مقدمه : 25 كشور
عضو اتحاديهي اروپا براي اولين بار ، پس از دو سال كشمكش
، گفتگو و تبادل نظر ، قانون اساسي واحدي را در تاريخ 19
ژوئن 2005 به تصويب رساندند به طوري كه مقامات اتحاديهي
اروپايي از اين امر به عنوان گامي مهم و اساسي در راستاي
ارتقاي اين اتحاديه نام برده و آن را مثبت ارزيابي كردند.
به همين منظور بود كه مسئولين 25 كشور عضو اتحاديهي اروپا
در تاريخ 29 اكتبر 2005 براي امضاي قانون اساسي واحد گرد
هم آمدند تا قرارداد تاسيس جامعهي اقتصادي و همچنين
قرارداد هيات اتمي اروپا را به امضاء اعضاء برسانند .
بلژيك ، ليتواني و مجارستان جزو اولين كشورهايي بودند كه
موافقت كامل خود را با اجراي قانون اساسي واحد اروپايي
اعلام كردند وبه دنبال آن پارلمان يونان ، ايتاليا ،
اسلووني در خصوص اجراي قانون اساسي چراغ سبز نشان داده و
در نهايت آن را به تصويب رساندند .
همچنين بسياري ديگر از كشورهاي اروپايي ( انگليس ، هلند ،
اسپانيا ، فرانسه و...) اجراي قانون اساسي واحد را منوط به
برگزاري همه پرسي دانستند، كه در اين ميان اسپانيا به
عنوان اولين كشور با اكثريت قاطع جواب مثبت داد. اما
فرانسه و هلند را به عنوان مشكل سازترين اين كشورها نام
بردند، به طوري كه رفراندوم و همه پرسي اجراي قانون اساسي
واحد اروپا، در هلند و فرانسه تعجب و توجه جهانيان را
معطوف خود ساخت. در اين ميان تعداد ديگري از كشورهاي
اروپايي ( روماني ، تركيه و...) كانديداتوري خود را براي
پيوستن به اتحاديهي اروپا اعلام كردند، كه بيشتر كشورهاي
عضو اتحاديهي اروپا، مخالفت خود را با عضويت كامل تركيه
اعلام و تنها عضويت موقت و مشروط اين كشور را ممكن
دانستند. چرا؟ آيا تركيه بايد اصلاحات سياسي و قضايي اش را
مورد بازنگري قرار دهد؟ نقض حقوق بشر و عدم توجه به حق و
حقوق مليتهاي كرد و ارامنه، تركيه را پشت درهاي
اتحاديهي اروپا نگهداشته است؟ و سوالاتي ديگر كه در اين
مقال سعي بر آن است با بررسي تاريخي كردستان و تركيه به
طور اختصار و ذكر مطالبي در خصوص كردها و ارامنه نه تنها
به دلايل عدم ورود تركيه به اتحاديهي اروپايي پي خواهيم
برد بلكه سياست كشورهاي عضو اتحاديهي اروپا را تا به
امروز براي ما روشن خواهد ساخت . كه آيا تركيه با وجود
مشكلات فراوان جايي در درون اتحاديهي اروپا خواهد داشت ؟
آيا ميتوان نسبت به تاريخ يك ملت بي تفاوت بود و آن را
نفي كرد و فريب داد ؟ آيا اين كه مباحثي چون حقوق بشر ،
سازمان ملل و... فقط دستاويزي است در جهت منافع كشورهاي
عضو ؟ هم اكنون مروري كوتاه بر تاريخچهي كردستان
"ما اينك به دوراني از حيات رسيدهايم كه بشريت ديگر
نميتواند با پنهان ساختن جسد يك ملت مقتول سربلند زيست
كند ". ( ژان ژودس)
تاريخ كردستان:
حدود دو هزار سال پيش از ميلاد ، كردهايي كه از اروپاي
مركزي به شبه قارهي هند و آناتولي مهاجرت كرده بودند ، در
ميان درياچهي اروميه و وان مستقر شدند . در آن زمان مادها
، پارتها و امپراطوری آشور در خاورميانه حكومت را در دست
گرفتند و در سال 612 پيش از ميلاد با تسخير نينوا و از بين
بردن آن ، امپراطوری آشور را سرنگون كردند و زمام امور به
دست مادها افتاد ، كه مناطق و مرزهاي امروزي كردستان را
