| |
|
| |
|
انقلاب کردستان انقلاب خاورمیانه است!
|
|
|
|
کردستان بزرگ چه موقع تجزيه شد؟
کردستان تا قبل از جنگ جهاني اول يعني قبل از سال 1914 مثل
خيلي از کشورهاي ديگر يک کشور نيمه مستقل و نيمه
مستعمره زير سلطه و نفوذ انگليسيها و روسها بوده،
همچنانکه ايران آنزمان هم وجود داشت. آنزمان براي پايان
دادن به جنگ جهاني اول قرار داد صلحي بنام قرارداد صلح
(سرفر) در تاريخ 10.08.1920 به امضاي متحدين و امپراطور
شکست خورده عثمانيها رسيد. قرار شد که اين پيمان به
جنگ جهاني اول پايان دهد و همه چيز به شکل سابق برگردد.
در اين زمان مصطفي کمال در ترکيه، با رد حکومت عثماني در
استانبول، خود اعلام حکومت جمهوري در آنکارا نمود و همزمان
قرارداد صلح (سرفر) را هم بشدت زير پا نهاد و با يونانيها
دوباره وارد جنگ 3 سالهاي شد که اين جنگ هم تا سال 1923
ادامه پيدا کرد. اينجا بود که دوباره کشورهاي در گير
جنگ به اضافه کشورهاي استعماري انگليس و فرانسه در شهر
لوزان سوئيس در هتل اوشي جمع شدند و براي پايان دادن به
جنگ ترکيه مسلمان با اروپاي مسيحي قرار داد منفور لوزان
را در تاريخ 24.07.1923 امضا نمودند
(2) در اين قرارداد بود که کردستان را به پنج ميخ کشيدند
و به خيال خود کشتند! کردها که خود در حين امضاء اين
قرارداد حضور نداشتند، بدون اينکه خودشان مطلع باشند،
بدون اينکه در این ارتباط سوالی از آنها پرسیده شود، بدون
اينکه از مردم اين کشور پرسيده شود، بدون اينکه
رفراندومي بر قرار شده باشد، بدون اينکه اين ملت خود
بخواهند، بدون اينکه حقوق اين ملت بزرگ را به رسميت
بشناسند و غيره و غيره، با کشتار و ويران نمودن و غارت و
چپاول و سرنيزه، اين ملت بزرگ را تکه تکه نمودند، 5
تکه کردند، به 5 خواهر تبديل کردند و به زور و بدون
کوچکترين علاقهاي از طرف خودشان، به عهد دامادهاي
ناخواسته و به خانواده داماد هديه شدند! آنهم چه
هديه خونباري!
خانوادههاي داماد اکنون 84 سال استه بدون اينکه بند
پوتينهاي خونينشان را باز کنند، با اين 5 خواهر مثل
بردهها رفتار ميکنند، استثمارشان ميکنند، شلاقشان ميزنند،
تازيانهشان ميزنند، سنگسارشان ميکنند، بچههاشان را
ميکشند، ميگيرند، زبانشان را ميبرند، هويتشان را گم يا له
ميکنند، فرهنگ و خطشان را نيست و نابود ميکنند تا بخيال
خودشان نسلشان را منقرض کنند ، آثار تاريخي و فرهنگيش را
از زير خاک ميربايند و براي احتياط از بيداري اين ملت،
مغولوار نيست و نابود ميکنند، يا اينکه به خارجی ها
ارزان میفروشند. آيا وقتي شما به حق از حفظ پاسارگاد و
تنگه بلاغي بشدت دفاع ميکنيد و جلو آبگيري سد سيوند
ميايستيد، کاري که منطقی و مطلقا رواست، چرا کردها حق
ندارند از آثار باستاني خود دفاع و پشتيباني بکنند؟
دهها سال است که رژيمهاي توتاليتر اين کشورها چه خوب و
چه بد به ناحق کردستان را بي اقتصاد کردهاند، بي دست و
پايش کرده، محروم نگه داشتهاند، تفريس و تعريب و تتريکش
ميکنند ولي اين ملت مبارز و مدافع آزادي و استقلال خويش،
هنوز نفس ميکشد و هنوز نمرده و نخواهد مرد! البته فقط
زنده است، آنهم بخاطر مبارزات بي امانش!
