کردی|ترکی|عربی|انگلیسی|آلمانی |فارسی

          HPG  ضامن تحقق آزادی و کنفدرالیسم دمکراتیک می‌باشد                 

 

 

 

 

مصاحبه

 

تجربه‌ی جنگ سال 92 در عراق (باشور)!

مصاحبه با هوال شا هین

 در سالهاي 92 منطقه ي زاگرس وجود نداشت و سازماندهي کردن نيروهاي نظامي به شکل منطقه اي بود، منطقه اول "خاکورک" و منطقه دوم را  "چوکورجا "تشکيل مي داد. ايالت زاگرس در آن زمان  مختص به اين دو منطقه بود.  ايالات خط قاشورا به چوکورجا  و خط ميروس هم به خاکورک اختصاص داشت.

 اپراسيون گسترده‌اي که د رسال  92  صورت گرفت همه اين منطقه ‌ها را در برگرفت ،  اپراسيون سال  92  را ارتش ترک شروع نکرد بلکه نيروهاي (داخلي) YNK و KDP شروع کردند. منطقه "چوخورجا" را نيروهايKDP ومنطقه خاکورک را نيروهاي YNK مورد حمله قرار دادند. ارتش ترک ده روز بعد دست به اپراسيون زد و پيوستن ارتش ترک  در اين اپراسيون  به اين مناطق اينگونه صورت پذيرفت و  در منطقه هفتانين هم با همان شيوه اپراسيون بزرگی انجام گرفت. نيروهاي منطقه اي داخلي در جنگ نگران و مغشوش شدند و نتوانستند انجامي بگيرند و به همين دليل نتوانستند به خط جلو بروند و براي اينکه  راه پيش آنان باز شود با نيروهاي ارتش ترک  در اين اپراسيون شرکت کردند .

 به کلي در همه ي مناطق در"چوخورجا"  ،"ميروس"  و خاکورک جبهه به وجود آمد. جبهه باکور (ترکيه) و باشور (عراق) بودند که هدف اصلی آنها،از بين بردن نيروهاي گريلا در  اين دو جبهه بود و بر اين ا ساس  نيروهاي گريلا را  در احاطه قرار دادند. در آغاز جنگ، ارتش ترک نيروهاي مخصوص خود را بر عليه نيروهاي گريلای ما  به کار برد و افسران آنها نيز فروندهای جنگی را کنترل و در مقابل ما به کار میبردند و ميتوان گفت که ارتش ترک در  اين اپراسيون همه نوع مهمات و اسلحه هاي جنگي  را در اختيار نيروهاي داخلي نیز قرار داد و به همين دليل با همه نيروي خود و استفاده از سلاح هاي سنگين به نيروهاي گريلايي ما حمله کردند و هنگامي که ديدند با همه اين نيروها نيز به نتيجه اي نميرسند تصميم گرفتند که نيروهاي نظامي خود را وارد جنگ  نمايند در آن زمان تعداد ارتش ترک به  5000 نفر ميرسيد و مرز "ميروس"  را  به کلی احاطه کردند و در خاکورک هم 5000 سرباز ترک جاي گرفتند که به غير از نيروهايي که مرز ها را گرفته بودند تعداد آنها بيش از ده هزار نفر بود. در آغاز که ارتش ترک حمله نمود، ميخواست منطقه هايي که گريلاها در آنجا ساکن هستند را به دست بگيرد و هدف اصلي آنها گرفتن اردوگا ههاي گريلا بود چون قرارگاههاي نظامي ما ثابت بودند  و به اين شکل برای حمله به ما برنامه ریزی می کردند.بار اول بود که ارتش ترک دست به چنين اپراسيوني مي زد  و ما با آ ن مواجه بوديم و تجربه زيادي را نداشتيم و کمي بي تجربه هم  بوديم.  در آغاز آنها با ترس نزديک ميشدند. آنها با به دست گرفتن ارضی می خواستند حاکمیت خود را بر منطقه بیافزایند و در مرزها با دفاعي که از آنها مي شد زمینه برای وارد شدن به قرارگاههای ما فراهم گشت. اين اپراسيون يک ماه و نيم به طول انجاميد.

اپراسيون 15 اکيم آغاز شد و تا  9 ماه قاسم ادامه داشت و يا بيشتر! ارتش ترک بعد از نیروهای داخلی دست به اپراسیون زد.ارتش ترک این اپراسیون را 15 اکيم آغاز نمود و قبل از اينکه آتش بس از جانب رهبر آپو اعلام شود در اوایل ماه قاسم عقب کشيدند. اپراسيون ارتش ترک 20 روز به طول انجامید. در مورد تعداد کشته شدگان  ارتش ترک اطلاع دقیقی به دست ما نرسید.اما در منطقه "چوخورجا" هنگام عقب نشيني در "خرگول" ارتش ترک دوبار به شدت ضربه خورد، يکبار ده سرباز و با ر ديگر يک گروه به کلی کشته شدند و تعدادبسیاری در این درگیری ها کشته شدند.  