مركز حكومت خود ساختند. در نتيجه مادها پس از به قدرت
رسيدن، ساير ملتهاي منطقه را تحت تاثير زبان و فرهنگ خود
قرار داده و اين گونه اساس تاريخ ملت كرد آغاز شد و شكل
گرفت . در 550 پيش از ميلاد، پارتها توانستند بر مادها
غلبه كنند و آنان را شكست دهند و درست در همين زمان
پراكنده كردن و كشتن ملت كرد آغاز شد. با از ميان رفتن
پارتها در سال 330 پيش از ميلاد، يونانيها توسط اسكندر
مقدوني، كردها و مناطقي كه در دست آنان بود به زير سلطهي
امپراطوری يونان ( هلنيستي ) در آوردند كه پس از مرگ
اسكندر كردها با آزادي بيشتر توانستند در ابعاد گوناگون
پيشرفت كنند و درست در همين دوران ارمنيها كه نسبت به
ساير ملتها تا حدودي پيشرفته بودند در ميان كردها ادغام
شدند .
اهميت كردستان:
كردستان به عنوان پل ارتباطي آفريقا ، اروپا و آسيا در
دورانهاي نخستين و مياني نقش مركزيتي را ايفا نموده ، به
طوري كه به دليل اهميت منابع نفتي ، موقعيت جغرافيايي و
استراتژيك از نظر بين المللي ، از جايگاه سياسي ويژهاي
برخوردار است. در واقع آن را ميتوان كليد صلح خاورميانه
دانست. شايد به همين دليل است كه عبدالله اوجالان ميگويد:
اگر در كردستان صلح و آرامش برقرار گردد، نه تنها در
خاورميانه، بلكه در دنيا صلح و آرامش برقرار خواهد شد.
كردستان سرزميني است با كوههاي صعبالعبور و دشتهاي
حاصلخيز كه بدون شك با وجود آب فراوان ( 15% آب شيرين دنيا
) در منطقه، كشاورزي در اين سرزمين خسته و افسونگر رونق
خاصي خواهد داشت. در ضمن نبايد از منابع رو زميني و زير
زميني اين ديار كهن غافل ماند . امروزه جمعيت كردستان بالغ
بر 45 ميليون نفر ميباشد و متاسفانه سياستهاي استعماري
كهن تا به امروز نگذاشته كه اين ملت بزرگ، با هويت و
ارادهي مستقل در جهت حق تعيين سرنوشت اش گام بردارد. لذا
هدف آنان در طول تاريخ اين بوده كه ملت كرد هميشه به
ملتهاي بالادست وابسته باشد كه براي رسيدن به اين مقصود
كردها را از لحاظ سياسي و اقتصادي به خود وابسته كردهاند
تا شايد از اتحاد كردها و تشكيل يك واحد جلوگيري به عمل
آورند.
يورش تركها به كردستان :
تركهاي تركيه اقوامي سلطه گر با روحيات مهاجم بودند كه در
دوران بربريت زندگي ميكردند. از ويژگي هاي بارز آنها اين
بود كه روزگار را با شيوهي تاراج و راه زني سپري ميكردند
و دايماً در حال كوچ از نقطهاي به نقطهي ديگر سير مي
كردند كه همين شرايط در آنها قدرت نظامي نيرومندي را براي
تركها به ارمغان آورد. در سدهي نهم به دليل افزايش جمعيت
و بروز خشكسالي سرزمينهاي خود را در آسياي ميانه ترك و به
مناطق شمالي درياچهي خزر هجوم و همه چيز را در مسير راه
خود به نيستي و نابودي كشاندند. چرا كه خوي وحشي گري جزء
لاينفك زندگي آنان بود. تركها زماني كه متوجه شدند كه
بيشتر ملتهاي خاورميانه مسلمان هستند، به اين فكر افتادند
كه با مسلمان شدن شان شرايط را براي حمله به مسيحيها
مهيا خواهند كرد و با اين طرز فكر بود كه توانستند تا
مناطق دور دست اروپايي هم پيش بروند و در صحنهي تاريخ
خودي نشان دهند. تركها كمكم با روحيات پليد خود در لباس
سربازي حقوق بگير به خلفاي عباسي خدمت كردند و با تضعيف
كردن خلفا آرام آرام پستهاي حساس را به دست گرفتند.
