سرانجام
تسليميت به خيانت و مقاومت به پيروزي ختم ميشود!

ميتوان گفت: كه خلق كرد از همان اوایل شکلگيري بافت
جامعه طبقاتي به بعد با تداوم همه پيشرفتهاي تاريخيش تحت
استيلاي آمريت بيگانگان تا به امروز آمده است. اين وضعيت
در همه مراحل تكامل پيشرفتهاي جمعي نتايج تلخ زيادي را
براي همه طبقات اجتماعي در كردستان بدنبال داشته است. نيروهاي
استعمارگر صرفا به جلوگيري از مراحل تكوين اجتماعي در
كردستان بسنده ننموده، بلكه با تحميل جنگها، قتلعامها،
غارت و تاراج و كوچهاي اجباري دستاوردها و پيشرفتهاي خلق
را نيز تخريب نموده و از هم متلاشي ساختهاند.
تحت چنين شرايطي، سير تصاعدي طبقات در كردستان به توسعه و
اعتلاي مستقل دست نيافته و سازماندهي نگشته است. نيروهاي
استعمارگر، طبقات حاكم كردستان را عقيم ساخته و تماماَ در
راستاي منافعشان آنان را از لحاظ سياسي، اجتماعي، فرهنگي
و نظامي شكلدهي نموده و پايهريزي طبقات اجتماعي را
متناسب با غارت و اشغال فراهم نمودهاند. ريشههاي مادي و
معنوي خيانتهاي تاريخي طبقات حاكم در كردستان از اينجا سرچشمه
ميگيرد. اگر به موازات تاريخ به نقش تاريخي اعتلاي طبقات
در پيشرفتهاي اجتماعي نظر بيفكنيم، آن هنگام درك و مشاهده
تاثيرات وحشتناك خيانت آن دسته از طبقات حاكم كردستان كه
در كنار استعمارگران قرار گرفته و خسارات بزرگي را بر خلق
كرد و بويژه طبقات فرودست در طي همه مراحل تكامل پيشرفتهاي
اجتماعي فراهم نمودهاند،آسانتر خواهد بود. همچنين اصليترين
دليل تاريخي به شكست انجاميدن همه مقاومتهاي دلاورانه خلق
كردستان در قبال استعمارگري، زورگويي و بردگي بيگانگان نيز
در اينجا نهفته است.
عجين شدن كاپيتاليسم ترك از سويي با واپسگراييهاي كاپيتاليسم
و از سوي ديگر با واپسگرايي و ارتجاعات تاريخي، اجتماعي،
اقتصادي و فرهنگي خويش كه در عصر فروپاشي سرمايهداري و
اوجگيري انقلابهاي كارگري ـ متعاقبا در اثنائي كه جماهير
شوروي ظهور نمودند ـ ظهور نمود، باعث ايجاد تخريبات زيادي
برروي بافت اجتماعي عقبافتاده كردستان گرديد. در حاليكه
بورژوازی استعمارگر ترك بااعمال اشغالهاي نظامي و ترور
كردستان را به جهنم مبدل ساخته از سويي با اجراي سياستهاي
اقتصادي ويژه اين ميهن را به وضعيتي "غير قابل زيست"
درآورده و از ديگر سو با سياستهاي فرهنگيش كردستان را به
تمامي با مرحلهاي كائوتيك مواجه گردانده است. شكلگيري
طبقات اجتماعي كردستان در زير منگنه اين وحشت و بربريت بروژوازي
استعمارگر باعث گرديد كه نه توانائي شكوفائي و پيشرفت را
داشته و نه اينكه بتوانند با هويتهاي ملي خويش سربرآورند.