 در ميان جنگ بسياري ا زآنان  به اسارت در آمدند  و در خاکورک نيروهاي ما يک عمليات بزرگ علیه نيروهاي داخلي انجام دادند و بسياري از اسلحه و مهمات آنان را  به دست گرفتند  و بسياري  از آنان کشته شدند.

 نيرو هاي ما مقاومت بزرگي را در این اپراسيون انجام دادند وعملياتهاي نفوذي بسياري انجام دادند. در اين عملياتها تعداد زيادي سرباز کشته شدند و میتوان گفت تعداد تقریبی کشته شدگان به صد تن ميرسيد.

شایان ذکر است که مقاومت نیروهای گريلای ما بسيار قابل توجه بود، در اصل مقاومت جبهه بود!

  ميتوان گفت  درکل از مرز آب  زاپ در دولان  و چوخورجه  جنگ جبهه صورت گرفت  و نیروهای ما تا آخر قرار گاههاي خود را حفظ کردند تا به دست دشمن نيفتد.

دراین میان دو مقاومت بزرگ صورت گرفت يکي در باکور (ترکیه) در مقابل ارتش ترک  و يکي د ر باشور (عراق) در مقابل ارتش منطقه اي، اين مقاومت ها "تاريخي" و به ياد ماندنی هستند و در اين مقاومت ها  گريلا ثابت کرد که ميتواند تا آخرين توانايی خود با وابستگی‌ای که به رهبری خود و ملت خود دارد  مقاومت نمايند.

 در همان ايام جنگ بزرگي درمنطقه" دولا شيوه" صورت گرفت و تقريبا  500  گريلا در آن منطقه جای   گرفته بودند و در مقابل 5000  نظامي ارتش ترک وجود داشت. در "باشور" نيز 5000  نيروي KDP  وجود داشت و نيروهاي ما 20 روز مقاومتي باور نکردني انجام دادند  واين جنگها ، جنگهاي بزرگي برای ما بودند، با اين که مانند طرز گريلا نبود ولي مقاومتي فراموش نشدني صورت گرفت و در خيلي جاها برخورد و تظاهرات مردمی نيز صورت گرفت.

 در منطقه "خاکورک"  عليه نيروهاي داخلي جنگ جبهه صورت گرفت و در منطقه با کور "ترکیه" جنگ گريلا صورت گرفت. تعداد نيروهاي گريلایی ما در مقابل ارتش ترک بسيار کم  بود و آن زمان در منطقه "چوخورجا" دو گريلای ما در مقابل ارتش ترک به شهادت رسيدند.به کلي در مقابل ارتش ترک در هر دو منطقه تعداد شهداي ما  به 5 نفر هم نمي رسيد و بيشتر شهادت ها در مقابل نيروهاي داخلي صورت گرفت. براي ما جنگ  92  اولين جنگ بزرگي بود که در آن شرکت داشتيم و درسهاي بزرگی از این جنگ گرفتیم.

 تحليلات و گردهمايي هاي بسیاری در مورد اين جنگ بعدها  صورت گرفت که موجب شد گریلا  در سال  93   جنگ بزرگ خود را با موفقیت و با دقت به انجام رساند.

 مي توان گفت با اينکه اين جنگ مشکلات زيادي را با خود به همراه داشت، درسهاي بزرگي را نيز با خود همراه داشت و روح و مقاومت  آپوچي رنگ خود را نمایان کرد. با آنکه بسياري از گريلايان تازه به صفوف گریلا پیوسته بودند مبارزه و مقاومتها بدون هيچ گونه تسليميتی صورت گرفت.با اينکه در مقابل نيروهاي داخلي بسياري از گريلايان ما شهيد شدند  ، مقاومت و قدرت گريلا مشخص شد و خيلي از اين مقاومت ها در  ذهنها  جاي گرفت.

در این میان مقا ومت "هوال بريتان"  مثال زدنی میباشد. خصوصيات يک گريلاي" پ.ک.ک" چگونه و خط مشي بر چه اساسي ميباشد به طور آشکارا مشخص شد و در شخص" هوال بريتان" کامل شد.