تركها كه شرايط را نسبت به گذشته عالي ديدند به سازماندهي
و آرايش نيروهاي خود دست زدند تا جايي كه در فاصلهي قرن
11 و12 بزرگترين قدرت سياسي خاورميانه محسوب ميشدند.
اگرچه تركها با روحيات پليد و خوي تهاجم و تجاوز بر منطقه
و از جمله كردستان تسلط پيدا كردند اما به دليل عدم وجود
سيستم پيشرفتهي توليد و همچنين عقب ماندگي ذهني ، زبان و
فرهنگشان نسبت به ساير ملتهاي منطقه در ميان ملتهاي
ديگر گرفتار شدند. به طوري كه باعث تنشهايي ميان كردها (
به عنوان صاحبان اصلي كردستان ) و تركهاي متجاوز گرديد و
تا به امروز هم ادامه دارد، تا جايي كه يكي از دلايل عدم
ورود تركيه به اتحاديهي اروپا نقض صريح و آشكار دولت
تركيه در مورد حق و حقوق كردها است و به دليل ادامهي همين
سياست بود كه در سال 1992 شوراي اروپا تركيه را در مورد
سياست خشن و تندي كه عليه كردها در پيش گرفته بود مورد
انتقاد و تحت فشار قرارداد . اما اين تذكرات كارساز نبود و
دولت تركيه همچنان به خوي تجاوزگري كه از پيشينياناش به
ارث برده بود ادامه داد تا جاييكه در سپتامبر 1997 حدود
20 هزار سرباز مصلح ترك به بهانهي نابود كردن حزب كارگران
كردستان همراه با صدها تانك از مرز عراق گذشتند و وارد
شمال عراق شدند. واين در حالي است كه تركيه براي پيوستن به
اتحاديهي اروپا تلاش بسياري را به كار بسته و در همين
زمينه سعي دارد تا با تطابق قوانين داخلي خود، از جمله
قوانين قضايي با خواستههاي اتحاديهي اروپا، شرايط پيوستن
خود به اين اتحاديه رافراهم سازد. از ديگر موارد، رعايت
حقوق بشر، رفع تبعيضات قومي و نژادي، لغو حكم اعدام و
همچنين حل مسالهي قبرس است. در ضمن دادگاه عبدالله
اوجالان در يكي از دادگاههاي صالحهي اروپا با نظارت
اتحاديهي اروپا يكي از شروط ورود تركيه به اتحاديهي
اروپا بود. اما در كمال ناباوري در يكي از روزهاي بهمن ماه
امسال (1385) دولت آلمان اعلام نمود كه نيازي به اين
دادگاه نيست، به طوري كه اين خبر مانند بمب منفجر شد و
سرتاسرگيتي را در نور ديد و جهانيان را متحير نمود كه اين
سياست دوگانهي آلمان نشات گرفته از چيست؟ آلمانيها بايد
بدانند كه تاريخ هيچ گاه دكتر كارل هانس پزشك آلماني مقيم
استانبول را فراموش نخواهد كرد، چرا كه او يكي از شهود
عيني كشتار دلخراش ارمنيان در تركيه بود . دكتر هانس
خواستار معالجهي مصدومان ارمني بود كه او با مراجعه و در
ميان گذاشتن موضوع با سفير وقت آلمان در تركيه ، با بي
ميلي و بي تفاوتي سفير روبرو گشت و به دكتر گفت : " ما حق
نداريم در امور داخلي دولت عثماني دخالت كنيم ، چرا كه
ارامنه مستحق مجازات هستند ، زيرا كه آنها به سوي دشمنان
ما روي آوردهاند".