بروژوازي استعمارگري كه بر روي اين بافت نهادهاي دولتيش
را گامبهگام مستحكم ميساخت گوئي كه با توسعه سازماندهيهاي
ملي خويش در كردستان و تكامل ارزشهاي اجتماعي خويش در همه
عرصهها از انديشه تا شيوه زندگي؛ خيانتي سنتي را نهادينه
نمود. PKK با تحليل همهجانبه اين ساختار تاريخي كه در
اينجا صرفا به ابعاد مختصري از آن اشاره نموديم در سطحي
جهاني موجب شد كه بتواند استراتژي، تاكتيكها، راهكارهاي
مبارزاتي شيوه و اشكال مبارزهاش را متناسب با آن توسعه
بخشد. به همين شكل، از سويي با مهياكردن خود براي استقبال
از پيشرفتهاي اجتماعي و سياسي اين مبارزه و از سوي ديگر
براي آمادهكردن همه صنف و طبقات كارگر كردستان با همه
توانش فعاليت نمود.
PKK با توسعه مبارزه نويني در زير چتر پرچم متعالي
لنينيسم، براي مقابله با استعمارگري و فرهنگ منحرف، زندگي
بيبنياد، افكار بردهپرور و همه نهادهاي استعمارگر ترك،
در ميان بافتي در حال پوسيدگي و فروپاشي و محيطي فاقد سنت
مبارزهاي فعال، از سويي با اتكا بر تجارب و آزمونهاي
غني پرولتارياي جهاني و خلقهاي سركوبشده و از ديگر سو با
تكيه بر سنتهاي تاريخي مقاومت خلقمان مسير نويني را در
تاريخ كردستان براي مبارزهكارگري باز كرد.
به اين جهت است كه در حاليكه از سويي استعمارگران ترك با
بسيج همه نيرو، ابزار و نهادهاي خويش به يورشي لجامگسيخته
در قبال PKK ميپردازند از ديگر سو نيز بعضي نيروهاي "ميهن
دوست" با قرارگرفتن در جبهه استعمارگران به نام "تماميت
ارضي كشور"، "اتحاد خلقها" و "انترناسيوناليسم پرولتاريا"
براي سركوب اين جنبش "جداييطلب" و "مليگرا" اقدام به گشودن
"جبهه وطن" نمودند! برخي محافل هم كه به لطف وجود باتلاق
اجتماعياي كه كاپيتاليسم استعماري ايجاد نموده، امكان
ظهور و زندگي يافتهاند نيز در تسريع فعاليتهاي خويش به
هنگام مشاهده اينكه اين باتلاق هر روز بيش از پيش خشكيده
ميگردد ـ با زير پا نهادن همه عواطف انساني ـ از پيوستن
در اين موج يورش عقب نمادند! اينان براي رفع خطر "شمشير
دموكلس" از سر كردستان و از ميانبرداشتن اين انديشه "منحرف"
به نام "علم" بر اين خطمشي نوين حملهور گشتند! براي اين
منظور نيز چه بسا كه برخيها با تلاش براي "اثبات" "پيشرفته
بودن" كاپيتاليسم و برخيها با مدح سرايي از "نعمتها و
مزاياي رژيم دمكراتيك پارلمانتاريايي" براي "نجات دمكراسي"
و حداقل كمي ديگر دمكراتيزهكردن استعمارگري، به دفاع از
احزاب دمكراتيك و يا همدست استعمارگر بورژوا پرداخته؛ برخيهاي
ديگري نيز با اين ادعا كه از نهادهاي دمكراتيك موجود
جمهوري تركيه در كردستان به عنوان ابزار و راهكار استفاده
خواهند نمود ـ اما چه زمان؟ پس از اينكه فهميدند كه نهادهاي
موجود دولت تركيه در كردستان دمكراتيك نيستند. پس از اينكه
آن نهادهاي دمكراتيك را يك شبه در كردستان نميتوان به
ابزار برگرداند. مانند پيشرفتشان در ديگر مسائل در اين ديدگاهايشان
نيز پيشرفت حاصل كردند!! مي توان گفت كه كمابيش همه آنها
با تكامل و تكوين در نظراتشان تجديد نظر نمودند. ـ با سوگند
ياد كردن و قسم خوردن كوشيدند كه ادعا نمايند اين جريان
ماجراجو را به نام خدا محكوم خواهند كرد و سعي كردند به
همه بقبولانند كه مبارزهاي عاقلانه و منطقيتري را به پيش
خواهند برد!