صدها کس مانند هوال بريتان در اين خط مشي مقاومت کردند و به يک سنبل تبديل شدند و تا آخرین نفس مبارزه کردند و با افتخار و عزمت به  شهادت رسيدند.آنها به آتشي در دل دشمن تبديل شدند و ارتش ترک و نيروهاي داخلي با دیدن این صحنه‌ها  گريلا را بسيار جدي گرفت و قدرت گريلا  به آنان ثابت شد.

اين اپراسيون از لحاظ سياسي و از لحاظ نظامي بسيار مفيد بود. اين اپراسيون و جنگي که در آن صورت گرفت به پايه‌اي قوي براي گريلا در مشخص کردن خط مشي تبديل گشت و سبب شد که گريلا های ما با تجربه گرفتن از این اپراسیونها در آینده تاکتیکهای بهتری را به کار بگیرند. و در جنگهاي ديگر خلاق‌تر و با آگاهي تر عمل نمايند.

براين اساس براي اينکه تاکتيک گريلا در  ARGK (ارتش رهایی مردم کردستان) کاملا جا ي بگيرد به پايه اي قوي و بزرگ تبديل گشت، اين اولين و بزرگترين اپراسيون ارتش ترک بود که نيروهاي ما و ارتش ترک در آن  به مقابله باهم پرداختند و در انجام ارتش ترک با شکست مواجه شد.     

جنگ 95 که با نام "اپراسيون چليک" شناخته میشود در 20 آدار آغاز شد و منطقه‌ هاي زيادي را در برگرفت و از مرز سوريه تا مرز ايران را به طور گسترده در برگرفت.  که در آن مرزها  این اپراسيون " قبرس" نام گرفت و با مشارکت 50000 هزار نظامی ارتش ترک صورت گرفت.

  از همه جا در اين جنگ جا گرفتند و تکنيکهاي بزرگ و وسيعي را به کار بردند از همه‌ي سلاحها‌ي سنگين، زميني و هوايي خود استفاده کردند و اين نقشه طولاني مدتي که در باشور(عراق)  صورت گرفته بود هدف ترکيه را نيز در بر گرفت و در باکور(ترکیه)  جنگ بزرگ و وسيعي را علیه نیروهای ما به کا ر بردند و به آن اميد بستند و آن جنگ، جنگ بزرگ روانی بود!

اين جنگ با همه‌ی مشکلاتی که به همراه داشت به جنگ بزرگ روانی نيز تبديل شد و  دشمن از این طریق مي‌خواست به نيروهاي دروني خود روحيه بدهند چون روحيه آنها بسیار شکسته بود. و با اين جنگ بزرگ مي خواستند روحيه نظاميان خود را تقويت نمايند.  ارتش ترک با توجه به جنگ سال 92  خيلي  متفاوت عمل می نمود چون ما بين اين سالها با انجام  اپراسيون هاي کوچکی که انجام داده بود اراضي‌ها را تا حدودی شناخته و تجربه هايي را کسب نموده بودند و فرق ديگر اين بود که نيروهاي زيادي را در این اپراسیون ها به کار بردند و از مرز سوريه تا مرز عراق نيروهاي خود را جای دادند.

در منطقه‌ي باشور نيز از نيروهاي نظامي استفاده کردند و اولين بار توانستند  وارد منطقه "گاره" و "مهتينا" شوند وبه طور گسترده در اين مناطق جای‌گرفتند و نيمي از منطقه باشور را اشغال کردند و با توجه به سال 92 ارتش ترک به مدت بیشتری در این اپراسیون‌ها شرکت نمود. این اپراسیون 20 آدار شروع شد و در منطقه "زاگرس" اين اپراسيون 26 روز به طول انجامید و تا آخر ماه نيسان ادامه یافت.

  فرق ديگر اين جنگ اين بود که نيروهاي داخلي در این اپراسیون شرکت نداشتند و ارتش ترک برای نخستین بار به تنهایی و بدون کمک نیروهای دیگر با ما در این اپراسیون شرکت نمود و به شدت ضربه خورد.

 مناطقی را که در آن اپراسيون صورت گرفته بود در برخي مکانها بسيار وسیع و در بعضي جاها کم بود و فشار و شدت بسیار بر روي مناطق" قاشور" و" مهتينا" صورت گرفت. مناطق "گرديان" و "آواشين" و "خاکورک" نيز از اپراسیون ها به دور نماندند.

