خلق‌هاي خاورميانه مي‌باشد که صاحب ارزشي تاريخي می باشد. البته در تاريخ نمونه‌هايي اين چنين ظهور يافته‌اند. جنبش‌هاي زيادي در اين سرزمين در برابر ذهنيت استعمارگر, سلطه‌طلب و اقتدارگرا ظهور کرده‌اند و پايه‌هاي آنانرا به لرزه در آورده‌اند. اما در تاريخ معاصر غير ازPKK از اين گونه قيامها خبري نبوده و در مدت‌زماني کوتاه هم به خاموشي گراييده‌اند. به همين دليل ظهور مبارزه‌اي اين چنين از طرف PKK و تداوم اين مبارزه نه تنها براي خلق کرد بلکه براي تمامي خلق‌هاي خاورميانه به سرچشمه اميد و اطميناني بزرگ مبدل گشت. و بخاطر اينکه در مقابل دولت فاشيستي , مليتاريستي و زورگوي ترکيه مبارزه مي‌کند دليلي بر اثبات توانايي مبارزه‌جویی آزادانه خلق‌هاي خاورميانه مي‌باشد و به نمونه‌اي حايز اهميت براي اين خلق‌ها تبديل شده است.

ظهور PKK بسان جنبشي معاصر در تاريخ خائز اهميت است. انقلاب ايران با هويت ديني که دست کم هم گرفته نمي‌شود، در اين جغرافيا روي داده اما به خاطر اينکه بسيار مرتجعانه و صاحب ذهنيتي دگماتيستی بود هيچ دستاوردی براي جوامع در بر نداشت. اين‌گونه افکار و جنبشها از ارزشهاي معاصر خلق بي‌بهره‌اند و توانايي عملي‌نمودن اميدها و آرزوهاي خلقمان و بر آوردن بعد ملي در اين عصر را ندارند. در فلسطين هم قيامي توده‌اي در جريان است، اما اين جنبش از طرف بيست‌و‌سه دولت عربي از لحاظ اقتصادي، سياسي، ديپلوماسي در سطحي گسترده حمايت و پشتیباني مي‌شود: از طرف ديگر به خاطر زد و خوردها و کدورتهاي بين‌الدولي، جنبشي است که از طرف دول مختلف حمايت مي‌شود. از اين لحاظ اين جنبش صاحب چندين خصوصيات جداگانه است که نمي‌توان آنرا با جنبش PKK مقارنه کرد. مبارزه PKK نه با حمايت نيروهاي بين‌المللي صورت مي‌گيرد و نه هيچ کدام از دولتهاي منطقه نيروي مبارزاتي خود را از ضرورت‌هاي آزاديخواهي که در تاريخ خلقمان از جامعه نئولوتيک بر جاي مانده و هنوز هم داراي کارکرد هستند مي‌گيرد و چه بسا جنبشي است که با برجسته‌ساختن تمامي ويژگيهاي ملي و مقاومت‌طلبانه خاورميانه و منطقه در مبارزات خود و تبديل نمودن مبارزات ديگر خلقها و ملتهاي ستمديده جهان به منشأ نيرو، پيشبرد داده مي‌شود.

از اين لحاظ زمينه‌اي گسترده و مناسب براي ظهور قيامهاي ديگر خلقهاي خاورميانه جهت مبارزه آزادي‌خواهانه و دمکراتيک فراهم ساخته است. پي&#