ایلکر باشبوگ فرماندهی نیروهای زمینی ارتش ترک طی گزارشی
اعلام نمود که در حال آماده نمودن 6 بریگاد(تیپ) که افسران
در آن جای میگیرند هستند. و این ارتش جدید برای مقابله با
نیروهایP.K.K مورد آموزش قرار میگیرند. این بریگاد ها در
حال آموزش میباشند و در سال 2008 فعالیت خود را درمقابل
نیروهای گریلا آغاز خواهند نمود.
همهی این گفته ها بیانگر چیست؟ قبل از هر چیز این آشکار
است که از این به بعد در ترکیه ارتش با پول به وجود می
آید. و اینگونه فهمیده میشود که این ارتش، نه در سال 2008
بلکه از هم اکنون فعالیت های خود را برای مقابله با
نیروهای ما آغاز نمودهاند و این به طور آشکار مشخص است
چون در درگیری های صورت گرفته در سال 2007 بیشتر کشته
شدگان را افسران ارتش ترک تشکیل میدهند.
به راستی این ارتش افسران از کجا در آمد؟ چرا TSK (ارتش
نظامی ترک) لازم دید که چنین ارتشی را آماده نماید؟ با
توجه به گفته های ایلکر باشبوگ، از این به بعد در
اپراسیونها درجه دارها و ستوان ها شرکت نخواهند کرد اما
چرا؟ آیا اینها در در گیریها موفق نخواهند شد؟ یا از خشم
خانواده های کشته شدگان ردیف شده در این درگیری ها
میترسند؟ البته اگر علت آن را جویا شد این چیزها به ذهن
انسان خطور میکند.
مشخص است که در جه دارها و ستوان ها در برابر نیروهای
P.K.K ضعیف هستند و نمیتوانند مبارزه نمایند. ایلکر باشبوگ
این را به حساب بی تجربه بودن آنها میگذارد و در گفته های
خود با تاکید و اصرار بیان میکند که این 6 بایگارد بسیار
حرفهای آموزش خواهند دید و مانند این است که زیر نوشتهای
را با خط قرمز برای جلب توجه خط میکشد. یعنی خوب آموزش
خواهند دید و تجربه کسب خواهند نمود و با این چیزها در
اپراسیون ها موفق میشوند و به سطح بالایی دست خواهند یافت.
از لحاظ منطق نظامی این گفته ها درست و به جاست. نظامی
بودن کار تجربه است و انجام آن پیروزی در جنگ است. اما
آموزش و تجربه همه چیز را در بر نمیگیردو کافی نیست.
در انجام کسانی که میجنگند انسان هستند و چیزی که مشخص است
اصرار به وابستگی و هدف و فدا نمودن خویش در این راه
میباشد. به راستی این ارتش چگونه میتواندحس وابستگی و هدف
و حس خود را فدا نمودن را در افسران ایجاد نماید؟
در این نکته معلوم است که این ارتش جدید از ارتش کهنه ضعیف
تر خواهد بود. زیرا اگر در جه دارها و ستوان ها برای وطن
خود نتوانستند بجنگند، افسران هم این توانایی را نخواهند
داشت و از پس این جنگ بر نخواهند آمد.
بله، شاید این افسران حرفهای از درجه دارها و ستوان ها با
تجربه باشند ولی به همان اندازه می توانند مکار و بی میل
نیز برخورد کنند. و به جای فکر کردن در مورد جنگ و راههای
سوق به پیروزی در این جنگها فکری به جز دریافت حقوق
ماهانهی خود نخواهند داشت و از این بیشتر هم نمیشود روی
آنها حساب کرد.
آشکارا است که افسران پولی بتوانند در برابر نیروهایP.K.K
مبارزه کنند. اما احتمال آن بسیار ضعیف است. در این میان
وضعیت عراق نیز برآنها هویداست. ارتش پولی آمریکا، با وجود
هرگونه تکنیک در عراق به چه حالتی درآمده اند کاملا مشخص
است. ایلکر باشبوگ بهتر از هرکس میداند که این ارتش جدید
از ارتش گذشته بدتر خواهد بود و امید او از اینکه این ارتش
پیروز خواهد بود بی فایده میباشد و آرزویش به حقیقت نخواهد
پیوست و از حقیقت به دور است.