آري، امروزه اتحاديهي اروپا به خصوص آلمانيها بايد
بدانند كه تاريخ انسانيت نه تنها كساني را كه در قتل عام و
كشتار زنان و مردان بي گناه نخواهد بخشيد، بلكه تمامي
كشورهايي راكه از اين رفتار غير انساني و وحشيانه حمايت
كردهاند، شريك جرم دانسته و آنها را نخواهد بخشيد، چرا كه
اين لكهي ننگ سياه بر پيشاني نفي كنندگان تاريخ حك و ثبت
خواهد شد. چنانچه امروز اين لكهي ننگ بر پيشاني دولت
آلمان مشهود و هويدا است. دولتمردان تركيه خوب ميدانند كه
اگر در مسير تاريخ، قتل فقط يك بار صورت گيرد ميتواند
تصادفي يا جبري يا تحميلي باشد، اما هنگامي كه قتل عام
ارمنيان در 24 بار ( در دوران سلطنت آل عثمان ) جان
2ميليون و 377 هزار و 72 انسان را ميگيرد و از پاي
درميآورد ، ديگر اين تصادفي و جبري نيست، بلكه سياستي
برنامه ريزي شده در جهت نسل كشي و ژينوسايد ارامنه، كه
نمايانگر شنيعترين، بيرحمانهترين و كثيفترين آمران
دربار آل عثمان است. كشتن هزاران كرد ، ربودن رهبر و
پيشواي آنان ، خشكاندن و سوزاندن هزاران آبادي مناطق
كردنشين ، نفي تاريخ و هويت آنان همه و همه حاكي از روحيه
ي پليد و تجاوزكارانهي حاكمان تركيه است. به راستي كه
سياست دولتمردان تركيه چه در گذشته و چه در حال در مورد
ارامنه و كردها عرق شرم بر پيشاني انسانهايي كه مدعي
رعايت حقوق بشر و پاي بند به اصول اخلاقي و انسانيت هستند
جاري ميسازد . كه بدون شك ، امروزه جهان نظارهگر خواهد
بود تا ببيند كه اتحاديه ي اروپا در مورد ورود تركيه به آن
اتحاديه چه تصميمي خواهد گرفت، آيا تصميمات اتحاديهي
اروپا بر اساس موازين و قوانين حقوق بشر و حقوق بينالملل
است يا اين كه بر اساس مصالح و منافع كشورهاي عضو ؟!...
چرا كه در اين روزها پارلمان فرانسه به عنوان يكي از اعضاي
اصلي اتحاديهي اروپا طرحي را براي راي گيري گذاشت كه در
صورت تبديل به قانون، اجازهي آن راميدهد تا كساني كه
كشته شدن ارامنهي ساكن تركيه در جريان جنگ اول جهاني را
نسل كشي ندانند تحت تعقيب قانوني قرار گيرند و مجازات شوند
. بر اساس اين طرح، انكار كنندگان نسل كشي ارامنه ممكن است
به يك سال حبس و پرداخت 45 هزار يورو و جريمهي نقدي محكوم
شوند. دولتمردان تركيه اين اتهامات را به شدت رد كردهاند
و عبدالله گل وزير خارجهي تركيه در جواب گفت : اگر اين
طرح تصويب شود ، تركيه چيزي از دست نميدهد ، اما فرانسه
تركيه را از دست خواهد داد . درست در اين روزها كه
دولتمردان تركيه كشتن ارامنه را منكر هستند ، جهان شاهد
ترور حرانت دينك سردبير 53 سالهي هفته نامهي دوزبانهي
آگوس است ، كه روز جمعه 19 ژانويهي 2007 در منطقهي
سيسيلي استانبول ، هنگام ورود به دفترش هدف شليك چند گلوله
قرار گرفت و در جا كشته شد . » دينك« از جمله روزنامه
نگاران منتقد تركيه بود ، كه بارها دربارهي نسل كشي
ارمنيها در تركيه مقالات تندي نوشت ، كه بارها از طرف
