جوابي كه به
پرسش "چگونه بايد زيست؟"داده شود يك رمان است

چيزي كه ما خواهان گسترش آن در اين عرصه هستيم در واقع پيشنويس
يك رمان انقلابي است. ميتوان اين را مرحلهي بازكردنِ گره
كوري كه در جامعه كرد ايجاد شده، و يا مرحلهي به تصوير
كشيدنِ رويآوري به سوي تشكلي نو با رمان و يا بيان نمودن
آن با رمان ناميد. از يك نظر جوابي كه به پرسش چگونه بايد
زيست بدهيم، يك رمان است. ما انقلابمان را از نظر ايدئولوژيك،
سياسي و نظامي و همچنين استراتژي و تاكتيك تشريح مينماييم.
پيشرفتهايي از اين نوع ايجاد ميشوند. اما در همان حال
اگر جوابي به سوال "زندگي انقلابي چگونه بايد باشد"ندهيم ،
انقلابمان را از يك پيشرفت مهم روحي و شكلي از رفتار محروم
كردهايم كه عدم صحيح بودن اينكار نيز آشكار است.
بنابراين سوال"چگونه بايد زيست"براي يك مبارز انقلابي
بسيار حياتي است. در حاليكه مبارزهي رهايي ملي كه حزبمان
پيشاهنگيش را بر عهده دارد، تمام جامعه را در برگرفته است؛
چگونگي گسترش يك شيوهي زندگي انقلابي را نهتنها براي يك
مبارز بلكه براي تمامي افراد به صورت نيازي حتمي درآورده
كه به اندازهي آب و نان مهم است. در جامعهي ما عقبماندگيهاي
عظيم روحي و مشكلات رفتاري وجود دارند. هنگامي كه به صورتي
همهگير ارتباط اين مسئله را با ساختار اليگارشيك و پسماندههاي
قرون وسطي موشكافي كرده و آن را تحليل مينماييم، ميبينيم
كه درمقابل همهي اشكال زندگي و روابطي كه بايد از هم فروپاشند
و نسبت به آنها كين وجود داشته باشد، احتياج به اشكال
نوين زندگي و ارتباطي كه بايد ساخته شوند وجود دارد.
ببينيد رمان تا حدودي هم تلاش براي بيان اين دوگانگي را
نشان ميدهد. دربارهي اشكال و مناسبات زندگیای كه بايد پشت
سر گذاشته شوند و مناسبات و شكل زندگيای كه بايد از آن
محافظت كرد، تحقيق كرده، آن را به نقد ميكشد، تحليل ميكند
و از نو ايجاد مينمايد. هر اندازه در اين كار از تكنيك
هنر به خوبي استفاده شود، به همان ميزان مشاركتي مثبت در
انقلاب هم خواهد بود. البته ميتوانيم خاطرنشان كنيم وقتي،
حقايق تاريخي مبارزهي انقلابيمان و شكل اجتماعیای كه به
آن تكيه نموده، حقيقت و جوانب محتمل پيشرفت امروزه و
مرحلهي تاريخ اخير آن را در سطحي نزديك به علم ارزيابي
نماييم و زمينهاي اينچنين را با رمان ارائه دهيم،
نيازهاي اين رمان بر بنيادهاي حقيقتي سوسياليستي متكي است
و يا بايد متكي باشد.
اين نياز، در همان حال بهوسيلهي انتقاد از موضعگيريي كه
بر اساس دادههاي علمي به وجود آمده و خود را از هر جهت
متعصب نموده و به عقب كشيده و خواهان آن است كه كمي خود را
با رفرميزهكردن، مدرنيزه نمايد و همچنين انتقاد از هر كسي
كه نمايندگي آن موضعگيري را برعهده دارد، برآورده ميشود.
همگام با اين در حد توان جهتي پيشرو به خود ميگيرد و در
رابطه با پيشاهنگي، آرزو، اشتياق و تعالي را اساس ميگيرد.
وقتي اين رمان واقعيت موجود را بررسي مينمايد، در واقع
همراه با زيربنا و روبناي اجتماعي كه رو به فروپاشي است و
زندگي فردي به آن متكي است، اين واقعه را مشاهده كرده و به
راديكالترين شيوه از آن انتقاد مينمايد. اما در همان حال
سعي دارد نشان دهد كه مورد جايگزين آن چگونه بايد باشد و
ارتباط آن با تمام اجزاي اساسي زيربنا و روبناي زندگي
جديدي كه بايد پذيرفته شود، برقرار نمايد. اين ميتواند با
نوسازي يك و يا چند شخصيت منجر به تجديد بناي يك جامعه شود.
در عين حال، كار بر روي چند شخصيت در اينجا، راه را بر
تفسير واقعيت تاريخي و اجتماعي ميگشايد. اينكه اين شخصيتها
بيانگر كدامين تاريخ توسعه نيافته و ارتباطات اجتماعي آن
ميباشند را به خوبي تحليل كرده، از آن انتقاد نموده و از
نو ميسازد. به همان اندازه كه با ژرفايي، زيبايي و
هنرمندي بر روي آن كار شود، به همان اندازه اثر هنري قويتري
را موجب ميگردد. ديگر اين به قدرت هنرمند بستگي دارد. كمي
خيالش را وارد كار ميكند. يعني در اينجا بيشتر از علم،
خيالهايش را طرح كرده و خواستهها، آرزوها و اشتياقهايش
را بر زبان ميآورد. به صورت بسيار واضح سوالاتي مانند با
چهچيز مخالفم؟ چهچيز را ميخواهم؟ چه چيز را بايد فرو پاشم؟
چه بايد بكنم؟ زيبا چيست و زشتي كدام است؟ چه را ترجيح
داده و چه چيز را ترجيح نميدهم؟ را ميپرسد و جوابهاي
قاطعي به آن ميدهد. جوابي را هم كه ميدهد، با تمام جامعه
در ارتباط است.