اما نتيجه مبارزهاي كه در كردستان پديد آمد بر همگان
ثابت نمود كه اين ديدگاهها از واقعيت عملكردي به دورند. از
اين پس بايستي چه چيزي انجام ميگرفت؟ اينان بايستي با
تصحيح نظراتشان در دادگاه افكار عمومي و تاريخ، حداقل
همراه با PKK در صفوف مبارزه استقلال كردستان جاي ميگرفتند!
اما چه فايده! اين موارد را نيز به كناري بگذاريد، هنگامي
كه دهها مبارز PKK يي در اين مبارزه مقدس زندگيشان را از
دست داده و هزاران تن از آنها با تحمل شكنجههاي وحشيانه
روانه زندانها ميگشتند حتي شاهد كوچكترين حركتي از كسي
نبوديم. از همان بدو شروع مبارزه از جانب PKK و فشارهايي
كه با آن مواجه گرديد همه در سكوتي محض قرار گرفتند. اگر
اين ماجراجويان ظهور نميكردند استعمارگري و وحشت در
كردستان رواج نمييافت! چه زندگي خوب و راحتي را ميگذرانديم!
اما آتش جادويي يكباره شعلهور شده و نظم برهم خورده بود.
چه بايستي كرد؟ اين پرومتئوس هايي كه با ربودن آتش از كوه
اوليموس نظم خدايي را برهم زده بودند را بايستي به نام
عدالت، انسانيت و همه ارزشهاي والا مجازات نمود. بدين
خاطر است كه همه تلاش نموده و مينمايند كه تا جائي كه از
دستشان برميآيد پرومتئوس ها را مجازات كنند... اما فعلا
اين قدر كافيست.
از همان اول كار PKK با دقت ويژهاي در قبال MIT، پليس
مخفي، زهر جاسوس و خبرچين و بافت اجتماعي جاسوسي به مبارزه
پرداخت. به وضوح معلوم بود كه مادام به اين سازماندهيها
ضربه وارد نشود نميتوان در قبال استعمارگري هيچگونه مبارزهاي
را توسعه داد. حزب همزمان با تفهيم دشواري اين عمل به خلق،
و با آموزش بسيار دقيق كادرها، مبارزان و هوادارانش در
قبال پليس ويژه، تلاش نمود كه آنها را آگاه ساخته و دانش
سياسيشان را گسترش دهد. كادرهاي PKK در ميان شعلههاي
آتش اين مبارزه به فولاد آبديده تبديل شده و با غناي آزمون
تجارب خويش در نتيجه مبارزه طبقاتي، مجبور به خلق ميراث
مبارزه استقلال كردستان شدند. لذا ما نيز به اين منظور كه
تجارب حاصل شده از اين مبارزه غني را به ميراثي براي
مبارزه استقلال كردستان تبديل نمائيم و آن را به خزانه
مشاركتي حزب واريز كنيم و نيز بدين جهت كه همه اشخاص و
افراد كمونيست، انقلابي، دمكراتيك و ميهندوست را صاحب
معلومات انقلابي نموده و مبارزه در قبال پليس مخفي را به
هر كسي كه به صفوف مبارزه استقلالطلبانه ميپيوندد، تفهيم
نمائيم.
و ما نيز با قدم نهادن در مسير رفقايي كه قهرمانانه در
صفوف مبارزه اسقلال كردستان شهيد شده و با مقاومت دليرانهشان
در سياهچالهاي استعمارگران سنت مبارزه استقلالطلبي را
خلق نمودند، با صدائي بلند و رسا ميگوئيم كه: سرانجام
تسليميت به خيانت و مقاومت به پيروزي ختم ميشود.
تاريخ 2 مارس 1981
برگرفته از کتاب مقاومت زندگیست!
میتوانید با خواندن این کتاب به مقاومت کادروهای P.K.K در
این خط مشی پی ببرید.
[صفحه اصلی]