دولتمردان تركيه مورد تهديد قرار گرفت و براي او پرونده
سازي كردهاند، به طوري كه در يك مورد دادگاه، او را به 6
ماه زندان محكوم نمود . انتقادات وي به نسل كشي ارمنيها و
انكار آن توسط دولت تركيه، ناسيوناليسم كور ذهن ترك را به
خشم آورد و موجي از تهديدات را متوجه وي كرد، دينك بارها
گفته بود كه چگونه ممكن است كه مردمي كه 4هزار سال در اين
سرزمين زندگي ميكردند، ناپديد شوند. جز نسل كشي، شما چه
نامي بر آن ميگذاريد ؟!... او كه به اهانت به تركها متهم
شد، بارها از مقامات امنيتي خواسته بود كه امنيت او را
تامين كنند، اما هيچ گاه پاسخي دريافت نكرد و تاريخ را
براي هميشه بدرود گفت. دولتمردان تركيه بايد بدانند كه نه
تنها علي رغم تمامي پنهان كاريها و پرده پوشيها ،
نميتوانند جنايت بزرگ تاريخ ( قتل عام كردها و ارمنيها )
بشري را از چشم جهانيان دور بدارند، بلكه با سانسور شديد
اخبار و نشريات نميتوانند مانع از كشف حقايق شوند.
همچنانكه نتوانستند زهرآلود كردن عبدالله اوجالان را در
طول اين 8 سال در زندان ايمرالي بپوشانند. تركيه با اين
عمل زشت خود كه از آن به عنوان ترور تدريجي ياد ميكنم
برگي از ننگ نامهي تاريخياش را به افتخاراتاش افزود.
اين لكهي ننگ به جهانيان اثبات نمود كه روح دولتمردان
تركيه چقدر حقير و پست ميباشد، كه نه تنها به نسل كشي و
نابودي زبان و فرهنگ يك ملت رحم نخواهند كرد، بلكه به
رهبران دربند يك ملت هم رحم نخواهد كرد تا جايي كه به هيچ
قرارداد و تعهد بينالمللي هم پايبند نيست. به راستي در
چنين وضعيتي اتحاديهي اروپا براي ورود تركيه به آن
اتحاديه چه تصميمي خواهد گرفت؟ بدون شك تركيه خود بهتر
ميداند كه در چه تنگناهاي بزرگي قرار گرفته، به طوري كه
هيچ راهي براي رهايي از اين بحران پيدا نكردهاند، آنان
بايد حقوق ملي كردها را به رسميت بشناسند و بدانند كه با
مرگ تدريجي عبدالله اوجالان نه تنها مشكلي حل نخواهد شد،
بلكه تركيه و حتي جهان را دچار بحران خواهند كرد. و به طور
قطع تركيه سالهاي متماديتري در پشت درهاي اتحاديهي
اروپا به انتظار خواهد نشست و در روياي ورود به اتحاديهي
اروپا خيلي چيزها را از دست خواهد داد. دولتمردان ترك
محكوم به پذيرش آشتي ملي و راه حل دموكراتيك مي باشند
درغير اين صورت دولتمردان ترك مسئول هرگونه جنگ و خونريزي
و حتي احتمال تجزيهي تركيه مي باشند و بدون شك با اين
عملكرد خويش تمامي درهاي ورود به اتحاديهي اروپا را به
روي خود خواهند بست در پايان نه تنها به دولتمردان تركيه
بلكه به تمامي جهان ميگويم كه سير تاريخ را با هيچ نوع
مغالطه و اميال خصوصي نميتوان منحرف كرد و اگر آنان در
صدد آن هستند كه خورشيد را بپوشانند، سعي و تلاش آنها عبث
و بيهوده است، چرا كه آفتاب حقيقت هر روز تابناكتر و
فروزندهتر بر صفحهي تاريخ بشري ميتابد و آن را نمايان
ميسازد.