ببينيد پيشنويس رماني كه ميخواهيم توسعهاش بدهيم كم و
بيش در اطراف اين سوالات شكل ميگيرد. از يك نظر حقيقت
موجود هم همين است. گاه سعي شده ارتباط اين حقيقت با تعصب
و محافظهكاري عظيم، يعني نظام اليگارشي و پسماندههاي
فئوداليزم و در كنار آن چگونگي جلاي جامعه بوسيله مدرنيسم
تقلبي نشان داده شود. همراه با تعريف ماهيت شخصيت، يا
شخصيتهاي موجود صاحب اتيكتهاي قلابي وطنپرستي و چپگرا،
توضيح داده شده است كه ارتباط هويت ملي با رهايي اجتماعي
نوين چيست؟ و يا نمايندگي آن در سطح شخصيت چگونه است؟ اينگونه
شخصيتها چگونه ظاهر شده و چگونه مبارزه مينمايند؟
همچنين از شخصيتهاي ميانهرويي بحث شده است كه يك پايشان
در قرون وسطي و پاي ديگرشان در فرماسيون اجتماعي نوين است
و هميشه نمايندگي فكري هر دو دوره را دارند. در هر مقطعي
شخصيت و نگرش خويش را تحميل ميكنند. اينها به نقد كشيده
شدهاند. به ويژه موشكافي با اهميتي در تحليلات رهبري كه
در اين موضوع پيشرفتي را ايجاد نموده ـ از آن ميتوان به
عنوان تحليلات اساسي هم ياد كردـ يعني استفاده از اين
موارد به عنوان يك ماتريال جهت يك رمان انقلابي ميتواند
كمكي مهم باشد. اين خطوط كمابيش در تحليلات مطرح گشتهاند.
تحليلات اساسي شخصيت، در زندگي و با آزمايش دربحبوحهي جنگ
به وجود آمدهاند. يعني اينها خيالي نيستند، حقايقي هستند
كه مبارزه آنها را ايجاد نموده است.
بنابراين بحث بر سر دادهها و ماتريالهايي است كه يك رمان
حقيقي ميتواند به آن متكي باشد. موارد بسياري به دست
آمده كه در بسياري از كشورها به دست نميآيد. قهرماني،
خيانت و ميانهرويهايي كه مبارزه رهايي ملي به رهبريP.K.K.
آن را بهوجود آورده، موارد عظيمي هستند. حتي در مورد هر
دوره و يا شخصيتي ميتوان كتابي نوشت. ما سعي داريم كه كليترين
بيان اين موارد را در ارتباط با حزب و دورهي رهايي ملي
ارائه دهيم. پيشنويس رمان سعي دارد كه از يك طرف حقيقت
اليگارشيك تركيه و از طرف ديگر واقعيت فئودالي و عشيرهاي
دوران قرون وسطايي كردستان و از طرفي وضعيت فقير و روستايي
زحمتكشان، كارگران و همچنين شخصيتها و مناسباتي را كه با
ﭖاره كردن قيد و بندهاي فئودالي و عشيرهاي شكل گرفتهاند
را بيان نمايد. و از يك نظرPK.K. نيز همين است. رمان، در
سطح هنري موجب چنين پيشرفتي ميگردد. هم محصول توسعهي
انقلابي است و هم تاحد ممكن ميتواند به توسعهي انقلابي
شكل ببخشد. اگرچه با شعر، موسيقي و نقاشي انقلاب روي نميدهد،
ولي كمك رمان در توسعهي ذاتي آن حتمي خواهد بود. هدف پيشنويس،
ارائهي كمابيش محتواي اين موارد است.
در حقيقت بحث ازشخصيتهاي اساسي است. اما اگر كاراكترهاي
مشابه زيادي را بسازيم، ماتريال غنيتر ميشود. بنابراين
رمان با جدا كردن و يكيكردن بهترين بخشهاي آن يعني رساندن
به يك سنتز، ميتواند ايجاد شود. در پيشنويس رماني كه سعي
داريم ارائهاش دهيم، گروههاي متفاوتي در حال انجام
تحقيقات هستند. اينكه به كدام زندگي كين ميورزيم و در
آرزوي كدام زندگي هستيم، مورد بازخواست قرار ميگيرد. همچنين
در اينجا پرسشهايي مانند چه چيز خوب و چه چيز زيباست؟ صحیح
كدام است و اشتباه كدام است؟ چه چيز زشت و چه چيز بد است؟
بسيار پرسيده ميشوند . زيرا كه رمان كمي هم در ميان اين
اصطلاحات اساسي پيشرفت مينمايد. پرسشهايي از قبيل از كجا
آمدهايد؟ زندگي سنتي چيست و چگونه از آن جدا شديد؟ همچنين
با زندگي نوين چه ارتباطي داريد و جگونه با آن مرتبط شديد؟
چگونه خواستيد پيشرفت نماييد؟ بهكرات پرسيده ميشوند. از
طرف ديگر عدم پيشرفت سريع و به صورت يك مبارز انقلابي
درنيامدن بيانگر چيست؟ تصاوير گوناگون آن كدامند و در
شخصيت راه را برچه چيزي ميگشايند؟ اينها مورد بازخواست
قرار ميگيرند و سعي ميشود به شيوهاي صحيح مشاركتي در پيشرفت
انقلاب در اين جهت صورت گيرد.