امید خود را به این افسران پولی برای رهایی و پیروزی در
این جنگ بستن تنها میتواند دادن دلخوشی و رحیهای به خود
باشد و همهی این چیزها را ایلکر باشبوگ از همه بهتر
میداند.
اما با توجه به این چیزها چرا این راه را برگزیدهاند؟
اینگونه درک میشود که فرماندهی ارتش ترک برای اینکه کمی
ملت را راحت کند ناچار است که این گفته ها را به زبان
بیاورد و بگوید که ما با این شیوهی جدید برای شما راحتی
را فراهم میسازیم و امنیت را برای شما فراهم میکنیم و... .
اینگونه به خود که به حالتی درمانده در آمده و دیگران امید
میدهند.
و مهمتر اینکه کشته شدگان و جنازه های نظامیان به حد کافی
ایلکر را مورد خشم قرار داده و جایی را برای فکر کردن باقی
نگذاشته است. اگر اینگونه ادامه یابد خشم و اعتراض خانواده
ها نسبت به ارتش روز به روز فزونی خواهد یافت و این سبب
خواهد شد که جنگها گسترده تر شود. این افسران پولی با
حسابهای ماهانهی خود هیچ سودی برای مردم نخواهند داشت.
این شیوه ممکن است کشته های بسیاری را به همراه داشته
باشد. و این موضوع زمینه های برخورد شدیدی را برای
فرماندهی ستاد ارتش ترک به همراه خواهد داشت.
نتیجهای که میتوان از گفتهها و اهداف ایلکر باشبوگ در
ایجاد این ارتش جدید گرفت این است که کردها در این جنگ
شکست خورده و به کلی از بین میروند و برای صلح هیچ راه حلی
وجود نخواهد داشت.
لازم به ذکر است که با این اعمال و پا پس کشیدن ترکیه برای
صلح و چارهیابی مسئلهی کرد جنگها گسترده تر و مشکلات
بیشتر خواهند شد و اگر جنگی صورت بگیرد عواقب خطرناکی را
برای ترکیه به دنبال خواهد داشت و همهی درهایی را که
ترکیه برای صلح و آشتی بسته است را با هیچ کلیدی باز
نخواهد کرد و با بستن این درها و عواقب آن به حالتی خواهد
افتاد که در پی یافتن این کلید به بدترین وضعیت افتاده و
دست به هرسویی را دراز خواهد کرد.
فرماندهی ستاد ارتش ترک از هر فرصتی استفاده کرده و در
گفته های خود اینگونه اظهار میدارد که تا زمانی که به عراق
حمله نشود این جنگ بی فایده است.
ارتش ترک این جنگ را به این افسران پولی خواهد سپرد و این
افسران را وارد خاک عراق میکند!!!!
به راستی این است فایده و منفعت طلبی برای ترکیه؟ این
سیاست چه منفعتی را برای ترکیه به دنبال خواهد داشت؟ این
ذهنیت سر انجام ترکیه را به کجا خواهد کشید؟ آیا کسی که
بتواند این مشکلات را دیده و عواقبی که به دنبال خواهد
داشت را درک کند و راه حلی بیابد وجود ندارد؟
ترکیه در حال وارد شدن به مرحلهی جدید انتخابات میشود.
کسانی که میخواهند رهبری ترکیه را به دست بگیرند مشخص کنند
که این مشکلات چگونه چاره یابی خواهد شد. و یا ترکیه
خواهان چاره یابی به هیچ شیوهای نمیباشد!!!!!!
دیگر ترکیه نمیتواند با این گفته ها که کرد ها اینگونه از
خاک خارج خواهند شد و اینگونه از بین خواهند رفت و اینگونه
اعدام میشوند مردم ترکیه را گول بزنند.
باید هرکس حواس و عقل خود را جمع کند. ترکیه باید این
حقیقت ها را قبول کند و با آن مواجه شود و با عقل سلیم این
مسئله را بپذیرد و در پی راه حلی باشد و گرنه ترکیه چپار
فلاکتی خواهد شد که جهان به خود ندیده است.
برای اینکه چنین چیزی رخ ندهد کسانی که ادعا میکنند و
میگویند ما دمکرات هستیم باید این مسئلهی تاریخی را به
پیروزی برسانند و این را وظیفهی خود برای رهایی ملت کرد
بدانند.