به کلی اگر این اپراسیون ها را مورد بحث قرار دهیم، جنگهای وسیع و گسترده‌ای بودند و روزها به طول انجامید. ولی مقاومت شديد نيروهاي ما موجب ضربه‌ی شدیدی به دشمن شد و شکست دشمن رابه  همرا داشت.  ارتش ترک در اپراسيون دوم از نيروي نظامي بيشتري استفاده نمود چون با نيروي ما آشنايي پيدا کرده بود. ارتش ترک دو ناحیه از منطقه‌ی " زاگرس" را به شدت مورد حمله قرار داد که مناطق "خاکورک" و" گرديان" را شامل مي شد. در منطقه "خاکورک" آن زمان نيروهاي ما جای نگرفته بودند و نيروي بسيار کمی به همراه تعدادي از مبارزگرانی که تازه از اروپا وارد خط مشی شده بودند در آن منطقه جاي داشتند، در آن منطقه ارتش ترک با همه نيرو حمله نمود و آن منطقه را به دست گرفت ولي در عوض کشته هاي فراواني را هم به جای گذاشت.

 بيشترین جنگ با طرز گریلایی در "خاکورک "صورت گرفت، چون آن زمان منطقه‌ی خاکورک جبهه تکنيکي ما بود و منطقه ي نظامي را تشکيل نمي داد و ارتش ترکيه با توجه به مناطق ديگر که با نيروهاي ما مواجه شده بود نيروهاي خود را وارد خاکورک نمود.

 در منظقه "گرديان" و "آواشين "جنگ 26  روز طول کشيد و در اين 26  روز درگیریهای شديد و پي‌درپي صورت گرفت و ارتش ترک کشته هاي بسياري داد. 9 نظامي آنان هنگام فرار در آبها خفه شدند و ما جنازه‌ي آنان راپس از يافتن به آنان تحويل داديم و دشمن بيش از پيش نگران شد و مانند بيچاره ها سرگردان شد، از طرف ديگر نيز گروهي از نيروهاي آنان در منطقه "گووند" در برف يخ زدند و تعداد زيادي از طريق مين هاي زميني کشته شدند. در جنگ "مام رشو" که در منطقه "ميروس" بود با قدرت شديد ما مواجه شد و نيروهاي ما يورش بزرگي بر روی آنها انجام دادند که در انجام تعداد بسياري از نظاميان ارتش ترک کشته شدنددر مقابل تعداد شهيدان ما بسيار کم بود.

نیروهای گریلایی ما در اپراسيون سال  95  خيلي با تجربه تر و آماده تر به مقابله با دشمن پرداخت،و  در آن زمان بسيار نيرو مند بود.

در منطقه آواشين، زاپ و گرديان نیروهای ما برای بار نخست آنجا را به کنترل خود در آوردند. نیروهای ما  سه بار دست به عملیات درمنطقه‌ی قاشور در مرز گرديان زدند و هر سه بار با موفقيت نیروهای ما  همراه شد و هر سه بار دشمن عقب کشيد.

 دشمن بار اول 5 کيلومتر وارد منطقه " بگالته" در گرديان شد و بار دوم نيز  از همان شیوه استفاده نمود و هر بار با تعداد بسیاری نظامی وارد مي شدند و هر بار نیروهای ما به موفقيت دست مي يافت.

ولی در  اين بين 6 تن از گريلاهاي ما در منطقه" آواشين"  4 تن در" خاکورک" و دو تن ديگر از گريلاهاي ما با مقاومت بسیار ی که از خود نشان دادند به شهادت رسيدند.   

جنگ ما نقش مهمي را در بر داشت و ثابت شد که ارتش ترک بدون همکاري نيروهاي داخلي قادر به جنگ کردن در برابر ما نيست و با شکست مواجه گشت و گريلا هم اثبات کرد که اگر تاکتيک جنگ را بياموزد وهمه‌ي قدرت خود را به کار بگيرد و در راستاي اين خط مشي به کار گیرد، در مقابل ارتش ترک به  پيروزي دست ميابد.

در اين اپراسيون ها ثابت شد که گريلا با اراده‌ی پولادین و قوي هر زمان براي مبارزه آماده ميباشد. در جنگ چليک اثبات شد که نيروي گريلا  از لحاظ سياسي نيز بايد جدی و مهم دست گرفته شود. اين جنگ با اتفاق داخلي بر عليه نیروهای ما صورت گرفت.

در اصل مي توان گفت بعد از این اپراسیونها حزب کارگر کردستان P.K.K  از لحاظ سياسي و از لحاظ نظامي وارد يک مرحله جديد شد.

 

 

 

 

 

[صفحه اصلی]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

صفحه اصلی

صفحه‌ اصلی

خبر

تحیلات رهبری

گالری رهبر آپو

رهبر آپو

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
   
 
 

سايت رسمی HPG ( نيرو‌های مدافع خلق) .
اين سايت توسط مرکز ارتباطات HPG حاظر شده است.

تمام حقوق  اين سايت محفوظ می‌باشد.