به گفته مورخين يوناني و به شاهد تاريخ، پس از حملات شديد
و خونين آشوريان به مناطق مادنشين، در حدود سال 708 قبل از
ميلاد مسيح، رهبر يکي از قبايل مادي به نام دياکو بوسيله
مجلس اتحاديه، به عنوان رهبر قبايل مادي انتخاب شده و
وظيفه تشکيل يک دولت مرکزي به عهده وي گذاشته مي شود. اين
رهبر، دياکو (ديوکس در يوناني) با متحد کردن قبايل پراکنده
مادي و برقراري قوانين، به عنوان اولين رهبر ماد شناخته مي
شود و اوست که پايتخت خود را در همدان امروز (هنگمتان،
همريشه با هنگمن و انجمن، به معناي محل جمع شدن) قرار مي
دهد.
کردها باقي مانده امپراطوري مادها هستند و همانطور که در
کتابهاي تاريخ ميخوانيم، ماد نام سرزمين دربرگيرنده
کردستان امروز و خيلي وسيعتر از آن بود. مجموعه لشکرکشي
هاي آشور به سرزمين ماد در قرن هشتم قبل از ميلاد مسيح و
خطر حمله از غرب بوسيله دولت زورمند آشور، نياز تشکيل يک
دولت متمرکز را براي مادها بوجود آورده بود. پادشاهان ماد
5 نفر پشت اندر پشت بودهاند که اولينشان دياکو و
آخرينشان ايشتوويگو يا آستياگ پدر بزرگ کورش بود.
با شکستي که در سالهاي 550 قبل از ميلاد مسيح، کوروش پسر
مانداناي ماد و دخترزاده آستياگ با کمک و خيانتها رپاک
که او هم خود ماد بود بر پدر بزرگ خود آستياگ (دوره
حکومت: 585 تا 550۰ پ. م) واپسين پادشاه ماد، وارد ساخت
شاهنشاهي ماد به پايان رسيد. شاهنشاهي بزرگ ماد دوراني
طولاني (728-550 پ.م.) برقرار بود و سپس جاي خود را به
شاهنشاهي هخامنشي اولين سلاله و شاه پارسها سپرد.
در سال 401 قبل از ميلاد مسيح زمانیکه گزنفون سردار
يوناني از مناطق کاردوخها يا کردها ميخواهد بگذرد با آنها
درگير ميشود، که بعدها آنرا اينچنين بيان ميکند: "در موقع
لشکرکشي به مزوپوتاميا از درياي سياه تا جنوب کوههاي
زاگرس ملتي که به کاردوخها مشهورند به ما حملهور شدند،
آنها شديدترين زيانها را به ما وارد کردند."
در سال 612 قبل از ميلاد مسيح در اولين روز بهار مادها با
کمک بابليها بر آسوريهاي قدرتمند پيروز ميشوند و پايتخت
آنها نينوا را به تصرف خود در ميآورند، مادها بعدا اين
روز تاريخي خود را نوروز مينامند، پس نوروژ ( نوروز) سالها
قبل از حکومت هخامنشيان توسط مادها نامگذاري شده است.
طبق اين روايات تاريخي، مادها بيشتر از 2700 سال قبل در
اين سرزمينها سکونت داشتهاند و هنوز هم دارند. بنابراين
کردها خاک کسي را اشغال نکردهاند بلکه اين سرزمين آنهاست
که اشغال شده است و امروز 84 سال است که تکه تکه هم
شده است. آيا اگر شما امروز در عصر مدرنيزم با زبان تمدن
و ديالوگ و عدم خشونت به اين واقعيت پاسخ ندهيد، پس چطور
ميخواهيد که اين معضل از سر راه برداشته شود؟ با
جنگ؟!!!